reihane_b
بله. پیش سه متخصص هم رفتم. همشون منو معاینه کردن و گفتن که عمل ریسک بالایی داره و شاید توانایی های دیگه ای هم این وسط از دست بره و حتی مشکل فعلی هم حل نشه. ضمن اینکه هزینه خیلی بالایی داره که از توان من خارجه
من با یه مشکل مادرزادی در این قسمت دنیا اومده بودم که در بچگی هم یه عمل جراحی روش انجام شده. اما وضعیت من تغییری زیادی نکرده. یعنی اون دکتر فقط تا حدی زندگی عادی رو برای من آسون کرده بود.
اما با وجود اینکه این بیماری در آیین نامه پزشکی سربازی آورده شده اما دکتر نظام وظیفه گفت که امید زیادی به معافیت نداشته باشم
این موضوع من رو خوشحال کرد که اوضاعم اونقدرها هم حاد نیس اما ناراحتی من ادامه داره که هزینه مالی و ریسک عمل رو چکار کنم. فکر کردن به اینکه من 2 سال سربازی برم و چندین سال کار کنم تا پول پس انداز کنم و زمان که مدام میگذره و سن من بالا میره و باز هم نمیتونم به طور قطعی امیدی به حل مشکل داشته باشم
از دانشگاه انصراف دادم. خونه نشین شدم. زبان خودمو تقویت کردم. طراحی وب و تا حدودی برنامه نویسی یاد گرفتم. اما اینا فقط برای این بود که خودمو سرگرم کنم. حتی یک لحظه هم نمیتونم خودم رو تصور کنم که شغل داشته باشم و از این موارد استفاده کنم. من واقعا امیدی به آینده ندارم. هم سن و سالای من یا ازدواج کردن یا در آستانه اون هستن. زمانی من از نظر درسی از همه اونها جلوتر بودم اما الان در زندگی از همشون کیلومترها عقب افتادم
و اینکه وقتی در شرایطش قرار میگیرم اونقدر دست پاچه میشم که از هیچ کدوم از اطلاعاتم نمیتونم استفاده کنم. خجالت میکشم که کسی مستقیم به من نگاه کنه. بدم میاد که کسی تو دلش هم حتی به من بخنده. من بارها بخاطر این مسائل تحقیر شدم. مطمئن باشید اگه محیط مجازی نبود من همین حرفا رو هم نمیتونستم به زبون بیارم
meinoush
من بینی بزرگی دارم. بـــــــــــزرگ. صورت لاغری دارم و این بینی بزرگ منو بیشتر شبیه یه کاریکاتور کرده. اتفاقا از نظر هورمونی هم مشکل دارم که تا این سن هنوز موهای صورتم کامل نشده. سه ماه ورزش میکردم و خیلی زیاد غذا میخوردم اما نه به وزنم اضافه شد و نه قیافه من تغییری کرد.
وقتی که میخوام لباس بخرم اول از همه دنبال مغازه ای میگردم که جز فروشنده هیچ کسی در اون نباشه!!! تحمل روبرو شدن با افراد زیاد رو ندارم. وقتی وارد جایی میشم فقط میخوام سریعتر کارم تموم بشه و به سرعت به خونه برگردم بخاطر همین خیلی فکر نمیکنم که آیا لباس مناسبی برام هست یا نه
دو روز قبل چون فکر میکردم قراره با اون دختر روبرو بشم با چه شوق و ذوقی رفتم و لباس جدید خریدم. با اینکه پول زیادی هم نداشتم اما از کسی قرض گرفتم... :(








علاقه مندی ها (Bookmarks)