
نوشته اصلی توسط
farhad1
با هم دوست بودیم.سه روز بعد از اشناییمون با هم یه تفریح رفتیم که متوجه نا امیدی ایشون از زندگی شدم و حتی اثار خودکشی ناموفق هم رو دستش دیدم و نمیتونستم بی تفاوت باشم اون وقت تصمیم گرفتم که کمکش کنم...........
....اون موقع با دو نفر دیگه هم بودم که یکیشو خیلی دوست داشتم و یک سال بود با هم بودیم خاموم خوب و فهمیده ای بود ...
...ازش خواستم منطقی تر باشه.پوشاک مناسب تر بپوش و ظاهر با شخصیت تری داشته باشه.چون اهل مد بود پوشش قابل قبولی از نظر من نداشت.و خیلی چیزای دیگه..........
عقد کردیم و من از روز اول اشنایمون تا به امروز به این فکر بودم که میشه ازش کسی ساخت که اخلاقیات منطقی و قابل قبولی داره ولی نمیدونم چرا اینقدر مشکلاتش زیاده این مشکلشو حل میکنم یه مشکل دیگه و .............

نوشته اصلی توسط
farhad1
..
مثلا تصمیم میگیره بره پیش دختر خاله هاش.دختر خالش طلاق گرفته و اون دختر خاله دیگش
یه دختره که کل فکرش دوست پسراشه
.یه بار رفت کل بحثایی که باهاش کرده بودن بحث س*ک*س*ی و
دوست پسر
و این چیزا و یه سری کلیپ س *ک*س**براش بلوتوث کردن.منم گفتم به این دلایل دیگه نمیخواد بری پیششون چون حس میکنم
روش تاثیر منفی داره
و سر این بحثمون میشه اما دو روز بعد باز میگه باید برم.......مثلا با یه پوشش بد جلو برادرم میاد به حدی که شرمم میشه و بهش میگم
این پوششت درست نیست
خواهشا دیگه نپوش اما بازم تکرار میکنه این دوتا مثال از صدها مثاله اینطوریه.
فیلم فارسی زیاد می بینی؟
آقای فردین شما که خودت همزمان با سه نفر بودی! بعد با یک دختری که سه روز بعد از آشنایی با دوست پسرش رفته تفریح و اهل دوست پسر بازی و مد و پد بوده رو باهاش ازدواج کردی بعد الان میخوای ازش چه کسی رو بسازی؟ میترسی بره پیش دخترخاله اش که کل فکرش دوست پسراشه، از راه بدر بشه؟ خوب این خانوم شما که خودش هم که اینکاره است و شما هم که حرفه ای اینکاره بودی در حد لالیگا بالام جان! حالا این چه تاثیر منفی روی این خانوم میذاره؟ و شما چه اخلاقیاتی رو دنبالشی در این خانوم زنده کنی فردین جان بنده موندم! مثلا این خانوم شما وقتی با حضرتعالی دوست بود، همه فکرتون مسائل اخلاقی بود و چفیه مینداختید دور گردنتون و مینشستید با هم زیارت عاشورا میخوندید؟ یعنی تا این حد خانوم شما با دختر خاله اش فرق داره!
دو تا آدم لنگه هم بهم رسیدین! حالا یهو شما متحول شدی میخوای از ایشون اسوه اخلاق بسازی؟
نه برادر من! اونیکه شما مد نظرته و دلت میخوات داشته باشی، روز سوم آشناییش با دوست پسر جونش نمیره ددری. در ضمن اون آدمی که به اخلاقیات و پوشش مد نظر شما پایبنده وارد همچین رابطه هایی نمیشه ملتفتی؟
در ضمن چون خیی احساس منطقی بودن میکنی: ببین مسئله مهمی مثل ازدواج رو با فردین بازی و همینجوری یلخی و احساسی رفتی جلو و به صرف فشارهای اون خانوم برای خواستگاری و البته احساسات به قول خودت کور جنابعالی، رفتی زن گرفتی، اینا اشکال نداره. حالا بگذریم از رفتارهای غیر منطقی دیگه مثل دوستی های متعدد و همزمان و الی ماشا الله، الان گیر دادی به این خانوم که منطقی باشه؟!!! اگه منطقی بود که زن شما نمیشد برادر من! اگه منطقی بود که اونهمه وقت خودکشی نمیکرد که! مگه قبل خواستگاری نمیدونستی اینارو آقای منطقی؟ یه سوزن به خودت بزن و یه جوالدوز به دیگرون.
بشین زندگیتو بکن، با بهانه های بنی اسراییلی هم زندگی رو نه به خودت نه به اون خانوم زهر نکن! فکر دوست دختر قبلیتهات هم رو دیگه بگذار کنار! تمام شد اون دوران.
بی دلی در همه احوال خدا با او بود
او نمی دیدش و از دور خدایا میکرد
ویرایش توسط بی دل : شنبه 31 فروردین 92 در ساعت 02:33
علاقه مندی ها (Bookmarks)