به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 69
  1. #31
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط _yalda نمایش پست ها
    دوستان من دیروز رفتم پیش یه روانشناس و باهاش در مورد رفتارای این آقا صحبت کردم . استناد ایشون این بود که این آقا بدبینه و بیماری پارانوئید داره . به من گفت بدون هیچ گونه شکی جواب رد بده . به نظرتون ممکنه اشتباه کرده باشه ؟
    یعنی مثلا رفتارای من طوری بوده باشه که اون بهم اطمینان نکرده و اگه من رفتارامو تغییر بدم اون حساسیتش کمتر بشه ؟
    چرا هیشکی جوابم رو نمیده ؟
    خواهش می کنم

    سلام به یلدای عزیز.

    شما با روانشناس های دیگری هم مشورت کردید؟ اونها با نامزدت هم صحبت کردن؟

    یعنی تشخیص روانشناس ها بر پایه مطالعات دقیق بود؟

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  2. کاربر روبرو از پست مفید میشل تشکرکرده است .

    _yalda (دوشنبه 05 فروردین 92)

  3. #32
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1391-10-16
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 106 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط میـشل نمایش پست ها
    سلام به یلدای عزیز.

    شما با روانشناس های دیگری هم مشورت کردید؟ اونها با نامزدت هم صحبت کردن؟

    یعنی تشخیص روانشناس ها بر پایه مطالعات دقیق بود؟

    سلام میشل عزیزم. من با سه روانشناس صحبت کردم که مهمترین اونها دکتر مجد بودن که اکثریت ایشون رو می شناسن. این آقا به روانشناس خیلی اعتقاد نداره و من هم وقتی چند کلمه ای در مورد کارهای ایشون با دکتر صحبت کردم ایشون گفتن که این آقا بدبینه و گفتن که اون قدر تجربه دارن که اینو قطعی بیان می کنن. من حتی ازشون خواستم که اگه ممکنه با هم بریم پیششون . اما دکتر مجد گفتن نیازی نیست. اون دو روانشناس هم از روی حرفهای من و تعاریف کارای ایشون به این نتیجه رسیدن. اما دو دلی من دقیقا به همین دلیله . چون خودش رو ندیدن و اینو عنوان کردن . و من مدام با خودم میگم نکنه اغراق کردم ؟ نکنه به خاطر ترسی که داشتم مطالب رو بزرگ کردم ؟ نکنه در دوره آشنایی اینطور بود تا اطمینانش جلب بشه و این عدم اطمینانم و جواب رد دادنم داره اذیتم می کنه .
    راستی این رو هم بگم که اون هنوز هم چند روز یه بار پیشنهادشو تکرار می کنه و منتظر جوابه . اما من احساس می کنم دیگه خیلی طولانی شده و نمی تونم دوباره بعد جواب ردی که دادم باز هم امیدوارش کنم و خودمم امیدوار بشم و بعد ببینم که بازهم اختلافات و قضایای قدیمی داره تکرار میشه .

  4. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 دی 94 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    محل سکونت
    زیر آسمان
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    2,829
    سطح
    32
    Points: 2,829, Level: 32
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    43

    تشکرشده 433 در 151 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط _yalda نمایش پست ها
    سلام میشل عزیزم. من با سه روانشناس صحبت کردم که مهمترین اونها دکتر مجد بودن که اکثریت ایشون رو می شناسن. این آقا به روانشناس خیلی اعتقاد نداره و من هم وقتی چند کلمه ای در مورد کارهای ایشون با دکتر صحبت کردم ایشون گفتن که این آقا بدبینه و گفتن که اون قدر تجربه دارن که اینو قطعی بیان می کنن. من حتی ازشون خواستم که اگه ممکنه با هم بریم پیششون . اما دکتر مجد گفتن نیازی نیست. اون دو روانشناس هم از روی حرفهای من و تعاریف کارای ایشون به این نتیجه رسیدن. اما دو دلی من دقیقا به همین دلیله . چون خودش رو ندیدن و اینو عنوان کردن . و من مدام با خودم میگم نکنه اغراق کردم ؟ نکنه به خاطر ترسی که داشتم مطالب رو بزرگ کردم ؟ نکنه در دوره آشنایی اینطور بود تا اطمینانش جلب بشه و این عدم اطمینانم و جواب رد دادنم داره اذیتم می کنه .
    راستی این رو هم بگم که اون هنوز هم چند روز یه بار پیشنهادشو تکرار می کنه و منتظر جوابه . اما من احساس می کنم دیگه خیلی طولانی شده و نمی تونم دوباره بعد جواب ردی که دادم باز هم امیدوارش کنم و خودمم امیدوار بشم و بعد ببینم که بازهم اختلافات و قضایای قدیمی داره تکرار میشه .
    تشخیص بیماری پارانوید (ppd) ساده است و تقریبا در اکثر مواقع بدون نیاز به صحبت با بیمار ممکنه (و بیمار به خاطر این بیماری اصلا با پزشک همکاری نمی کنه چون معمولا به علم یا خیرخواهی پزشک شک می کنه، چه در تشخیص و چه در درمان و برای همین معمولا تشخیص این بیماری از طریق پرسش و اطلاعات اطرافیان صورت می گیره. طبق یک نظرسنجی که چند سال پیش در آمریکا انجام داده بودند، بیشتر از سه چهارم درصد افرادی که بیماری پارانوید داشتند کار روانشناس ها رو قبول نداشتند).

    بقیه توضیحاتی هم که دادی با یک شخص پارانوید هماهنگی داره و من شک به دلم درباره این تشخیص راه نمی دم چون به نظر میاد صحیح باشه. متاسفانه پارانوید درمان هم نداره، راه هایی برای بهتر کردن شرایط هست که البته فقط با همکاری کامل و صد درصد اون فرد ممکنه که در اکثر مواقع وجود نداره. من حرف اون روانشناس رو تایید می کنم که زندگی با یک شخص پارانویدی بسیار بسیار دشواره.
    زندگی خوب یک شکل ثابت ندارد، بلکه یک فرآیند است. یک جهت است، نه یک مقصد.

    کارل راجرز

  5. 4 کاربر از پست مفید Sinéad تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 24 فروردین 92), sookoot (دوشنبه 05 فروردین 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 05 فروردین 92), _yalda (دوشنبه 05 فروردین 92)

  6. #34
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    دوشنبه 05 آبان 04 [ 19:04]
    تاریخ عضویت
    1391-12-24
    نوشته ها
    1,691
    امتیاز
    45,402
    سطح
    100
    Points: 45,402, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteranOverdrive25000 Experience Points
    تشکرها
    6,934

    تشکرشده 6,911 در 1,649 پست

    Rep Power
    350
    Array
    یلدا جان گفتی که به روانشناس اعتقاد نداره. شما بهشون بگو جواب من بدلیل مشورتی که گرفتم منفیه. اگه میخوای به درستی کارم مطمئن بشی، میتونید با من پیش روانشناس بیاید. اگه نظر روانشناس عوض بشه من هم دوباره به شما فکر میکنم. اگرم مصر هستید که پیش روانشناس نیاید، دیگه با من تماس نگیرید که امکان نداره موافقت کنم.

    نظر من اینه که اگه نیومد دیگه فکرشو نکن، چون کار درست همینه که به روانشناس های خبره ای که باهاشون مشورت کردی اعتماد کنی. اگرم اومد که یه تست مجدد میکنی دیگه.

    البته این نظر شخصی بود. شما نمیتونی تنها با استناد به حرف ما، کاری انجام بدی. بلکه ما فقط یه نکاتی رو متذکر میشیم، شما باید دقیق بررسی کنی و تصمیم بگیری، چون زندگی شماست. ما نه الان اطلاعات کامل و همه جانبه ای در مورد شرایط شما داریم، و نه بعد از اتخاذ هر تصمیمی قراره بیایم به جای شما زندگی کنیم. پس حواستو خیلی جمع کن.

    موفق باشی.

    هر اتفاق بدی، یه اتفاق خوبه...



  7. 5 کاربر از پست مفید میشل تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 05 فروردین 92), mercedes62 (چهارشنبه 25 اردیبهشت 92), sookoot (دوشنبه 05 فروردین 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 05 فروردین 92), _yalda (دوشنبه 05 فروردین 92)

  8. #35
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1391-10-16
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 106 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    میشل عزیزم مشکل اینه که من به اون آقا نگفتم که دکتر تشخیص بیماری بدبینی داده و این سه روانشناس رو هم پنهانی رفتم. چون اون روحیه فوق العاده حساس و زودرنجی داره و من نمی خوام باعث اذیتش بشم. یعنی احساس می کنم همین که جواب رد دادم به اندازه کافی اذیت شد و دیگه نیومدم عنوان یه اختلال یا بیماری رو هم روش بذارم. دلیلی ام که آوردم این بود که من آزاد و به تربیت زن امروزی هستم . اما تو توقع یه زن سنتی و کاملا مطیع و حرف گوش کن رو داری. در مورد روانشناسم که می گفتم بریم برای مشاوره ازدواج بود. می گفت من اصلا به روش مشاوره و نظر اون اهمیتی نمیدم و نمی پذیرم. در نهایت این شد که من به همین حرف مشاورا اطمینان کنم و جواب رد نه چندان مطمئن رو بدم. البته اون متوجه تردید من نشده.

  9. #36
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 04 دی 99 [ 14:51]
    تاریخ عضویت
    1392-1-05
    نوشته ها
    64
    امتیاز
    7,438
    سطح
    57
    Points: 7,438, Level: 57
    Level completed: 44%, Points required for next Level: 112
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    531

    تشکرشده 81 در 42 پست

    Rep Power
    0
    Array
    سلام دوست عزیز . عیدتون هم مبارک :)

    تمام حرفاتون را خوندم من از شما کوچیکترم و این حرفها را با توجه به حرفای خودتون و احساس خودم و روابط اطرافیانم می گم .

    یلدای عزیز هیچ کس به اندازه ی خودتون نمی تونه به خودتون کمک کنه ... پس محکم باشید و به خدا توکل کنید و تمام نیروتون را جمع کنید تا یک تصمیمی بگیرین که چند سال دیگه هم کذشت از این تصمیم راضی باشین . اول اینو بگم به عقیده ی من فکرنکنید سن زیادی دارین و آدم یه ازدواج موفق داشته باشه یک عمر آسودگی داره پس برای این موضوع عجله نکنید و هوشیار باشید در کنار احساساتتون .

    ببینید یلدای عزیز یکسال خیلی مدت زیادی برای آشناییه ... آشنایی یک حدی داره و به نظرم از حدش خارج شود فقط وابستگی میاره...
    این که طرفمون آدم منطقی و پایبندی باشه فق العاده است اما تا چه حد ... خودتون می گین روابطشون با خانمهای همکار عادییه پس چرا باید مرزی که شما برای بقییه دارین را قبول نداشته باشن ؟؟؟؟؟؟؟/// فکر کردین بعد از ازدواجتون امکانش وجود نداره که ایشون حتی بخاطر این رابطه طولانی بودن با خودشون هم شما رو مورد سرزنش و سرکوفت قرار بدن ؟؟؟؟؟؟؟// باور کنید شما فوق العاده ایدو با ارزش و سعی کنید راه درستو برید و به این ایمان داشته باشین که خدا بهترین را براتون رقم می زنه ... پس جای هیچ عحله ای نیست و شما شرایط خوبی دارین و بازهم افرادی هستن برای ازدواج پس فرصتهاتون را از دست ندین و رک تصمیم بگیرین اگر الان حتی 1 ماه ناراحتی بکشید بهتر از .... و در درجه اول به فکر خودتون باشید.
    و واقعا به خانواده طرف هم اهمییت بدین عزیزم شاید شما با خانواده طرف نتونید کنار بیاین شاید ایشون تو محیط خانواده مدل دیگه ای رفتار کنن و قبل ازدواج می گن حتما با خانواده طرف رفت و آمد کنید راجب رابطه ی پدر و مادرشون باهم .. منطقی نیست و باید دو خانواده همدیگر را قبول داشته باشن و این فکر هم اشتباه که در حال انجام دادن پایان نامه اید و آشنایی خانواده را بخاطر این موضوع منع می کنید ... عزیزم حرف زدن کافی نیست عمل کردن مهمه ... مهم اینه شما تصمیم درست بگیری و عمل کنی .. فقط یکبار انتخاب کن و لطفا بخاطر احساس الانت و نبودن اون تصمیم اشتباه نگیر عزیزم به حرفام فکر کن شما بهترین مخلوق خدا هستین...

    امیدوارم درست تصمیم بگیرین و تمام ارتباطتون و کات کنید و به فکر مابقی فرصت هاتون باشید و آشناییتونو منطقی و بدون وابستگی انجام بدین

    ببخشید طولانی شد ...


  10. 4 کاربر از پست مفید sookoot تشکرکرده اند .

    asemani (دوشنبه 05 فروردین 92), فرهنگ 27 (دوشنبه 05 فروردین 92), ویدا@ (چهارشنبه 21 فروردین 92), _yalda (چهارشنبه 07 فروردین 92)

  11. #37
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    جمعه 11 بهمن 98 [ 21:22]
    تاریخ عضویت
    1390-1-21
    محل سکونت
    یه جای دور دور دور
    نوشته ها
    662
    امتیاز
    12,717
    سطح
    73
    Points: 12,717, Level: 73
    Level completed: 67%, Points required for next Level: 133
    Overall activity: 19.0%
    دستاوردها:
    SocialTagger First ClassVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    2,167

    تشکرشده 2,912 در 637 پست

    Rep Power
    88
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط _yalda نمایش پست ها
    سلام . من دختر 27 ساله ای هستم که حدود یه ساله با همکارم که 29 ساله هست به قصد ازدواج آشنا شدیم . خانواده اون و خودش مذهبی تر از ما هستن و فکر می کنم این دلیل مشکلات ما باشه . راستش تو این مدت ما مدام با هم جر و بحث داشتیم که هر دومون هم مقصر بودیم . وقتی بهش جواب رد میدم طاقت نمیارم و دوباره وقتی برمی گرده طرفم قبولش می کنم . وقتی هم قبولش می کنم دوباره سر کوچکترین چیزا دعوامون میشه و پشیمون میشم از قبول کردنش . مسائلی که سرش اختلاف داریم بیشتر انگار تفاوت فرهنگیه
    مثلا من دانشجو هستم و یه عکس یادگاری که با مجموعه کلاس گرفتم (کلاس ما هم خانم و هم آقا و هم متاهل و هم مجرد داره) باعث یه دعوای یه هفته ای شدید بین ما شد که هنوزم حل نشده و نظر اون اینه که نباید با نامحرم ها عکس می گرفتم .
    یا مثلا اط نظر من ساعت هشت شب برای یرگشتن به خونه دیر نیست . ولی اون میگه زن باید ساعت 5 شب خونه باشه . یعنی بعد اذان
    یا مثلا ایمیهای گروهی که دوستان برای هم می زنن رو قبول نداره و میگه نه باید برام ایمیل بزنن و نه من باید جواب بدم
    و اینجور مسائل
    خوبی هایی که داره هم زیاده . مثلا مهربونه . دست و دل بازه . سالم و با ایمانه و.....
    لطفا کمکم کنید
    سلام
    بعضی وقتا از خوندن تاپیک های دوستان در این انجمن از این همه قدرت احساس و تاخت و تازش بر منطق و عقل متعجب میشم شما خودتون به این واضحی تفاوتهای نگرشی و دیدگاهیتونو مینویسید اما با رجوع به احساس به فکر یک زندگی مشترک میشید. دوست عزیز ازدواجی موفقه که عقل بیشتر از احساس در انتخابمون جولان بده ! ایشون آدم معتقدی هستن و ریزترین مسائل هم براشون اهمیت داره (با توجه به نوشته های شما) و شما دختری رله و امروزی ترید اینتفاوت نگرش و فرهنگ چیز ساده ای نیست که به سادگی از کنارش رد بشیم اولا تصور اشتباه بیشتر ما جوونها اینه که بعد از ازدواج و در طول زندگی مشترک خودش درست میشه اما من در طول زندگی مشترکم ندیدم خودش درست بشه! یا همسرم کوتاه میاد یا من! مثل ایشون توی جامعه امروز کم پیدا میشه منظورم خصوصیات مذهبی شونه البته تا حد تعادلش خوبه و افر اطش جز ضرر چیزی به همراه نداره. ایشون باید هم کفو خودشونو پیدا کنن و شما هم هم کفو خودتون! اینه کلید یک ازدواج موفق. با این نوشته ها و تفاوت ها ، شما دو نفر هم همدیگه نیستید احساس رو میدون ندید منطقی فکر کنید صحبت یک عمر زندگیه . شاد باشین.

    - - - Updated - - -

    یه چیز دیگه : این تفاوت ها به مرور منجر به بحث هایی خواهد شد مثل همون بحث هایی که داشتید و کم کم از توان روح و روان تون میکاهه و رنجور شدن روان و خسته شدن روح تون رو توی زندگی مشترک تجربه خواهید کرد بیشتر تامل کنید
    نمی دانم چه کرده ام
    اما
    می دانم به تو نیاز مندم


  12. 8 کاربر از پست مفید rozaneh تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 06 فروردین 92), goleyad (شنبه 10 فروردین 92), shima_2 (پنجشنبه 22 فروردین 92), sookoot (سه شنبه 06 فروردین 92), فرهنگ 27 (سه شنبه 06 فروردین 92), ویدا@ (چهارشنبه 21 فروردین 92), _yalda (چهارشنبه 07 فروردین 92), رها... (یکشنبه 25 فروردین 92)

  13. #38
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1391-10-16
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 106 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط roozaneh نمایش پست ها
    مثل ایشون توی جامعه امروز کم پیدا میشه منظورم خصوصیات مذهبی شونه البته تا حد تعادلش خوبه و افر اطش جز ضرر چیزی به همراه نداره. ایشون باید هم کفو خودشونو پیدا کنن و شما هم هم کفو خودتون! اینه کلید یک ازدواج موفق. با این نوشته ها و تفاوت ها ، شما دو نفر هم همدیگه نیستید احساس رو میدون ندید منطقی فکر کنید صحبت یک عمر زندگیه . شاد باشین.
    یه چیز دیگه : این تفاوت ها به مرور منجر به بحث هایی خواهد شد مثل همون بحث هایی که داشتید و کم کم از توان روح و روان تون میکاهه و رنجور شدن روان و خسته شدن روح تون رو توی زندگی مشترک تجربه خواهید کرد بیشتر تامل کنید
    سلام دوست عزیزم. کاملا درسته . این بحث ها واقعا باعث عذاب ما تو این یکسال شده . من همیشه دوست داشتم همسرم با ایمان باشه و نماز و روزه و خدا و قرآن و حلال و حروم براش مهم باشه . اما در عین حال روابط اجتماعی خوبی داشته باشه و به منم اجازه این روابط اجتماعی رو در حد معقولی که به زندگی آسیب نزنه رو بده . اما الان احساس می کنم به جایی رسیدم که باید قید یکی از این حالت ها رو بزنم . یعنی یا با ایمان باشه ، یا اجتماعی. تا حالا کسی تو زندگیم نبوده که این دو ویژگی رو با هم داشته باشه :(

    ----------
    دوست عزیزم سکوت ممنون حرفاتون واقعا آرامبخش بود
    ----------
    بقیه دوستان عزیزم ببخشید که تک تک نام نمی برم. از همه ممنونم بابت راهنمایی های خوبتون.

  14. 2 کاربر از پست مفید _yalda تشکرکرده اند .

    rozaneh (پنجشنبه 08 فروردین 92), sookoot (پنجشنبه 08 فروردین 92)

  15. #39
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    شنبه 24 اسفند 92 [ 17:56]
    تاریخ عضویت
    1391-10-16
    نوشته ها
    75
    امتیاز
    1,111
    سطح
    18
    Points: 1,111, Level: 18
    Level completed: 11%, Points required for next Level: 89
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    32

    تشکرشده 106 در 48 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بچه های همدردی من چیکار کنم آخه ؟ به خدا دیووووونه شدم. دیوونه :(
    ببین من هزار بار گفتم نه . سه ماهه دارم روی این حرف تاکید می کنم. اما اصلا انگار باورش نمیشه. (همکاریم و هر روزم همو می بینیم)
    وقتی هم که شدیدا و تند میگم که من جوابت رو دادم میگه : تو رو خدا این کار رو نکن ، زندگی منو ویرون نکن ، من آرزوها دارم و این طور چیزا
    میگم بابا اعتقادات ما اصلا شبیه هم نیست . یه بار میگه من می دونم این مدت زیاد اشتباه کردم. تو یه فرصت دیگه بده ، میگه من تجربه نداشتم و اینطور شد ، میگه من اصلا یه آدم دیگه ای شدم ، انگار تازه چشمام باز شده و حقیقت رو دارم می بینم ، یه بارم میگه تو اشتباه می کنی ، میگه تو به من بدبینی ، میگه من عادیم ، همه چی درست میشه
    همکار دیگه ام ( خانم متاهل و با تجربه ) میگه تو سخت می گیری ، میگه به خدا این بچه خوبیه هااا ، میگه این اختلافات تو زبون زیاد پیش میاد ، ولی در عمل وارد زندگی که بشی اینطور نیست . من چیکار کنم آخه ؟
    به خدا از هرچی ازدواج و دو دلی تو ازدواجه دیگه حالم داره بد میشه

  16. #40
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    یکشنبه 11 بهمن 94 [ 04:40]
    تاریخ عضویت
    1389-3-25
    نوشته ها
    2,890
    امتیاز
    27,971
    سطح
    98
    Points: 27,971, Level: 98
    Level completed: 63%, Points required for next Level: 379
    Overall activity: 13.0%
    دستاوردها:
    VeteranSocial25000 Experience PointsTagger First Class
    تشکرها
    15,041

    تشکرشده 10,678 در 2,786 پست

    حالت من
    Moteajeb
    Rep Power
    342
    Array
    نسبت به شما احساس مالکیت می کنه.این رفتاراش طبیعیه.شما فرصت

    حرف زدن نده اگر حرف زد جواب نده.هرگونه برخورد شما اونو امیدوار به تغییر

    نظرت می کنه باید به مرحله پذیرش برسه تا دست برداره.اگر می تونی محل

    کارتو عوض کن تا در دسترسش نباشی.


  17. 3 کاربر از پست مفید فرهنگ 27 تشکرکرده اند .

    barani (شنبه 24 فروردین 92), sookoot (پنجشنبه 22 فروردین 92), _yalda (چهارشنبه 21 فروردین 92)


 
صفحه 4 از 7 نخستنخست 1234567 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 00:54 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.