آوای عزیز، صحبتهات نشون میده که بخش زیادی از وجود همسر شما تصوراتی است که شما در موردش داری. این چند مدت به خاطر اینکه همسرت باهات در مورد رفتارهاش صحبت نمیکنه شما پر شدی از تصورات خودت در مورد چیزی که اون ممکنه فکر بکنه.
"ولی خودم پیشقدم شدم.داشتم اذیت میشدم اونم عذاب میکشید"
"زنگ زدم گفتم نهار بیاد خونه..ذوقید..البته گفتم حسشو بروز نمیده ولی لحن صداش شاد شد..شاید اینو به حساب پیشقدم شدن من برا آشتی گذاشت"
"وقتی من سرسنگینم باهاش پیشقدم نمیشه برای رفع دلخوری..فکر میکنه اگه طرفم بیاد من اذیت میشم یا نمیخام نزدیکم بشه یا حرفی باهام بزنه."
"میبینم با نگاه نگران بهم خیره میشه تا ببینه واقعا هدفم چیه بلخره میرم طرفش یا نه"


همسر شما درونگراست پس حرف دلش رو به شما نمیزنه. من جای همسر شما نیستم ولی به عنوان یک مرد به نظرم میرسه که شما باید روی جلب علاقه اش کار کنی. چون اگه مردی به همسرش علاقه اش داشته باشه حتما برای اشتی پیشقدم میشه.