به نام ستارالعیوب
با سلام مجدد
در ابتدا بگویم که احساسات شما رو در این وضعیت کاملا درک میکنم چرا که خود من نیز چنین مراحلی را داشته ام.
من کارشناس نیستم و فقط نظر شخصیم رو میدم شما خودت خوباش رو بگیر و بداش رو بگذار..
چند تا نکته به نظرم میاد:
1- احتمال عدم داشتن جایگاه لازم شوهرتان در زندگی به خاطر وجود اختلاف در سطح تحصیلات و احساس تفوق شما که این موضوع باعث رفتارهای غیرمنطقی ایشان میگردد. ممکن است ریشه روابط خارج چهارچوب خانواده ایشان از این موضوع نشات گرفته باشد.(نیاز به موشکافی بیشتر دارد.)
2- علتهای ذکر شده برای دلایل موضوع طلاق به کرات در گذشته به نظر خیلی محکم و عاقلانه نمی آید. (احتمالا کمی لجاجت در طرفین وجود دارد! که باید روی این موضوع کار شود)
3- گاهی اوقات مچگیری زیاد و پیگیری دروغ طرف مقابل باعث جری شدن طرف در اون موضوع میشه لذا تاکید عقل و شرع هم در این مورد اصل تغافل و عدم توجه هست.
4- این یک واقعیت هست که زنان در مسایل ریز زندگی برنامه ریز تر از مردان هستند شما با توجه به روحیات همسرتون که به نظر رفتار آزادانه رو می پسندند می بایست سیاستی به خرج دهید که میانه روی بین شما و همسرتون باشه و در بعضی موارد کلان نگری ویا به ذم بعضی ها بیخیالی شوهرتان اجرا گردد و در عمل پس از پیاده سازی نظر ایشون به تبعات اجرایی نظر شوهرتون بپردازید (به جای پیشگویی و ذهن خوانی از قبل اجرا) در این حالت شاید نکات مثبت و منفی رفتارهای متفاوت هر دوی تان مشخص گردد و راه بهتر در ادامه زندگی بدست آید.
5- به نظرم تصمیم گیری از روی احساسی که در سفر به شما دست داد با رفتار توصیه شده دینمان تطابق ندارد. قطعا بی توجهی قلبی به خطای قبلی شوهرتان کمک زیادی در آرامشتان و بازگشت همسرتان به زندگی خانواده محور خواهد داشت.
در پایان توصیه من اینست که جاری شدن صیغه طلاق در کمتر از یک دقیقه قابل انجام هست. مرور یکبار دیگر رفتارهایمان قبل از انجام مرحله کامل جدایی به ما این کمک را میکند که در آینده دچار عذاب وجدان نشویم و تاسف برای هزار راه نرفته را نخوریم! که در اینصورت دقایق برایمان سالها خواهد شد!
در پناه حق








علاقه مندی ها (Bookmarks)