سلام عزيز من انشا ئلله مشكلت حل ميشه فقط ممكن است شرايطت كمي فرق كنه سرتو درد نميارم لذا خلاصه وچكيده ميگم:1-تو اسمتو موهبت و رحمت بزار نه مصيبت تو مادر دو تا گل و ريحانه اي 2- وصف تو از شوهرت مثل ديانت و حق و... با اعتراضت همخواني ندارد لذا اگر شوهرت حق عمومي تو را رعايت ميكنه و اهل ستم نيست و ميتونه شوهرت باشه و تو قبولش داري بايد ضمن در نظر گرفتن شرايط جديد او و زن اولش مدتي را صابر و كم ارتباط باشي بعد خودتو در هر حال صاحب حق و زندگي مثل زن اول در نظر بگير و حالا كه موضوع علني شده از موضع اقتدار و حق قانوني موضوع را باهاش مطرح كن البته مقدمات توسط واسط هم باشه بد نيست تو هم مطالبه حق و حقوقت را بكن وبه توافق منطقي نه احساسي برس اگر تمكين نكردند مخصوصاً شوهرت آن وقت تكليف از تو برداشته ميشود و آنموقع تو بايد به زندگي مستقل خودت فكر بكني و تمام حق حقوقت يعني اگر با قبول تمام شرايط منطقي شوهرت تو را نخواست ديگر آني نيست كه تو فكر ميكني و بگذار اون دنبال تو باشد چون نميتونه تو ولحظات و لذتهاي كه در كنار تو تجربه كرده فراموش كند مدتي تحمل كن ولي حق مسلم بچه هاتو ازشون دريغ نكن (حق پدر و سايه اش را.) شوهرت مكلف است حق بچه هاشو از نظر مادي و روحي تامين كند.ا