با سلام به مديرمحترم همدردی و اعضا محترم اين سايت
قطعا اگر من آدم خوشبختی نبودم هيچ وقت عضو اين گروه نمی شدم چون به جرات می توانم بگويم که بلدنيستم نقش بازی کنم
برای بهتر معرفی کردن خودم فقط اين نکته را می توانم بگويم که من رسيدن به خوشبختی را در عشق خلاصه می کنم
و الان بعد از گذشت يک دوره سختی و رنج طاقت فرسا ، فکرمی کنم که ديگه روحم صيقل پيدا کرده و لياقت درک عشق را تا حدود عقل و شعور خودم پيدا کرده ام . من هميشه خواهان حس خوشبختی چه در دوران مجردی و چه در دوران متاهلی بوده ام . چون هميشه يک حسی در درونم بود که برای زندگی بهتر هرروز بيشتر تلاش می کردم و با يک نگاه مثبت روزمو آغاز می کردم و اينکار در دوران سختی و مشکلات چقدر سخته .
در آن زمان که با مشکلات دست و پنجه نرم می کردم ، چقدر دوست داشتم که کسی مرا همراهی می کرد ايکاش آنموقع با شما آشنا می شدم چون انقدرعرصه برام تنگ شده بود که ديگه احساس می کردم حتی خدا هم صدامو نمی شنوه
ولی قسمت اينطور بوده که به تنهائی اين مرحله را بگذرانم تا لياقت آسايش بعد از آن را داشته باشم و مهمتر اينکه قدر اونو بيشتربدونم
من الان هديه و موهبت خدا ونتيجه اون صبروتحملمو با ازدواج و آشنائی با همسرم در يافت کردم .
از اينکه اين راهو انتخاب کردم خدا را شاکرم







پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)