یکم شبیه مشکل منه.میفهمم دقیقا. قرار بود ازدواج کنیم همیشه هم حرفش بود. یهو بعد از 3 سال گفت من حس خواهری به تو دارم! و میخوام تا آخر عمر مثل یه دوست و خواهر باشی واسم و منو ببخش که باهات نمیتونم ازدواج کنم! اصلا من شوکه شدم. واقعا باورم نمیشه چطور میشه آدم 3 سال بخواد با کسی ازدواج کنه بعد برگرده بگه تو خواهرمی؟! آدم چطور ممکنه اینهمه یهویی تغییر کنه . من هم گفتم اگه قرار نیست ازدواج کنیم پس همه چی تمومه..الان 2 ماه از این قضیه گذشته من خیلی غصه میخورم. دارم همه ی سعیمو میکنم فراموشش کنم. اما خیلی سخته. ای کاش دلیل این تصمیم ناگهانیشو میدونستم به من دلیلشو نگفت. احتمالا پای کسی دیگه در میون بوده.گاهی هم با خودم میگم مشکل روانی داره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)