سلام دوستان.
من 1 سالي شايدم بيشتر ميشه که به اين سايت سر ميزنم اما امروز عضو شدم!
لازم شد که همين ابتدا از تمام کارشناسا و اعضايي که بدون چشم داشت تلاش ميکنن که مشکلات همديگه رو رفع کنن و از هيچ راهنمايي مضايقه نميکنن تشکر کنم.
يه سري از بچه ها اسمشون برام آشناست، يکيش اميده که چندتا تاپيک زده بود در مورد راهنمايي هايي که ميخواست و من دنبالش ميکردم و چند وقتيه که يکم آقا صابر رو ميشناسم در کل اسمش توو چشم بود و همچنين ساير اعضا...
آقا صابر ميشه بگي نتيجه اي که گرفتي چي بود؟
کارشناسهاي امروزي ميگن بايد براي ازدواج پشتکار داشته باشي، درآمدي و کاري برا خودت دست و پا کرده باشي، و به بلوغ فکري هم رسيده باشي... خلاصه اينکه با دست خالي و بدون فکر تصميم نگيري که بري خواستگاري.
آره درستش هم همينه و کسي هم منکر اين صحبت ها نيست.
نظر من اينه که حداقل بايد تکليف درس مشخص باشه و کم کم ميشه بقيه کارها رو پيش برد. نميشه کسي رو توي آب نمک خوابوند تا وضعيت مشخص بشه و رابطه ي دو نامحرم حتي با رعايت موازين شرعي در دراز مدت کار عقلاني نيست، اينکه خانمي رو با قول ازدواج در آينده پاي بند خودمون کنيم کار صحيحي نيست چون ممکنه فرصت هاي ازدواج بهتري براي ايشون فراهم بشه و ما با خودخواهي اين فرصت ها رو ازش گرفتيم.
همونطور که آقا اميد هم گفتن از يه طرف اگه بخوايم مدرک تحصيلي ارشد بگیریم و بعدش سربازی و بعدش دنبال کارم باشیم و تا یه کار ثابت گیر بیاریم و بعد پس اندازی داشته باشیم و ماشین و (و بعضآ خرید خونه) و ... سن از 30 سالگی مطمئنا به بالا میزنه.
دکتر حسن عباسی میگن ما باید سن ازدواج رو به زیر 20 سال بیاریم. البته من تا حدودی با نظر ایشون موافقم و این نظر روی همه افراد صدق نمیکنه. قدیم ها اکثر پدر مادرهای ما زیر 20 سال ازدواج میکردن و هر دوخانواده حمایت میکردن اما کسایی که مشکلات رو به دوش میکشیدن خود زن و شوهر بودن.
وقتی شما توی سن 30 به بالا ازدواج میکنی اون شور و علاقه و لذتی که میشه توی سن کمتر از 30 سال داشت کمرنگتر میشه و توی این سن بیشتر متوجه مادیات میشی.
نیاز عاطفی و جنسی نیازی هست مثل همه ی نیازی های عادی دیگه انسان، کمبود نیاز عاطفی و جنسی در دورانی که انسان بیشتر به اون نیاز داره و اگه بهش پاسخ داده نشه ممکن هست با مشکلاتی روبرو میشه. دکتر عباسی این نیاز رو مثل آب و غذا میدونه که با نبودنش ادامه حیات غیر قابله و به همین خاطر هست که میگن باید سن ازدواج به زیر 20 سال برسه. البته باید بلوغ فکر رو هم در نظر داشت. گاهی میشه یک شخص 20 ساله به بلوغ فکری رسیده باشه و یک شخص 25 و ... نه! پس گاهآ کارشناسان برای ازدواج دلیل سنی میارن، سن ملاک ازدواج نیست بلکه قدرت تحلیل و نحوه ی تفکر یک فرد و هدفش از ازدواج مشخص میکنه که وقت ازدواج رسیده یا نه.
اگر کسی تصمیم به ازدواج داشته باشه و بعد مطمئن باشه که بعدآ از این تصمیم خود به هر دلیلی پشیمون نمیشه میشه گفت میتونه به ازدواج فکر کنه.
حال کسی که میخواد ازدواج کنه و به قول معرف آه در بساط نداره و هنوز خودش رو اول راه میدونه چکار باید بکنه؟ کسی که میخواد هم ازدواج بهنگام داشته باشه و هم بعد به مشکل حادی نخوره!
من میگم میتونه تا فارغ التحصیلی صبر داشته باشه و بعد میتونه برای خواستگاری اقدام کنه، خب با جیب خالی یعنی میشه؟؟ راستی سربازی هم باید بره....! آره میشه، کسایی که متاهل هستن میتونن توی شهر خودشون خدمت سربازی کنن، اگر کسی تحصیل کرده هم باشه یه فرقی با کسی که تحصیل نکرده داره، بنابراین کسایی که توی شهر خودشون هستن بعد از ظهر ها وقتشون خالیه. بعضی ها میتونن کار نیمه وقتی پیدا کنن و درآمدی داشته باشن (مسلما این درآمد انقدر نیست که همه نیازهای مادی رو برطرف کنه). اگر شخصی رو که میخوایین باهاش ازدواج کنین، این درک رو داشته باشه که توقعاتش رو کمتر بکنه و به کمترین قانع باشه، به مشکل حادی برخورد نمیکنین. در واقع باید کسی رو باید انتخاب کرد که از هر لحاظ هم سطح باشین.
دختر و پسرهایی هستن که مدت سربازی رو عقد هستن اما کارشناس ها به دلایل مختلف مدت بیش تر از 1 سال رو صلاح دختر نمیدونن. یکی از دلیل هاش منصرف شدن پسر از ادامه زندگی با دختر هست چون دختر در طول این مدت همه چیز خود رو به پسر ارائه میکنه (از لحاظ عاطفی و جنسی) و وقتی پسر کاملا سیراب شد اینجا ساز مخالف میزنه. به همین خاطر به دختران توصیه میشه در دوران عقد کاملا در اختیار شوهر نباشن. اما این صحبت ها روی همه صدق نمیکنه و ممکنه کسانی باشن که بیش از 5 سال عقد هستن و بعد ازدواج به هیچ مشکلی هم نخورن.
پس میشه در کنار عقد یا ازدواج کامل زیر یک سقف و در حین سربازی درآمدی هم داشت تا حداقل نیازها برآورده بشه و بعد از سربازی دنبال کاری با درآمد بیشتر و بهتر بود. اینجا کمی حمایت خانواده ها نیاز هست اما کسی که زیر بار مسئولیت میرود اقا پسر هست و باید هر مشکل و پیش آمدی رو از قبل احتمال بده و زود شونه خالی نکنه.
بعد از تثبیت شغل و درآمد میشه کم کم به ادامه تحصیل هم فکر کرد.
کسایی که به این صورت ازدواج میکنن به طور نمونه ازدواج دانشجویی همه شان از قبل درآمد مکفی ندارن و همه شان پس اندازی ندارن که پشتیبانی برای ازدواج بدونن. این نمونه ها کم نیستن همه چیز به خود شخص بستگی داره، مطمئنا کسی که پس اندازه و درآمدی نداره مشکلاتی پیش روش خواهد بود اگه به این مشکلات تن بده در ازای اون آرامشی خواهد داشت که خدای متعال در کتاب مقدسمون به زبان اورده، انرژی ای در کنار ارضای عاطفی و جنسی بدست خواهد اورد که میتونه از پس مشکلات بر بیاد، از همه لحاظ امید به آینده در او بیشتر میشه، احساسی خواهد داشت که تا به حال اون رو در موقع تجرد تجربه نکرده بود. این مزیت های ازدواج هست که به نظر به مشکلاتش ارزش داره و حتی مشکلات رو پوشش میده. در صورتی که هر دونفر زن و مرد دیدگاهی صحیحی از ازدواج که همان رسیدن به آرامش است رو داشته باشن و تمام مشکلاتش رو سنجیده باشن.
حرف بعضی ها اینه که عشق نون و آب نمیشه، این حرف کسایی هست که از ازدواج هر توقعی بجز هدف اصلی دارن و اگر مخاطب شما اینان هستن بهتر هست که دوری بشه.
پدر و مادرهای ما از همون ابتدا خونه، ماشین، کار درست و حسابی و درآمد خوب نداشتن... دخترهای این خانواده ها کم نیستن که به سلامت روح و روان و مسئولیت پذیری خواستگار بیشتر اهمیت میدن.
و خلاصه بگم همه چیز به خود شخص بستگی داره که چند مرده حلاجه.....
به قول مولانا :
ای برادر تو همان اندیشه ای مابقی خود استخوان و ریشه ای








علاقه مندی ها (Bookmarks)