به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 45
  1. #11
    عضو پیشرو

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 07 خرداد 99 [ 14:53]
    تاریخ عضویت
    1391-12-22
    نوشته ها
    4,428
    امتیاز
    70,050
    سطح
    100
    Points: 70,050, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    OverdriveSocialTagger First ClassVeteran50000 Experience Points
    تشکرها
    14,753

    تشکرشده 14,732 در 3,979 پست

    حالت من
    Khonsard
    Rep Power
    792
    Array
    در مورد نگرانیتون که باید بگم بی مورد است.
    حتی من شک دارم که خود خانم نویسنده این نمایشنامه باشند!! پیدا کردن ماشین از روی پلاک ممکن نیست و فرض هم که پیدا بشه می خوان چی بگن؟
    ضمنا شما خاله ی اون آقایون را که ندزدید، با اراده و میل خودش سوار ماشین شما شده.
    اگر مشکلی دارند و ناراحتند، اول باید با خاله جان و خانواده اش حل کنند. نه شما!

    در مورد این که گفتید دیگه دختر شبیه این خانم پیدا نمی شه که شما را قبول داشته باشه:

    من تاپیکها و عقاید خاصتون را دیدم. راستش فکر می کنم این خانم نه این که با شما هم عقیده باشه، بلکه بی عقیده است.
    شما یا خواستگار فعلیش یا آقای ایکس یا ایگرگ هیچ فرقی براش نداره.
    کسی که با شما و عقاید خاصتون هم عقیده باشه که با یک آدم معمولی هم نمی تونه هم عقیده باشه.

    پس فکر نمی کنم چیز گرانبهایی را از دست داده باشید. چون از نظر اعتقادی مشابه نبودید.

  2. 4 کاربر از پست مفید شیدا. تشکرکرده اند .

    ahmadi (جمعه 09 فروردین 92), roze sepid (شنبه 10 فروردین 92), فرهنگ 27 (جمعه 09 فروردین 92), پسرایرونی (پنجشنبه 03 مرداد 92)

  3. #12
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 اسفند 98 [ 02:57]
    تاریخ عضویت
    1389-6-09
    نوشته ها
    274
    امتیاز
    9,988
    سطح
    66
    Points: 9,988, Level: 66
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    SocialVeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    2,955

    تشکرشده 2,271 در 375 پست

    Rep Power
    45
    Array

    Exclamation

    نقل قول نوشته اصلی توسط شیدا. نمایش پست ها
    در مورد نگرانیتون که باید بگم بی مورد است.
    حتی من شک دارم که خود خانم نویسنده این نمایشنامه باشند!! پیدا کردن ماشین از روی پلاک ممکن نیست و فرض هم که پیدا بشه می خوان چی بگن؟
    ضمنا شما خاله ی اون آقایون را که ندزدید، با اراده و میل خودش سوار ماشین شما شده.
    اگر مشکلی دارند و ناراحتند، اول باید با خاله جان و خانواده اش حل کنند. نه شما!

    این دقیقا یعنی پاک کردن صورت مسئله
    این یه رابطه ی دو طرفه بوده و هردو طرف مسئول عواقبش هستن


    در مورد این که گفتید دیگه دختر شبیه این خانم پیدا نمی شه که شما را قبول داشته باشه:

    من تاپیکها و عقاید خاصتون را دیدم. راستش فکر می کنم این خانم نه این که با شما هم عقیده باشه، بلکه بی عقیده است.
    شما یا خواستگار فعلیش یا آقای ایکس یا ایگرگ هیچ فرقی براش نداره.
    کسی که با شما و عقاید خاصتون هم عقیده باشه که با یک آدم معمولی هم نمی تونه هم عقیده باشه.

    پس فکر نمی کنم چیز گرانبهایی را از دست داده باشید. چون از نظر اعتقادی مشابه نبودید.

    همیشه کسی که یه طرفه میره به قاضی راضی برمیگرده
    البته من پست های دیگه شما رو تو تاپیکای مختلف نخوندم آقای احمدی
    چشماتو بیند و تصورکن همه ی آدمای دنیا به این فرموده ی حضرت علی علیه السلام عمل میکنن:
    "هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند"
    دنیا چه شکلی میشه ؟؟؟
    ویرایش توسط راحیل خانوم : جمعه 09 فروردین 92 در ساعت 12:55

  4. 2 کاربر از پست مفید راحیل خانوم تشکرکرده اند .

    ahmadi (جمعه 09 فروردین 92), roze sepid (شنبه 10 فروردین 92)

  5. #13
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 فروردین 92 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1392-1-08
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    48
    سطح
    1
    Points: 48, Level: 1
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    12

    تشکرشده 11 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    این دقیقا یعنی پاک کردن صورت مسئله
    این یه رابطه ی دو طرفه بوده و هردو طرف مسئول عواقبش هستن

    خب شما صورت مساله رو نمی خواد پاک کنید . منظورتون چیه . بشون می گم ببخشید خالتون بام رفیق شده .
    اصلا اگه منو دیدند بشون می گم خالتون خودش دلش خواسته بام رفیق بشه و من رو هم پیچونده و الان تو فکر خواستگارش هست . اصلا طلبکارم می شم و بشون می گم این چه خاله ای هست که دارید ؟ ;)

    حتی من شک دارم که خود خانم نویسنده این نمایشنامه باشند!! ؟
    اون منو خوب می شناخت و اگه می خواست بام به هم بزنه این بازی ها لازم نبود بعدشم دیگه فکر نکنم انقدر هام موذی بود . درسته که به من وفادار نموند اما تو این مدتی که باش رفیق بودم ازش رفتار بدی ندیدم و فقط خیرش به بقیه می رسید .دختر خوبی بود . خوش به حال خواستگارش


    در مورد این که گفتید دیگه دختر شبیه این خانم پیدا نمی شه که شما را قبول داشته باشه:

    من تاپیکها و عقاید خاصتون را دیدم. راستش فکر می کنم این خانم نه این که با شما هم عقیده باشه، بلکه بی عقیده است.
    شما یا خواستگار فعلیش یا آقای ایکس یا ایگرگ هیچ فرقی براش نداره.
    کسی که با شما و عقاید خاصتون هم عقیده باشه که با یک آدم معمولی هم نمی تونه هم عقیده باشه.

    پس فکر نمی کنم چیز گرانبهایی را از دست داده باشید. چون از نظر اعتقادی مشابه نبودید.

    نه شیدا خانم فکر نمی کنم اون طوری که شما می گید باشه .
    اون با من هم عقیده نیست و عقاید معمول جامعه رو تا حد زیادی قبول داره و حتی اعمال مذهبی اش رو هم بر اساس اعتقاداتی که داره انجام می ده .

    اما آدم های دیگه رو بر اساس رفتارهاشون می سنجه نه عقایدشون و از کسایی که مثله خودش فکر نمی کنند نمی ترسه و تنفر نداره .فقط فکر می کنه کسایی که کمی عقایدشون باش فرق می کنه خودشون مسیر سخت تری رو برای رسیدن به کمال انتخاب کردند .

    در مورد بچه ی آیندمون هم تصمیم گرفته بودیم که سعی کنیم که کمکش کنیم که خودش مسیر زندگیش رو پیدا کنه نه اینکه ما براش تصمیم بگیریم چطور فکر کنه .

    با این تصمیمی که گرفتم می خوام تا 3 یا 4 سال دیگه تنها زندگی کنم . نداشتن همراهی برای زندگی خیلی سخته ...
    من چند سال تجربش کردم که دارم می گم و هر چی بیشتر آدم تنها باشه سخت تر هم می شه .

    تنهایی فکر های بی سر و ته نداشتن انگیزه ی کافی و ...... خیلیییییی سخته اما الان از دفعه ی قبلی که خواستم یک مدت تنها زندگی کنم آمادگی بیشتری دارم .

  6. 2 کاربر از پست مفید ahmadi تشکرکرده اند .

    roze sepid (شنبه 10 فروردین 92), راحیل خانوم (شنبه 10 فروردین 92)

  7. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 13 بهمن 93 [ 00:50]
    تاریخ عضویت
    1391-6-19
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    1,816
    سطح
    25
    Points: 1,816, Level: 25
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 84
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    40

    تشکرشده 34 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array
    خيالت راحت راحت، هيچ كاريت نميتونن بكنن. حالا بفرض اينكه خونتون رو هم پيدا كردن. چه دردي رو درمان ميكنه. به بابا مامانت ميكي و براي شما هي عيبي نداره. برا اون دردسر سازه. بفرضم كه شكايت كردن ميزني زير همه چي. نترس و شجاع باش

    - - - Updated - - -

    يچيزم يادم رفت بهت بگم ديگه رهاش كن، دختري كه اسم كسي مياد روش مثل زن شوهر داره و اين كار خيلي عواقب ناگواري داره. رهاش كن و برو ازدواج كن با فردي ديگر

  8. کاربر روبرو از پست مفید dosty تشکرکرده است .

    ahmadi (شنبه 10 فروردین 92)

  9. #15
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 13 تیر 93 [ 20:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-07
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 298 در 112 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نگران نباش
    پیدا کردن آدرس پلاک حکم قضایی باید داشته باشه
    مگر اینکه آشنا داشته باشن که اگه داشتن همین دیروز میومدن سر وقتت
    دختره فقط خواسته بترسونت که دیگه دور و برش نباشی

  10. کاربر روبرو از پست مفید هدف تشکرکرده است .

    ahmadi (شنبه 10 فروردین 92)

  11. #16
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 فروردین 92 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1392-1-08
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    48
    سطح
    1
    Points: 48, Level: 1
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    12

    تشکرشده 11 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    بچه ها یک فکری تو ذهنمه و نمی تونم بخوابم ............... نمی دونم درست یا غلط اما حداقل اینه که می تونم بش فکر کنم
    بتون می گم ولی طور خدا بم نگید که این چه حرفایی هست که داری می زنی

    من از دو تا از دوست دخترام قبلا خوشم اومده بود که باشون ازدواج کنم به یکدومشون گفتم و به یکی شون هم که کلا نگفتم اما تا الان هیچ وقت با قاطعیت با دختری حرف نزدم .

    نمی خوام این یکی رو هم از دست بدم شاید هم من و هم اون بابت این جریان ترسیدیم و اون به خاطر اینکه اون طوری که اون می خواد کنارش نبودم و خودمم بیشتر به فکر خودم بودم از دستم ناراحته و ماجرای خواستگارش رو هم گفته بود برای اینکه ببینه من چقدر دوسش دارم و از طرفی هم می خواد با ازدواجش حرفی از اینکه دوست پسر داشته نباشه . حتما به این هم فکر کرده که ادامه ی دوستی ما با این اتفاق سخت تر شده و بیش تر تحت نظر هست و از تهدید های خانوادش نسبت به خودش و من ترسیده و منم که تا چند ساله دیگه نمی تونم ازدواج کنم .

    برم بش بگم خیلی خیلی دوسش دارم و بدون اون نمی تونم به زندگیم ادامه بدم . بش بگم نامردیه که بی خیاله من بشه . بش بگم اگه اون بخواد هیچ کسی نمی تونه بین من و اون فاصله بندازه . بش بگم هر کاری حاضرم بکنم تا خوشبخت بشه و یک زندگی خیلی خوب و مرفه براش فراهم می کنم .بش بگم هیچکی مثله من نمی تونه دوسش داشته باشه و برای هیچکی به اندازه ی من عزیز نیست .

    - - - Updated - - -

    حداقل این طوری بعدا افسوس این رو نمی خورم که چرا از دستش دادم

  12. #17
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 15 اسفند 98 [ 02:57]
    تاریخ عضویت
    1389-6-09
    نوشته ها
    274
    امتیاز
    9,988
    سطح
    66
    Points: 9,988, Level: 66
    Level completed: 85%, Points required for next Level: 62
    Overall activity: 29.0%
    دستاوردها:
    SocialVeteranTagger Second Class5000 Experience Points
    تشکرها
    2,955

    تشکرشده 2,271 در 375 پست

    Rep Power
    45
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmadi نمایش پست ها
    خب شما صورت مساله رو نمی خواد پاک کنید . منظورتون چیه . بشون می گم ببخشید خالتون بام رفیق شده .
    اصلا اگه منو دیدند بشون می گم خالتون خودش دلش خواسته بام رفیق بشه و من رو هم پیچونده و الان تو فکر خواستگارش هست . اصلا طلبکارم می شم و بشون می گم این چه خاله ای هست که دارید ؟ ;)
    حرف من دقیقا جواب به شیدا. بود
    اگه دقت کنی پستم ویرایش شده،ولی چیزی که نوشتم پاک کردم چون مطمئن بودم خودت جواب میدی (کلا همدردی جای کل کل نیست وگرنه...)

    *********************************
    فرض! میکنیم که دوستت درمورد خواستگارش دروغ نگفته (به نظر من که نگفته،حالا شاید درمورد شرایطش غلو کرده باشه) به نظر خودت که انقدر دوستش داری و حتما خوشبختیشو میخوای اون میتونه با این احساساتی که میخوای با حرفات نثارش کنی تصمیم منطقی و عاقلانه ای واسه زندگی آینده اش بگیره؟

    خودتم اگه میخوای برای زندگیت تصمیم بگیری اول احساساتتو بذار کنار،منطقی فکر کن،دو دو تا چهار تا کن،بعد بگو میخوام زن بگیرم نه که از در دوستی وارد بشی

    اگه هنوز مشکلت عنوان تاپیکته که هیچی وگرنه یه تاپیک جدید بزن
    چشماتو بیند و تصورکن همه ی آدمای دنیا به این فرموده ی حضرت علی علیه السلام عمل میکنن:
    "هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران هم بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران هم مپسند"
    دنیا چه شکلی میشه ؟؟؟

  13. کاربر روبرو از پست مفید راحیل خانوم تشکرکرده است .

    ahmadi (شنبه 10 فروردین 92)

  14. #18
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    جمعه 13 تیر 93 [ 20:39]
    تاریخ عضویت
    1392-1-07
    نوشته ها
    150
    امتیاز
    1,246
    سطح
    19
    Points: 1,246, Level: 19
    Level completed: 46%, Points required for next Level: 54
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    13

    تشکرشده 298 در 112 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmadi نمایش پست ها
    بچه ها یک فکری تو ذهنمه و نمی تونم بخوابم ............... نمی دونم درست یا غلط اما حداقل اینه که می تونم بش فکر کنم
    بتون می گم ولی طور خدا بم نگید که این چه حرفایی هست که داری می زنی

    من از دو تا از دوست دخترام قبلا خوشم اومده بود که باشون ازدواج کنم به یکدومشون گفتم و به یکی شون هم که کلا نگفتم اما تا الان هیچ وقت با قاطعیت با دختری حرف نزدم .

    نمی خوام این یکی رو هم از دست بدم شاید هم من و هم اون بابت این جریان ترسیدیم و اون به خاطر اینکه اون طوری که اون می خواد کنارش نبودم و خودمم بیشتر به فکر خودم بودم از دستم ناراحته و ماجرای خواستگارش رو هم گفته بود برای اینکه ببینه من چقدر دوسش دارم و از طرفی هم می خواد با ازدواجش حرفی از اینکه دوست پسر داشته نباشه . حتما به این هم فکر کرده که ادامه ی دوستی ما با این اتفاق سخت تر شده و بیش تر تحت نظر هست و از تهدید های خانوادش نسبت به خودش و من ترسیده و منم که تا چند ساله دیگه نمی تونم ازدواج کنم .

    برم بش بگم خیلی خیلی دوسش دارم و بدون اون نمی تونم به زندگیم ادامه بدم . بش بگم نامردیه که بی خیاله من بشه . بش بگم اگه اون بخواد هیچ کسی نمی تونه بین من و اون فاصله بندازه . بش بگم هر کاری حاضرم بکنم تا خوشبخت بشه و یک زندگی خیلی خوب و مرفه براش فراهم می کنم .بش بگم هیچکی مثله من نمی تونه دوسش داشته باشه و برای هیچکی به اندازه ی من عزیز نیست .

    - - - Updated - - -

    حداقل این طوری بعدا افسوس این رو نمی خورم که چرا از دستش دادم
    نه دوست عزیز کار شما به طور کل اشتباه هست
    هنوز سنی ندارید که بخواید برای ازدواج تصمیم بگیرید

  15. 2 کاربر از پست مفید هدف تشکرکرده اند .

    ahmadi (شنبه 10 فروردین 92), شیدا. (شنبه 10 فروردین 92)

  16. #19
    Banned آغازکننده
    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 فروردین 92 [ 13:30]
    تاریخ عضویت
    1392-1-08
    نوشته ها
    8
    امتیاز
    48
    سطح
    1
    Points: 48, Level: 1
    Level completed: 96%, Points required for next Level: 2
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    12

    تشکرشده 11 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    می دونستم حرف هایی که دیشب زدم رو نباید می زدم . اما دیشب خیلی تو فکر و خیال بودم . بعدش نیم ساعت منتظر موندم کسی جوابم رو بده . وقتی که گفتم دیگه کسی جوابم رو نمی ده زنگ زدم به دوستم و تا 6 صبح به لطف طرح جدید یکی از اپراتورهای موبایل داشتم باش حرف می زدم .

    اون حرف هایی که می خواستم بش بزنم رو نزدم . در مورد گذشتمون و خاطراتمون حرف زدیم . تنها خواستم ازش این بود که حالا که می خواد ازدواج کنه برای بار آخر همدیگه رو ببینیم . اولش گفت اون طوری براش سخت تره بام خداحافظی کنه ولی آخرش قبول کرد .

    می دونم قرار آخر هم چیز مسخره ای هست . یک حرفی بود که دیشب زدم و خودم هم ازش پشیمونم . می دونم هنوز با توجه به وضعیت درسی و اقتصادیم خیلی خیلی برای ازدواجم زوده . اما خیلی خیلی خیلی از تنهایی می ترسم . الانم هر چی بش زنگ می زنم که بگم بی خیاله قرار آخر جواب نمی ده

    نمی دونم شاید تا 3 ساله دیگه شرایط خیلی حداقلی برای ازدواج رو داشته باشم که تازه بعدشم بخوام دختره رو 3 یا 4 سال عقد کرده نگه دارم و بعد بریم سراغ زندگیمون . اون موقع حدود 27 سالم شده . دیگه اصلا شاید اون موقع نیازی هم به زن گرفتن نداشته باشم . اگرم اون موقع بخوام زن بگیرم با یک دختر 17 یا 18 ساله ازدواج می کنم تا بتونم بش اعتماد کنم و هیچ حرفی هم از عقاید و گذشتم و این جور چرت و پرت ها نمی زنم

    بحث هم در تاپیک داره از موضوع اصلی منحرف می شه و موضوع اصلی حل شده . خیلی خوشحال شدم که فرشته ی مهربان به تاپیکم سر نزد .فکر کنم از این بابت خیلی شانس آوردم . اگه مدیرهای سایت صلاح می دونند تاپیک رو قفل کند .

  17. #20
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 17 دی 93 [ 22:34]
    تاریخ عضویت
    1391-12-08
    نوشته ها
    661
    امتیاز
    3,788
    سطح
    38
    Points: 3,788, Level: 38
    Level completed: 92%, Points required for next Level: 12
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,635

    تشکرشده 911 در 430 پست

    Rep Power
    80
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط ahmadi نمایش پست ها
    می دونستم حرف هایی که دیشب زدم رو نباید می زدم . اما دیشب خیلی تو فکر و خیال بودم . بعدش نیم ساعت منتظر موندم کسی جوابم رو بده . وقتی که گفتم دیگه کسی جوابم رو نمی ده زنگ زدم به دوستم و تا 6 صبح به لطف طرح جدید یکی از اپراتورهای موبایل داشتم باش حرف می زدم .

    اون حرف هایی که می خواستم بش بزنم رو نزدم . در مورد گذشتمون و خاطراتمون حرف زدیم . تنها خواستم ازش این بود که حالا که می خواد ازدواج کنه برای بار آخر همدیگه رو ببینیم . اولش گفت اون طوری براش سخت تره بام خداحافظی کنه ولی آخرش قبول کرد .

    می دونم قرار آخر هم چیز مسخره ای هست . یک حرفی بود که دیشب زدم و خودم هم ازش پشیمونم . می دونم هنوز با توجه به وضعیت درسی و اقتصادیم خیلی خیلی برای ازدواجم زوده . اما خیلی خیلی خیلی از تنهایی می ترسم . الانم هر چی بش زنگ می زنم که بگم بی خیاله قرار آخر جواب نمی ده

    نمی دونم شاید تا 3 ساله دیگه شرایط خیلی حداقلی برای ازدواج رو داشته باشم که تازه بعدشم بخوام دختره رو 3 یا 4 سال عقد کرده نگه دارم و بعد بریم سراغ زندگیمون . اون موقع حدود 27 سالم شده . دیگه اصلا شاید اون موقع نیازی هم به زن گرفتن نداشته باشم . اگرم اون موقع بخوام زن بگیرم با یک دختر 17 یا 18 ساله ازدواج می کنم تا بتونم بش اعتماد کنم و هیچ حرفی هم از عقاید و گذشتم و این جور چرت و پرت ها نمی زنم

    بحث هم در تاپیک داره از موضوع اصلی منحرف می شه و موضوع اصلی حل شده . خیلی خوشحال شدم که فرشته ی مهربان به تاپیکم سر نزد .فکر کنم از این بابت خیلی شانس آوردم . اگه مدیرهای سایت صلاح می دونند تاپیک رو قفل کند .

    سلام من تمام نوشته هاتونو خوندم ونتونستم حرفي نزنم اما اگه اشتباهه بگيد.
    به نظر من شما به اون پسر حسوديتون شده كه فكر كنم طبيعي باشه اما اينكه از وقتي پاي خواستگار اومد وسط وشما دوتا باز باهم ارتباط داشتيد كار خوبي نبوده وبه نفع هيچكدومتون نيست.حتي اگه ميشه اصلا سر قرار نريد وبذاريد هم خودتون وهم اون دختر كمي به آرامش برسيد.عجول بودنتون كمي تو سن شما طبيعيه اما هميشه سعي كنيد هر تصميمي كه شب ميگيريد تا صبح بهش فكر كنيد واگر صبح باز هم اين تصميم قطعي بود اونوقت جاي تامل داره.من خودم برادر دارم وهمسن شما بوده ومن بدون اينكه حرفي بزنه متوجه حالو احوالش ميشدم وميدونم اكثر پسرا تا سن 25 سالگي خيلي زودتر از تصميمشون برميگردن.مخصوصا كه بدون فكر كافي باشه.ازدواج بايك دختر 18 ساله در سن 27 سالگيبه نظر من خوب نيست چون موارد زيادي ديدم كه همديگرو درك نميكنن.اما باز هم بستگي به شرايط شما داره.موفق باشيد


 
صفحه 2 از 5 نخستنخست 12345 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. دختری را دوست دارم که میدانم او قبلا پسری دیگر را دوست داشته، چیکار کنم؟
    توسط behroozoorheb در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 22
    آخرين نوشته: دوشنبه 22 اردیبهشت 93, 06:42
  2. دوست داشتن دختری که با پسر دیگری است و می گوید مرا دوست دارد
    توسط mehdi1369 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: شنبه 28 آبان 90, 11:29
  3. من دوست پسر دوست صمیمیم رو دوست دارم
    توسط MisS AviatoR در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 12
    آخرين نوشته: شنبه 28 اسفند 89, 12:00
  4. +دخترها جواب بدین چه پسرهای رو دوست دارین
    توسط ramin2009 در انجمن سئوالات ارتباط دختر و پسر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: چهارشنبه 25 دی 87, 16:43

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.