
نوشته اصلی توسط
shabe niloofari
واااای انگار که این پست رو خودم گذاشتم.حرفات دقیقا حرف دل من بود
منم معماری خوندم.تو یکی از بهترین دانشگاه های ایران.کارشناسی ارشد دارم. اما 2 ساله که برای گرفتن مدرکم و تحویل رساله ام نرفته ام دانشگاه و اصلا نمی دونم که دیگه بهم مدرک می دن یا نه
انگار که هیچ انگیزه ای برای فعالیت و تغییر ندارم
مامانم هر روز سرزنشم می کنه که قرار نبود تو با این همه استعداد و تحصیلات بشی یه زن خونه دار
اما انگار از سرکار رفتن و پذیرش مسوولیت های جدید می ترسم.از این که هر روز مجبور باشم سر یه ساعت خاص از خواب بیدار شم و برم سر کار می ترسم.از این که خسته از سر کار برگردم و سرِ انجام کارای خونه و کمک نکردن شوهرم هر روز باهاش کل کل کنم می ترسم
خلاصه که خیلی از خودم بدم اومده
علاقه مندی ها (Bookmarks)