نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
تک نواز عزیز،

سنتون مناسب ازدواج است. حالا که خانواده هم موافقند، کلا برید تو خط ازدواج. حالا این دختر هم نشد، مورد بعدی.

چیزی هم که در مورد مرحله شناخت گفتی، درسته. خیلی از خانواده های ( مخصوصا خانواده دختر) نمی تونند قبول کنند که بعد از 4-5 ماه رفت و آمد بگین که به توافق نرسیدیم.
حتی اگر دختر خودش هم نخواد، خانواده گاهی سخت می گیرن که دیگه نمی شه بگیم نه!

ولی سختی این مراحل را به جون بخر، اما ازدواج اشتباه نکن. اگر در هر مرحله ای قبل از عقد احساس کردی که شخص مناسب و مورد نظر شما نیست، بهتره که سریعتر تمامش کنید.
دختر هم ممکنه در اون مرحله ناراحت بشه اما بهتر از این است که بعد از عقد و زندگی متوجه بشه که دلتون باهاش نیست. مثل خیلی از تاپیکهای این تالار.
آره.دقیقا حرفاتون درسته.ولی نمیدونم چرا کلا نمیتونم برم تو خط ازدواج.تا 6و7 سال پیش همه عشقم ازدواح بود.اما الان هیچ حس و انگیزه ای برای ازدواج ندارم.فقط خانواده ول کن نیستن

- - - Updated - - -

نقل قول نوشته اصلی توسط roseflower نمایش پست ها
درسته فرمایشات شماروقبول دارم ولی شمامیتونیدازهمون اول به خانواده خودتون ودخترخانم اطلاع بدیدکه درصورتیکه به توافق برسیم میخوایم ازدواج کنیم
این خودماییم که بایستی دیگران رومتقاعدکنیم که کارمون اشتباه نیست وقرارنیست همه درجریان رابطه ماقراربگیرندبلکه خانواده دونفردرجریان هستندوبعدازتوافقات به دیگران اطلاع میدهیم هرچندخانواده های کمی مخصوصاازطرف خانواده دخترقبول میکنندولی بایستی به اونهابقبولونیم که اگرماازدواج کنیم وانتخابمون اشتباه باشه طلاق عواقب خیلی بدتری پیش روی ماقرارمیده درحالیکه اشنایی قبل ازدواج وقبل ازاینکه اتفاق خاصی بیفته باشناختی که به ادم میده باعث میشه جلوی خیلی ازاتفاقات گرفته بشه برای مثال دیگه کسی نمیگه بیچاره طلاق گرفته چون اشنایی بوده وبادیدبازانتخاب صورت گرفته هست البته یه چیزی که هست نبایداجازه بدیم احساسات جلوی دیدبازماروبگیره وبه خاطراحساسات فردموردنظررو انتخاب کنیم که نه دوستش دارم وبعدازدواج میتونم تحملش کنم یاعوض میشه
از کامنتتون خیلی استفاده کردم و با مادرم واضح صحبت کردم و گفتم که همه چیز رو برای خودش حل شده فرض نکنه ومن تا از هر لحاظ به دلم نشینه (با اینکه پسرم ولی) به همین راحتی بله نمیگم!!! بماند که اصلا ممکنه دختر هم منو نپسنده.