سلام عزیزان ممنون از لطفتون که وقت میذارین و کمک میدین.
من دیروز رفتم پیش مشاور طی صحبت بهم پیشنهاد داد که فعلا قضیه رو به خانواده طرف نگم چون میگفت اون ها حتما میدونن که این آدم اینجور رفتارها رو داره .ممکنه به روی خودشون نیارن اما شاید برای رهایی از دست این آدم قضیه رو جدی کنن و بحث رو به این سمت برسونن که شوهر تو این خانم رو از راه به در کرده و دیگه حرمت ها شکسته بشه و ادامه داستان.

از طرف دیگر همسرم دائم داره برای من یکسری توضیح تکراری میده که من به تو خیانت نکردم و تو داری خیلی قضیه رو مهم جلوه میدی.که البته از نظر من عذر بدتر از گناهه.اینکه هیچ توضیحی برای رفتارش نداره خیلی عذابم میده.
مشاور میگه نباید به آسونی بذاری که حرمت ها شکسته بشه. اما من واقعا نمیدونم همسرم چرا به کسی مثل این زن توجه کرد؟وقتی از خودش میپرسم هم فقط میگه تو اشتباه میکنی و من اونجور که فکر کردی نیستم.
دوستان من نمیدونم با همسرم چطور رفتار کنم؟من حتی از مشاور پرسیدم که همسرم چطور تونست به کسی ابراز علاقه کنه و اون جواب داد که انسان جائزالخطاست.یا میتونی و در آخر از گناهش میگذری (البته نه به آسونی منظورش این بود که خونه ات رو نا امن نمیکنی و پر از جنگ و نفرت )و یا میری به سمتی که اون خانم میل داره اتفاق بیوفته و شوهرت رو بعد از این همه سال تنها میذاری که به خطای بیشتری بره.
بنظر من این اتفاق حتی اگر در حد حرف هم باشه خطاست و الان این خطا صورت گرفته.حالا اما نمیدونم چطور مسیر زندگیم رو هدایت کنم به سمتی که بهتره و به خودم و فرزندم و همسرم کمترین ضرر رو میرسونه.شوهرم دائم به من میگه که من زندگیم رو دوست دارم و هرکاری میکنم که اعتمادت به من برگرده.
ممنون میشم که نظر شما رو هم بدونم عزیزان