بهار زندگی منم خوشحالم که دوباره پررنگ شدی و اینجا پست گذاشتی ...خدا کنه دوباره بچه ها همشون بیان و مثل قدیما دور هم باشیم ...یادش بخیر که همگی با هم تلاش می کردیم تا زخم هامون رو از بین ببریم البته الان هم بچه های جدید هستند که تلاش می کنند و هوای تالار رو دارند اما چه خوب میشد قدیمیا هم همگی بر می گشتن و جدید و قدیم همگی دور هم خوش بودیم ....
صندلی داغ رو نگو که با اون همه سوالای پشت سرهم که می زاشتم خیلیا دوست داشتند بسوزونند البته یه بار جزغاله شدماااااا ولی الان دلم سوخته فکر کنم بشینم رو صندلی ارور بده و دلش به حالم بسوزه و بگه پاشو که تو از من سوخته تری ........هی هی هی ....
هیچگاه دلت را به روزگـــــــار مسپار که دریایی از ناامیدی هست ...
دلت را به خــــــدا بسپار که دریایی از امید است...
علاقه مندی ها (Bookmarks)