معلومه که نمیشه! معلومه که آدم ناراحت میشه و دلش میشکنه....
اما اینکه شوهر شما انتظار داره ناراحت نشی و به دل نگیری به نظر من 2 تا دلیل داره ... یا اینکه اینقدر از کارش ناراحته و پشیمونه که دلش نمیخواد ناراحتی شما ادامه دار بشه و باعث بشه حرکت زشتش برای هردوتون یاداوری بشه یا دلیلش اینه که متأسفانه این عمل اینقدر برای همسرت عادی شده که انتظار داره برای شما هم عادی بشه...
دلیلش هرچی که هست بیشتر تمرکز و انرژیت رو بذار روی این موضوع که هرچه زودتر حل بشه... این خیلی مهمتر از اینه که شما با مادر شوهرت زندگی کنی یا نه...چون اگه رابطه ات با همسرت درست و منطقی پیش بره میتونی حتی در کنار خانواده همسرت شادترین زندگی رو داشته باشی یا حتی علی رغم این که چند سال هم اونجا زندگی کنین و حسابی عادت کنین، شوهرت رو به راحتی راضی کنی که خونه تون رو عوض کنین... شما یه کوچولو تو خونه داری عزیزم... تأثیر این عمل شوهر شما روی تربیت دختر نازت باید برات نگران کننده تر باشه از تأثیر محیط خونه مادرشوهرت.
خب چرا بحث رو کش میدی؟ چرا تا حدی عصبانیش میکنی که نتونه خودشو کنترل کنه؟ به هر شیوه ای که بلدی نذار این اتفاق تکرار بشه...آثار سوئش متوجه دختر و حتی خود شوهرت هم هست....
شما الان میخوای با یه راهکار 2 روزه مثل معجزه یه سیاست بهت یاد بدیم که شوهرت از رفتن به اون خونه منصرف بشه؟
یکم منطقی به این موضوع نگاه کنی میبنی تقریبا ممکن نیست... اینکه بتونی راه درست ارتباط با همسرت رو پیدا کنی که از این طریق حرف خودت رو به کرسی بنشونی فکر نکنم تو یکی دو هفته حتی یه ماه هم در حدی جواب بده که شوهرت منصرف بشه! البته من اینا رو با تعاریفی که از رفتار همسرت و خصوصیاتش گفتی میگم.
حل که میشه اما یه خورده زمان میبره. فقط به نظر من اولویت با بهبود رابطه ات با شوهرته در حدی که جلو دخترت حتی لفظا بی احترامی پیش نیاد ... اینکه زندگی با خونواده شوهرت درگیرت کرده مهم هست حق هم داری نگران باشی اما تو اولویت بعدیه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)