به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 10 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 91 تا 100 , از مجموع 103
  1. #91
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    خب همین کاری که میگه رو بکن. یا خودت یا پدرت به دیدن پدرش برو . در مورد همه مسائل (به خصوص مسائل مالی ) واضح حرفت رو بزن.

  2. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    mahan26 (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  3. #92
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 92 [ 13:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    71

    تشکرشده 10 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array

    Icon88888

    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
    خب همین کاری که میگه رو بکن. یا خودت یا پدرت به دیدن پدرش برو . در مورد همه مسائل (به خصوص مسائل مالی ) واضح حرفت رو بزن.

    قبلا بهتون نگفتم؟؟؟؟؟ یا شاید گفتم !
    یکی از دلایلی که تا الان طول کشیده رابطمون اینطور بمونه ، فوت پدرم (اسفند 90) بود. وقتی پدرم فوت کرد 5 ماه بود با دختر خانوممون حرف میزدم حتی پدرمم میدونست قضیه رو !
    اما تازه شروع کرده بودیم و فعلا نمیدونستیم که بعد ها رابطمون اینجور تداوم داشته باشه
    الان مجبورم با عموم برم که خواستگاریم با اون رفتم
    هرکسی باشه جای خالی پدر تواین شرایط خیلی بیشتر احساس میشه !!! :(
    فقط می ترسم عموم اینا کوتاه نیان و بگن اونا دیگه گفتن نه و همه چی تموم شده!!!!! ولی ما 2 تا همدیگرو خیلی میخواییییییم - اینروزا وقتی حرف میزنه فقط گریه می کنه!!!! منم دل دارم نمیتونم تحمل کنم لحظه ای دلخور باشه .....
    فقط استرس دارم
    نمیدونم چی به سرمون میاد !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    ویرایش توسط mahan26 : یکشنبه 15 اردیبهشت 92 در ساعت 12:36

  4. #93
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    اووووه ماهان من واقعا معذرت می خوام . خدا بیامرزه پدرت رو . شاید گفته باشی. من فراموش کرده بودم.
    به نظر من خودت یه بار برو با پدرش صحبت کن. بگو که فکرش رو کردی و همه جوره می تونی دخترش رو خوشبخت کنی. در مورد برنامه هایی که برای آینده چیدی صحبت کن. بذار بدونه که با برنامه ریزی داری پیش میری . خلاصه اینکه مردانه رفتار کن. اون اگه احساس کنه که واقعا توانایی خوشبخت کردن دخترش رو داری قطعا قبول می کنه .
    زودتر برو صحبت کن و خبرش رو به ما بده . منتظریم

  5. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    mahan26 (یکشنبه 15 اردیبهشت 92)

  6. #94
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    آقای ماهان حرف گوش نکن عاشق،

    اگه ممکنه به این عروس خانم بفرمایید همه چیز را مدتی مسکوت کنند تا امتحانهاتون را بدید.
    الان فقط بی خودی شلوغش می کنید و کار را سخت تر.
    شما هم که مشکل شهریه و دانشگاه دارید مسیر را طولانی تر هم می کنید ( این ترم به سلامتی دو تا درس شما می افتی و سه تا هم ایشون که جمعش می شه یه ترم )

    خواستگاری و ازدواج یه چیزی نیست که با عجله و گریه بشه سروتهش را هم آورد.

  7. 2 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    mahan26 (یکشنبه 15 اردیبهشت 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 16 اردیبهشت 92)

  8. #95
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 92 [ 13:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    71

    تشکرشده 10 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
    اووووه ماهان من واقعا معذرت می خوام . خدا بیامرزه پدرت رو . شاید گفته باشی. من فراموش کرده بودم.
    به نظر من خودت یه بار برو با پدرش صحبت کن. بگو که فکرش رو کردی و همه جوره می تونی دخترش رو خوشبخت کنی. در مورد برنامه هایی که برای آینده چیدی صحبت کن. بذار بدونه که با برنامه ریزی داری پیش میری . خلاصه اینکه مردانه رفتار کن. اون اگه احساس کنه که واقعا توانایی خوشبخت کردن دخترش رو داری قطعا قبول می کنه .
    زودتر برو صحبت کن و خبرش رو به ما بده . منتظریم
    خواهش ... اشکال نداره
    نگفته بودم آخه !
    باشه چشم ببینم چی میشه !!!!!!!!!!

  9. #96
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 92 [ 13:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    71

    تشکرشده 10 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    1 سوال دارم !!
    بین خواستگاری اول و دوم از 1 نفر چقد باید فاصله باشه؟ 1ماه؟ 2 ماه؟ 1 هفته؟ چند روز؟؟؟؟؟

  10. #97
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    جمعه 04 مرداد 92 [ 13:05]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    69
    امتیاز
    498
    سطح
    9
    Points: 498, Level: 9
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class250 Experience Points3 months registered
    تشکرها
    71

    تشکرشده 10 در 10 پست

    Rep Power
    0
    Array
    حد اقل و حد اکثر چند روز باید منتظر موند و دوباره دست به کار شد؟

  11. #98
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    راستش الان فرمولش تو ذهنم نیست

    ماهااااان حداقل و حداکثر نداره که. اونا فکراشونو کردن. پدرش مخالفه . برو باهاش صحبت کن ببین چی میشه .

  12. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    mahan26 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  13. #99
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 31 تیر 92 [ 18:54]
    تاریخ عضویت
    1391-12-09
    نوشته ها
    160
    امتیاز
    1,385
    سطح
    20
    Points: 1,385, Level: 20
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 15
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registeredTagger First Class1000 Experience Points
    تشکرها
    214

    تشکرشده 192 در 82 پست

    Rep Power
    30
    Array
    ماهان خواستگاری دوم دیگه واسه چی میخوای بری؟
    شما دخترشونو یه بار خواستگاری کردی! دخترشونم که راضیه. فقط میمونه پدر خانواده. اگه میشه یه جایی که راحت تری، با پدرش دو نفری صحبت کنید. سرسختی تورو ببینه، مردونه باهاش حرف بزن، بگو شما پدر ایشون هستید. حرفتون برای من سنده، هر کاری از دستم بر بیاد برای جلب رضایت شما میکنم. بگو (دختر خانوم) هم به خاطر حجب و حیا و این که شما پدرش هستی نتونستند حرفای دلشونو بزنند. از طرفی ما میخوایم حمایت و دلگرمی شمارو داشته باشیم. برای همین میخوام دلایل مخالفتتونو بدونم.

    - - - Updated - - -

    لازم نیست فکر کنی چقدر باید صبر کنی... هر موقع دیدی آمادگیشو داری اقدام کن... یه هفته، دو هفته؛ یه ماه، بعد از امتحانها... هر وقت که ذهنت آروم بود و میتونستی راحت حرف بزنی

  14. 2 کاربر از پست مفید sara.s تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 16 اردیبهشت 92), mahan26 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)

  15. #100
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 12 فروردین 95 [ 09:02]
    تاریخ عضویت
    1392-1-29
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    2,229
    سطح
    28
    Points: 2,229, Level: 28
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 21.0%
    دستاوردها:
    1 year registeredTagger Second Class1000 Experience Points
    تشکرها
    22

    تشکرشده 16 در 6 پست

    Rep Power
    0
    Array
    امتحاناتونو که تموم کردید و خیالتون راحت شد دوباره خودتون شخصا با پدرشون صحبت کنید و حرفاشو بشنوید و محکم و مردونه سعی کنید نظرشو جلب کنید

  16. کاربر روبرو از پست مفید com_eng تشکرکرده است .

    mahan26 (سه شنبه 17 اردیبهشت 92)


 
صفحه 10 از 11 نخستنخست 1234567891011 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. 4 روش سریع برای ترمیم ناخن شکسته
    توسط meinoush در انجمن علمی و آموزشی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: جمعه 16 آبان 93, 20:56
  2. با عشقم ازدواج کنم یا خواستگارم؟باید سریع جواب بدم تا دو روز دیگه
    توسط nanila در انجمن اختلاف با خانواده در انتخاب همسر
    پاسخ ها: 51
    آخرين نوشته: شنبه 06 آبان 91, 12:45
  3. جواب منفی و ضایع شدن در خواستگاری
    توسط asemani_113 در انجمن خواستگاری
    پاسخ ها: 47
    آخرين نوشته: یکشنبه 26 دی 89, 01:58
  4. چرا پسر ها اینقدر ضایع هستند(طنز)
    توسط jazire در انجمن سرگرمی و تفریح
    پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: چهارشنبه 20 شهریور 87, 21:03

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 10:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.