متاسفانه ایشون طبق گفته ی خودتون آدم احساسی و بدون اعتماد به نفس کافی هستن و مخصوصا اینکه مادر ایشون نظر زیاد خوبی به شما نداشتن، بنابراین ایشون صد در صد از مادرشون تاثیر پذیر هستن و نمیتونن روی حرفاشون بایستن، شما باید روی این مسئله دقت بیشتری میکردین
در حالی که ایشون شروع کننده ی این رابطه بودن ولی انگار یادشون رفته و علتشم القاعات مادرشه البته شاید مادرش تا حدودی حق داشته باشه چون از اصل چگونگی رابطه خبر نداره،
به هر حال اگه از همون ابتدا که ایشون پاپی شما بود ازش میخواستین که به صورت رسمی اقدام کنه الان این مشکلات به وجود نمی اومد ...
در هر صورت چیزیه که شده و شما الان اصلا نباید تماس بگیرین که اوضا بدتر میشه و شکشون بیشتر میشه
میدونم چه احساسی داری درکت میکنم، چون گفتی اون ادم احساسی هست پس اونم وضعش بهتر از تو نیست و دیر یا زود تماس میگره
وقتی تماس گرفت بهش یاداوری کن که این رابطه چطور و از طرف کی شروع شده و بگو دیگه تحمل این تهمت ها رو نداری و اگه واقعا راست میگی رسما اقدام کن(خواستگاری و عقد)
اگه اومد که زهی سعادت و اگه نیومد بدون که ادامه دادن این رابطه فایده ای نداره
امیدوارم مشکلت حل بشه، صبور باش و توکل بر خدا هم یادت نره که بهترین ها رو برای بنده هاش میخواد








علاقه مندی ها (Bookmarks)