عزيزم سعي كن خونسرد باشي و در هيچ يك از اين درگيري ها حرفي نزني كه احترام خودت و خانواده ات زير سئوال برود. سعي كن نجنگي چرا كه در جنگ و دعوا حلوا تقسيم نمي كنند واحتمال اينكه تو مغلوب باشي زياد است. صبورتر باش و مسائل خانواده ها را به داخل حريم زندگي شخصي ات با شوهرت وارد نكن. حساب شوهرت را با تمام درگيري هاي خانواده ها جدا كن و به زندگي ات دلگرم باش. شوهرت ناچار است گاهي طرف تو را بگيرد كه همسرش هستي و گاهي طرف مادر وخواهرش را چرا كه آنها هم بالاخره اعضاي خانواده اش هستند. پس زياد با شوهرت درگير نشو. نسبت به مشكل خواهر شوهرت و بردارت اعلام بي طرفي كن و به آنها بگو هر كاري لازم باشد براي كمك به اين مشكل دوطلبي كه انجام دهي. روي برنامه هاي روزمره ات برنامه ريزي كن تا خستگي ناشي از كارو زندگي روي اعصاب و رفتارت اثر منفي نگذارد. اگر نمي خواهي به مادرشوهرت در آرايشگاه كمك كني اين را صريحاً به او نگو بلكه رسيدگي به امور شوهرت را بهانه كن تا آنها هم فكر نكنند كه تو خودت را مي گيري و يا اينكه تغيير رويه داده اي.فراموش نكن كه از ابتداي زندگيت خودت هم اتباهاتي داشته اي كه الان تاوان آن اشتباه ها را پس مي دهي. مثلاً از اول نبايد قبول مي كردي كه هم در بيرون منزل كار كني و هم نزد مادر شوهرت. الان آنها نسبت به تو متوقع هستند. الان هم دير نيست. ساعاتي كه نزد آنها هستي را به مرور كمتر و كمتر كن به طوري كه چندان به چشم نيايد. اگر صبور باشي مي تواني همه مشكلات را با عقل و هوش و اراده ات حل كني. شوهرت را فراموش نكن. وقت بيشتري براي زندگي شخصي ات با او بگذار.








علاقه مندی ها (Bookmarks)