به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 45
  1. #11
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    از همتون ممنونم
    من هر چند وقت يكبار بهش پيام ميدم چون با تمام بديهاش كه از گذشته زندگيم توذهنمهحالا كه31سال از زندگيم ميگذره ميفهمم اون راهشو ياد نداشته وفقط ميخواسته ما خوب باشيم.با تمام سختگيريهاش براي حجاب دوتاخواهرم وقتي ازدواج كردن كلا عوض شدن منم از چادر وحجاب متنفر بودم اما تو مدتي كه بابام از جنگ چادر خسته شده بود از فرصت استفاده كردم تصميم گرفتم راحت باشم.حس يك پرنده رو داشتم كه پرواز ميكنه ديگه سبك شده بودم...تا اينكه بعد چند ماه خواب خيلي عجيبي ديدم واز فرداي اون روز حتي يك روزم كنارش نذاشتم.حالا خوشحالم كه خودم با تمام وجود دوسش دارم.الان هركس مياد خواستگاريم دوست داره حجاب نداشته باشم.آخه از نظرپوشش خيلي باخواهرام فرق دارم وهمه فكر ميكنن ميخوام مثل اونا بشم.چند تاشونم به خاطر پوشش خواهرام از همون راهي كه اومدن برگشتن.گاهي وقتا دوست دارم توخونه وزندگي خودم باشم.اما نميدونم چراخدانخواسته.البته خودمم خيلي خوب نيستم كه انتظار برآورده شدن اين آرزومو داشته باشم.شماهابرام دعاكنيد اوني بياد كه خدا قبولش دارهوبااخلاق من سازگاره.

  2. 6 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    barani (جمعه 23 فروردین 92), maryam240 (یکشنبه 18 مرداد 94), rozaneh (جمعه 23 فروردین 92), کامران (جمعه 23 فروردین 92), مسافر زمان (پنجشنبه 22 فروردین 92), راحیل خانوم (جمعه 23 فروردین 92)

  3. #12
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط bird.1 نمایش پست ها

    خداروشكربرادرم وضع مالي خوبي داره وچندين ميليون بابام دستش بود.برامون خونه گرفت نجاتمون داد.

    حالاخونه خواهر بزرگم زندگي ميكنه چون دامادمون پسر عممه.بابامم هيچوقت نميزاره منت كسي رو سرش باشه وكلا شخصيت سالاري داره.

    با تمام بديهاش حداقل ميدونم منو خوب تربيت كرد وراهو چاهو نشونم داد.

    اما اگر دوستانه رفتار ميكرد الان اينقد تنها نبود.يك عمر دوست داشتم از شرش خلاص بشم

    از طرفي برگشتش امكان نداره چون ميخواد مامانم منتشو بكشه و از طرفي روابطش با برادرم فوق العاده خراب شده وبرادرم گفته اگه بخواين تحويلش بگيرين ديگه رو من حساب نكنين. چكار كنم؟
    خودتون هم نوشتید که "منو خوب تربیت کرده و راه و چاه را نشونم داده" به نظرت این کم چیزی است؟
    بهترین کار را برای شما کرده و شاید بشه گفت بخش اعظم مسئولیتش همین بوده.

    من جزییات مشکل شما را نمی دونم. اما در همین حالت کلی فکر می کنم با پدر خوب تا نکردید.
    مشکلی براش پیش اومده، اون هم در سن بالا و اعصاب و زندگیش را به هم ریخته.
    برای یک مرد سخت هست که در میانسالی تمام دار و ندارش را ببازه. به هر حال عکس العمل بدی نشون داده و رفته به سمت قمار و ...

    الان درست نیست که با دختر و دامادش زندگی کنه.
    اگر آروم شده و دست از قمار و ... برداشته، بهتر هست که تجدید نظری در روابط و رفتارتون بکنید.
    برادرتون هم اشتباه می کنه که می گه اگر برید سمتش رو من حساب نکنید.
    پدر را که با یک اشتباه دور نمی اندازند.
    پدر هم مثل همه ما انسان است و ممکن است اشتباه کند.
    دلش را نشکنید. خیلی براش سخت است که بچه هاش رهاش کنند.
    من فکر می کنم ته دل مادرتون هم راضی به این کار نباشه.
    بهتر هست که حتی اگر مادر و پدر قصد برگشتن به هم را ندارند، شما بچه ها رفتاری شایسته و درخور با هر دو داشته باشید.

  4. 6 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    barani (جمعه 23 فروردین 92), roze sepid (جمعه 23 فروردین 92), فرشته مهربان (جمعه 23 فروردین 92), کامران (شنبه 24 فروردین 92), مسافر زمان (جمعه 23 فروردین 92), بابک 1369 (جمعه 23 فروردین 92)

  5. #13
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    ممنون دوست عزيزم شيدا جان.
    حرف شما كاملا درسته ومن حق بي احترامي به بابامو ندارم اما اون از قبل هم دنبال قمارو زنو اين حرفا بود كه حالا ميفهمم هم به خاطر ايمان ضعيفش وهم به خاطر ازدواج اشتباهش بدتر شده بود.خاطرات كودكي بدي توذهنمه چون تا وقتي توان دفاع از خودمو نداشتم بابام زور ميگفت وشكل يك غول كه هميشه آرزوي مرگشو داشتم بود.حالا كه ازش فاصله گرفتم ميفهمم رفتارايي كه با ما ميكرد فقط به خاطر تربيت خوبمون بود اما رفتارش با زندگيمون وبا خودش هيچ توجيهي نداشت.اون از دست برادرم خيلي ناراحته وهممونو خيلي دوست داره.بارها پيغام داده كه بچه ها بيان ببرمشون مسافرتو گردش اما چكار كنم كه اصلا كاري از دستم برنمياد براي برگشتش.مامانمو بابام از وقتي من يادمه كاردو پنير بودن واصلااخلاقشون باهم جور در نمياد.قبل طلاق هر ساعتوهر دقيقه دعوا داشتن.يك بار بردمشون پيش روانشناس بهش گفتم بترسونشون وبگو دخترتون داره افسردگي حاد ميگيره.بابام 15 روز خودشو كنترل كرد.مامانم ميگفت دارم ديوونه ميشم كه بابات اينقدر خوب شده...باز روز از نو روزي ازنو...حساسيت مامانم بيشتر روي ولخرجي ورفتن خونه مامانش بود.بابامم خب به خاطر جو آزاد خونه مامان بزرگم ودوست پسر داشتن خاله هام از بچگي نميذاشت زياد باهاشون در ارتباط باشيم.كه آخرشم داييم در نبود بابام...
    من متوجه تمام زحمتاي بابام هستم و هر وقت ميبينمش باهاش روبوسي ميكنم اما برادرم راست ميگه وبايد خودش به اين نتيجه برسه كه واقعا دوستمون داره ومارو ميخواد.يادمه اون اواخر (9 ماه پيش)تو دعواهاش بامامانم به من ميگفت برو گمشو تا كي ميخواي اينجا بموني؟ميدونم منو خيلي دوست داشت وفقط به خاطر شرايطش اين حرفارو ميزد اما هر وقت يادم مياد گريم ميگيره...

  6. 3 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    barani (جمعه 23 فروردین 92), کامران (شنبه 24 فروردین 92), شیدا. (جمعه 23 فروردین 92)

  7. #14
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    برد عزیز،

    همین که احترام پدر را نگه داری و بهشون سر بزنی کافی است. بذارید برای زندگیشون خودشون تصمیم بگیرند.
    اگر شما را دعوت به مسافرت می کنه بهتر هست با مشورت برادرتون قبول کنید. شاید این اختلافات کمرنگ تر بشه.

    متاسفم که نوشتید مساله قماربازی ایشون همیشگی بوده و فقط بعد از اون ماجرا نبوده.
    گذشته ها گذشته و هیچ کدوم از ما هم نمی تونیم پدرمادرمون را عوض کنیم یا اصلاح کنیم.
    بهتر هست به شکلی که هستند بپذیرمشون.
    شما هم در سنی نیستید که بهشون وابسته و نیازمند باشید. سعی کنید حرفهایی که توی دعوا زده شده را فراموش کنید تا آرامش بیشتری داشته باشید.

    عزیزم،
    بهتر هست به جای سیر در گذشته ها و اشتباهات والدینت، به فکر فردای خودت باشی.
    احساس می کنم نگاهت به مساله ازدواج کمی منفی و منفعلانه است. ( از پستهای مختلفت این نتیجه را گرفتم )
    به جای این که به فکر گذشته باشی، یک برنامه دقیق بریز برای ازدواجت.
    کم کم دیر می شه ها.
    ازدواج همه چیز زندگی نیست. اما اگر کسی بتونه ازدواج خوبی داشته باشه چرا که نه؟
    الان نشستی غصه کودکیت را می خوری، چند سال بعد می خوای بشینی غصه جوونیت را بخوری که چرا ازدواج نکردم که تنها نباشم و ....
    یک تجدید نظری در این مساله بکن و تا آخر سال 92 خبر ازدواجت را در تاپیک ازدواج برامون بنویس

  8. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    barani (جمعه 23 فروردین 92), roze sepid (جمعه 23 فروردین 92), she (شنبه 24 فروردین 92), کامران (جمعه 23 فروردین 92)

  9. #15
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام به تمام دوستان خوبم كه به تاپيكم سر زدن يا برام پيام گذاشتن...
    از همتون ممنونم
    من خيلي وقته كه بيشتر بديهاي گذشته هامو فراموش كردم اما منم آدمم ونميتونم كاملا گذشتمو تو ذهنم پاك كنم...البته يك كاري كردم واون اينه كه سعي ميكنم خاطرات خوبمو پررنگتر كنم تا بداش به چشم نياد.مسافرتم اصلا نميشه رفت.خداروشكربابام چند ماهيه قمارو گذاشته كنار.الان ميگيد من براي ازدواجم چكار كنم؟حجابمو بزارم كنار ومثل بقيه اقوام وخواهرام باشم؟ اينكه محاله!من از اولشم اصلا سختگير نبودم اما حق دارم به كسي كه اصلا نميفهمه ازدواج يعني چي وفقط ميخواد از شر خانوادش كه به كاراش گير ميدن خلاص شه يا اعتياد داره يا به قول خودش تو سن 34سالگي كتو شلوار تنشو باباش خريده وخودش ميگه هر دو روز يك بسته سيگار ميكشم يا ...جواب رد بدم.شايد از ازدواج نكردن هم الان وهم در آينده زجر بكشم ومثل 3سال پيش كه گفتم خواهر كوچكترمو عروس كنيد هر شب باگريه بخوابم اما هيچوقت دوست ندارم با اينطور آدما ازدواج كنم.من از آينده سلامتي وآرامش ميخوام كه با همسر اينطوري هرگز به دست نميارم.من ظاهر معمولي دارم وخيلي از خواستگارامم به خاطر همين رفتن كه الان اصلا ناراحت نيستم چون حق داشتن هر كسو ميخوان انتخاب كنن.

  10. 4 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    barani (جمعه 23 فروردین 92), maryam240 (یکشنبه 18 مرداد 94), کامران (شنبه 24 فروردین 92), تسلیم خدا (شنبه 24 فروردین 92)

  11. #16
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    یکشنبه 20 خرداد 97 [ 07:57]
    تاریخ عضویت
    1391-2-16
    نوشته ها
    863
    امتیاز
    11,692
    سطح
    71
    Points: 11,692, Level: 71
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 358
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    3,836

    تشکرشده 2,441 در 754 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نباید حجاب را کنار بذارید اما میتونید ضمن حفظ حجابتون شیک و سرزنده تیپ بزنید و با رفتار اجتماعی موقعیت بهتری برای بهتر دیده شدن پیدا کنید.
    *به جادوی چشم تو شیدا شدم*
    *ز خود گم شدم در تو پیدا شدم*
    *من آن قطره بودم که با موج عشق*
    *در آغوش مهر تو دریا شدم
    *

  12. کاربر روبرو از پست مفید کامران تشکرکرده است .

    roze sepid (شنبه 24 فروردین 92)

  13. #17
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط kamrava نمایش پست ها
    نباید حجاب را کنار بذارید اما میتونید ضمن حفظ حجابتون شیک و سرزنده تیپ بزنید و با رفتار اجتماعی موقعیت بهتری برای بهتر دیده شدن پیدا کنید.
    ممنون كامروا
    من هميشه سعي ميكنم شيك باشم اما زير چادر خيلي شيك بودن ديده نميشه.اما دارم روابط اجتماعي خيلي خوبي رو شروع ميكنم كه اينم در كمال ناباوري اتفاق افتاد وفقط وفقط لطف بينهايت خداست.تو مسابقات برنامه نويسي بابچه هاي دانشگاهمون شركت كردم واونجا شرايط خوبي براي اجتماعي شدن مهياست.نميدونيد چند وقته آرزوشو داشتم...
    منو دعا كنيد

  14. 2 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    she (شنبه 24 فروردین 92), کامران (شنبه 24 فروردین 92)

  15. #18
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    یکشنبه 07 اردیبهشت 99 [ 02:11]
    تاریخ عضویت
    1391-11-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    719
    امتیاز
    12,958
    سطح
    74
    Points: 12,958, Level: 74
    Level completed: 27%, Points required for next Level: 292
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassSocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    1,329

    تشکرشده 1,605 در 532 پست

    Rep Power
    92
    Array
    مسابقات برنامه نویسی!!! چه جالب! آفرین!
    پسرهای کامپیوتری برنامه نویس هم سوژه های خوبی هستنا! :o ولی جدی تو راه خوبی هستی برای کسب درآمد و مستقل شدن و در اجتماع بودن...
    همه تلاشت رو بکن خانومی!

  16. کاربر روبرو از پست مفید she تشکرکرده است .

    roze sepid (شنبه 24 فروردین 92)

  17. #19
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    ممنون sheعزيز
    فكر نكنم بشه به اين چيزا اونجافكر كرد چون همشون از من كوچيكترن
    :)
    اما از شوخي گذشته از خداي خوبم ممنونم چون توزندگيم به هر چي آرزوي دست نيافتني بود رسيدم
    از خدا ميخوام هميشه لياقتشم بهم بده وحتي يك لحظه به حال خودم رهام نكنه
    شماها همتون خيلي خوبين وهر وقت باهاتون حرف ميزنم خيلي خوشحال ميشم.


  18. 2 کاربر از پست مفید roze sepid تشکرکرده اند .

    she (سه شنبه 27 فروردین 92), کامران (شنبه 24 فروردین 92)

  19. #20
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    سلام دوستاي خوبم
    از همتون راهنمايي ميخوام
    تا حالا تو جمع پسرا نبودم يه كم استرس دارم وميخوام بدونم چطور رفتار كنم بهتره؟
    اصلا پسرا چطورن؟يعني چكار كنم حس خوبي از كار كردن باهاشون داشته باشم واحترامم حفظ بشه؟
    بهشون گفتم مسائل اخلاقي خيلي برام مهمه وگفتن ما هم همينطوريم.همه فعاليتهامون زير نظر دانشگاهه.




 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:01 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.