به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 51 تا 60 , از مجموع 69
  1. #51
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    اگر از تصمیمت مطمعنی ولی دیدار حضوری باعث می شه تحت تاثیر حرفاش

    یا نگاهش قرار بگیری و حرفی غیر از تصمیمت بزنی،پیشنهاد می کنم قبول نکنی.

    درضمن مگه اداره پیش هم نیستید؟ولی اگر بری و بتونی حرفتو بزنی دیگه از مزاحمتاش

    راحت می شی.


  2. 3 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    (محرک) (شنبه 24 فروردین 92), barani (شنبه 24 فروردین 92), _yalda (پنجشنبه 22 فروردین 92)

  3. #52
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 16 بهمن 93 [ 11:56]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    40
    امتیاز
    2,382
    سطح
    29
    Points: 2,382, Level: 29
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 68
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    24

    تشکرشده 27 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    به نظر من نیازی نیست حضوری بری چون شاید تحت تاثیر حرفاش قرار بگیری

    من نو دوران دوستی دقیقا شرایط تو رو داشتم اما انقد عاقل نبودم که رابطرو تمومش کنم من الان ازدواج کزدم اما انقد مرددم که نمیتونم تصمیمی برای رفتن سر خونه و زندگی خودم بگیرم.

    به نظر من کار خیلی عاقلانه ای کردی.

    شما که جواب منفی رو دادی پس چرا به حرفاش توجه می کنی بی اعتنای بی اعتنا باش .


    منم رابطمو یکبار کاملا تموم کردم اما همین التماس خواهش ها الان منو به اینجا کشونده.

    تو رو خدا تو اشتباه منو تکرار نکن.

  4. 5 کاربر از پست مفید shima_2 تشکرکرده اند .

    (محرک) (شنبه 24 فروردین 92), Ayeh (یکشنبه 01 اردیبهشت 92), barani (شنبه 24 فروردین 92), فرهنگ 27 (پنجشنبه 22 فروردین 92), _yalda (پنجشنبه 22 فروردین 92)

  5. #53
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1391-10-16
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 106 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط shima_2 نمایش پست ها
    به نظر من نیازی نیست حضوری بری چون شاید تحت تاثیر حرفاش قرار بگیری

    من نو دوران دوستی دقیقا شرایط تو رو داشتم


    تو رو خدا تو اشتباه منو تکرار نکن.
    شیما جان ممنون از حضورت. میشه بهم بگی تو دوران دوستی شرایطت شبیه من بود یعنی چی ؟ اگه ممکنه از شرایطت براو توضیح بده . یعنی تو هم همین مشکلاتی رو داشتی که الان من دارم. همین اختلافات رو داشتی ؟

  6. کاربر روبرو از پست مفید _yalda تشکرکرده است .

    (محرک) (شنبه 24 فروردین 92)

  7. #54
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1391-10-16
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 106 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط فرهنگ 27 نمایش پست ها
    اگر از تصمیمت مطمعنی ولی دیدار حضوری باعث می شه تحت تاثیر حرفاش

    یا نگاهش قرار بگیری و حرفی غیر از تصمیمت بزنی،پیشنهاد می کنم قبول نکنی.

    درضمن مگه اداره پیش هم نیستید؟ولی اگر بری و بتونی حرفتو بزنی دیگه از مزاحمتاش

    راحت می شی.
    فرهنگ عزیز ممنونم که پیگیر تاپیکم هستی. بله. ما پیش هم هستیم. اما خیلی با هم برخورد نداریم. اون اصرار داره با هم جایی صحبت کنیم. من نمی تونم برم ببینمش. می دونم که اگه برم بهتره. اما چون تو تصمیمم قاطع نیستم مطمئنم که جلوش کم میارم و یه بار دیگه این چرخه تکرار میشه. همونطور که چند بار تکرار شده . یعنی من قبول می کنم که باز با هم یه مدتی صحبت کنیم ، بعد جر و بحث ها پیش میاد و باز همه چی تموم میشه.
    نمی دونم چرا نمی تونم خودم رو قانع کنم که ما به درد هم نمی خوریم. همه ش احساس می کنم دارم اشتباه می کنم و اون سخت گیر نیست یا حداقل بعد ازدواج خیلی بهتر از الان میشه . اگه بتونم خودم رو قانع کنم خیلی خوبه. یعنی خودم رو می شناسم. اگه عقلانی چیزی رو قبول کنم ، دلم هم راضی میشه . اما اگه عقلانی نتونم خودم رو قانع کنم می دونم که دلم همیشه پیشش می مونه.

  8. کاربر روبرو از پست مفید _yalda تشکرکرده است .

    (محرک) (شنبه 24 فروردین 92)

  9. #55
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 01 فروردین 98 [ 02:42]
    تاریخ عضویت
    1391-9-10
    نوشته ها
    485
    امتیاز
    9,513
    سطح
    65
    Points: 9,513, Level: 65
    Level completed: 55%, Points required for next Level: 137
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second ClassVeteran5000 Experience Points
    تشکرها
    1,478

    تشکرشده 1,276 در 407 پست

    Rep Power
    75
    Array
    یلدا جان
    میبینم که همچنان اصرار داری بدون اینکه خانوادت در جریان باشن، خودت به نتیجه برسی. درسته که هر کسی خانواده خودشو بهتر میشناسه اما گاهی بد نیست به تجربه بزرگترا اعتماد کنیم. یلدای عزیز تو میخوای با یه نفر تا آخر عمر زندگی کنی! تا حالا به عمق این قضیه فکر کردی؟! اگه رفتاراش توی مدت کمی که با هم بودین انقدر تو رو آزار میداد چرا انتظار داری که بعد ازدواج معجزه بشه؟؟ همکارات شناختی که تو بدست آوردیو ندارن چرا تائید اونا باید روت تاثیر داشته باش؟؟راهی که چند بار رفتیو نتیجه نداد رو چرا دوباره تکرار کنی؟ تو در آینده بازم خواستگارایی داری که بخوای بهشون فکر کنی و مطمئنا هم هیچکدوم کامل و بی عیب و نقص نیستن. برای هر خواستگارت میخوای انقدر توو شک و دودلی بمونیو توان تصمیم گرفتن و پاش موندن رو نداشته باشی؟؟ (چقدر سوال!!)بهر حال هر تصمیمی که بگیری ممکنه تبعات بدی داشته باشه اما به نظرم انقدر از این تبعات بد میترسی که ترجیح میدی همینطور بلاتکلیف بمونی.

  10. 2 کاربر از پست مفید sara 65 تشکرکرده اند .

    (محرک) (شنبه 24 فروردین 92), _yalda (شنبه 24 فروردین 92)

  11. #56
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1391-10-16
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 106 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    من چیکار کنم ؟ غصه خودم کمه. اون هم هر روز اس ام اس می زنه که بد کردم باهاش. میگه نمیتونه فراموشم کنه. میگه نمی دونم سرنوشتم قراره چی بشه . میگه وقتی به تو می رسمم اینجوری میشم. میگه می ترسم تصمیمات اشتباه بگیرم . چون خلاء روحی شدیدی دارم . میگه تو همه کارای منو بد برداشت کردی.
    اون خیلی احساساتیه و روحیه لطیفی داره
    من چیکار کنم ؟
    خواهش می کنم کارشناسا ، مدیر همدردی ، جناب Sci ، فرشته مهربون و بقیه به این تاپیک سر بزنن و منو راهنمایی کنن.
    نمی دونم چه تصمیمی بگیرم. هر تصمیمی می خوام بگیرم می ترسم اشتباه باشه.
    لطفا تاپیک منو نبندید. من هنوز به نتیجه نرسیدم . ممنونم.

  12. #57
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 21 دی 93 [ 23:45]
    تاریخ عضویت
    1391-5-23
    نوشته ها
    535
    امتیاز
    3,418
    سطح
    36
    Points: 3,418, Level: 36
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    573

    تشکرشده 935 در 360 پست

    Rep Power
    67
    Array
    سلام یلداجان
    متاسفانه نتونستم همه تاپیکتون روبخونم ولی تاجایی که میتونستم خوندم
    عزیزم چرااجازه میدی احساسات بهت غلبه کنه ؟
    چراخانواده هارودرجریان نمیذاری؟
    چرااشتباه من روتکرارمیکنی؟
    چراتحت تاثیرحرفهای این اقاقرارمیگیری؟
    عزیزم من هم وقتی اشناشدم بااینکه به خانواده گفتم ولی گفتم شماکاری نکنیدمیخوام این اقاروبهتربشناسم ایشون هم میگفتندهرچی من بگم همون میشه کسی روی حرف من حرف نمیزنه همه قبولم دارن فقط کافیه بهشون بگم ولی چی شد بااینکه به خانواده گفت ولی نتونست خانوادش روبیاره میگفت مشکلی ند ارن میان عجله نکن من خودم بایدکارهام روسروسامون بدم ولی چه فایده؟من هرروزوابسته ترشدم
    من بودم که چشمام روبه روی حقایق بستم
    زیادحرفهای این اقاروجدی نگیرفکرمیکنم همه شون همین طورن وقتی میبینندبافکرتصمیم میگیری احساسات روکنارگذاشتی بازکاری میکنندکه اون احساسات اولیه به سراغت بیاددوباره تحت تاثیراحساسات باشی به قول معروف بادست پس میزنن باپاپیش میکشن تحت تاثیرحرفهای این اقانباش چون من خودم ازش خواستم تاتکلیفمون مشخص شه ناراحت شدندوگفتندنمیخوام کسی واسم تعیین تکلیف کنه درواقع قبل ازاون خداحافظی کرده بودم ولی همچنان تلاش کردند تادوباره اون احساسات به سراغم بیادبعدحرفشون روزدندبعدش گفتندمگه من چی گفتم فقط گفتم دوست دارم وبازنیومدند
    عزیزم اگه میخوای اشتباه نکنی وتصمیم درست روبگیری اجازه بده خانواده اون اقابصورت رسمی به خواستگاری شمابیان قرارنیست جواب مثبت بدیدبعداومدن اوناخوب فکراتوبکن سبک سنگین کن ازخانواده کمک بگیربعدجواب بده کی گفته نبایدبعداومدن اوناجواب منفی بدی بعداومدن اونابادلایل درست ومنطقی میتونی جواب مثبت یامنفی بدی
    موفق باشی

  13. 4 کاربر از پست مفید roseflower تشکرکرده اند .

    (محرک) (شنبه 24 فروردین 92), barani (شنبه 24 فروردین 92), فرهنگ 27 (شنبه 24 فروردین 92), _yalda (شنبه 24 فروردین 92)

  14. #58
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1391-10-16
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 106 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خانواده ام چند باری دیدنش . از نظر اینا خوبه . چون شغلش خوبه . پسر سالمیه ، تحصیلاتش خوبه ، خیلی پاکه ، خلاصه از هر نظر به دل می شینه .
    خودشم اصرار داره بیاد خواستگاری . یعنی اگه امروز بگم فردا میان. اینو مطمئنم که میگم. اصلا شک ندارم رو این قضیه .
    بابا ، من خانواده خاصی دارم. به اصطلاح زود جو زده میشن. همین که می بینن طرف یه کمی موقعیتش خوبه ، همین که سیگار نکشه و کار داشته باشه میگن عااالیه . می شناسمشون دیگه. سر قضیه خواهرام هم اینطور بود. سر هر خواستگار خواهرم ، مامانم یه بار رفت زیر سرم. چون اصرار داشت خوبه و خواهرم مخالفت می کرد و آخر دعوا می شد.
    این رو که دو بار بیرون دیدن دارن منو خفه می کنن که خوبه . چرا قبول نمی کنی. دیگه مگه چی می خوای . دختر شاه پریون که نیستی
    این اخلاقیات رو هم مطرح می کنم میگن تو حساس شدی. این جوریاا هم نیست. اول زندگی همه مردا می ترسن و اینطورین. بعد دو سال همه زندگیا خوب میشه و همه اخلاقا با هم جور در میاد.
    می دونم اگه بیاد چون خودمم شک دارم و چون حرف بقیه هم اثرش داره روم تا حدی قبول می کنم. در حالی که هنوز شک دارم .
    فقط من می خوام یکی بشینه با من حرف بزنه ، من بگم ببینم من حساس شدم یا ایشون بدبینه . همین به خدا
    آقای Sci ، مدیر همدردی و بقیه خواهش می کنم کمکم کنید که تصمیم اشتباهی نگیرم.

  15. کاربر روبرو از پست مفید _yalda تشکرکرده است .

    (محرک) (شنبه 24 فروردین 92)

  16. #59
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط _yalda نمایش پست ها
    خانواده ام چند باری دیدنش . از نظر اینا خوبه . چون شغلش خوبه . پسر سالمیه ، تحصیلاتش خوبه ، خیلی پاکه ، خلاصه از هر نظر به دل می شینه .
    خودشم اصرار داره بیاد خواستگاری . یعنی اگه امروز بگم فردا میان. اینو مطمئنم که میگم. اصلا شک ندارم رو این قضیه .
    بابا ، من خانواده خاصی دارم. به اصطلاح زود جو زده میشن. همین که می بینن طرف یه کمی موقعیتش خوبه ، همین که سیگار نکشه و کار داشته باشه میگن عااالیه . می شناسمشون دیگه. سر قضیه خواهرام هم اینطور بود. سر هر خواستگار خواهرم ، مامانم یه بار رفت زیر سرم. چون اصرار داشت خوبه و خواهرم مخالفت می کرد و آخر دعوا می شد.
    این رو که دو بار بیرون دیدن دارن منو خفه می کنن که خوبه . چرا قبول نمی کنی. دیگه مگه چی می خوای . دختر شاه پریون که نیستی
    این اخلاقیات رو هم مطرح می کنم میگن تو حساس شدی. این جوریاا هم نیست. اول زندگی همه مردا می ترسن و اینطورین. بعد دو سال همه زندگیا خوب میشه و همه اخلاقا با هم جور در میاد.
    می دونم اگه بیاد چون خودمم شک دارم و چون حرف بقیه هم اثرش داره روم تا حدی قبول می کنم. در حالی که هنوز شک دارم .
    فقط من می خوام یکی بشینه با من حرف بزنه ، من بگم ببینم من حساس شدم یا ایشون بدبینه . همین به خدا
    آقای Sci ، مدیر همدردی و بقیه خواهش می کنم کمکم کنید که تصمیم اشتباهی نگیرم.
    خواهر گلم ما که گفتنیها رو گفتیم دیگه تصمیم با خودت.
    میدونی چرا اینجا بهتر از مشاوره رفتنه؟چون همه تجربه کردن سردی و بی وفایی دنیا رو چشیدن.باور کن نظر تک تک دوستان بهتر از نظریات مشاوران میباشد.حالا خودت بشین از اول تا آخر تاپیکت رو بخون و سبک و سنگینش کن.
    والا ما دیگه کاری از دستمون برنمیاد
    نظر شخصی بنده اینه که سر یک سال نشده به جدایی فکر میکنید. باور کن

  17. 2 کاربر از پست مفید (محرک) تشکرکرده اند .

    فرهنگ 27 (شنبه 24 فروردین 92), _yalda (شنبه 24 فروردین 92)

  18. #60
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1391-10-16
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 106 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط (محرک) نمایش پست ها
    خواهر گلم ما که گفتنیها رو گفتیم دیگه تصمیم با خودت.
    میدونی چرا اینجا بهتر از مشاوره رفتنه؟چون همه تجربه کردن سردی و بی وفایی دنیا رو چشیدن.باور کن نظر تک تک دوستان بهتر از نظریات مشاوران میباشد.حالا خودت بشین از اول تا آخر تاپیکت رو بخون و سبک و سنگینش کن.
    والا ما دیگه کاری از دستمون برنمیاد
    نظر شخصی بنده اینه که سر یک سال نشده به جدایی فکر میکنید. باور کن
    ممنونم ازت محرک جان. به خدا نظر تک تک دوستان برام ارزشمند و عزیزه . اگه خواستم مشاورا نظر بدن فقط به خاطر اینه که به اطمینان بیشتری برسم. نمی دونم چم شده . من اینطوری نبودم. خیلی راحت تصمیم می گرفتم. اما تو این قضیه اصلا نمی فهمم دارم چیکار می کنم.
    چشم. من باز هم از اول تاپیکم نظرات همه رو به دقت می خونم . برام دعا کنید. مرسی

  19. کاربر روبرو از پست مفید _yalda تشکرکرده است .

    (محرک) (شنبه 24 فروردین 92)


 
صفحه 6 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 20:52 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.