به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 14

Hybrid View

  1. #1
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 02 خرداد 92 [ 12:42]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    61
    امتیاز
    337
    سطح
    6
    Points: 337, Level: 6
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 13
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class250 Experience Points
    تشکرها
    47

    تشکرشده 27 در 18 پست

    Rep Power
    0
    Array
    فکر کنم این دوست داشتن نیست نوعی حسادت هست
    اگه واقعا دوستش داشتی باید قدمی هم بر میداشتی.شما دودل بودید اینکه باهاش ازدواج کنم یا نه
    مطمئن باش اگه دختر تا 20 سال دیگه هم خواستگاری براش نمیومد باز شما هیچ کاری نمیکردی.حالا که ازدواج میکنه به خدا متوصل شدی.

    نه دوست دارین مال شما باشه و نه دوست دارین مال دیگران بشه
    میشه بگید در طول 8 سال کجای کار بودی که حالا اینطوری متوسل به امامان شدی؟

  2. 3 کاربر از پست مفید (محرک) تشکرکرده اند .

    Maximilianos (پنجشنبه 01 فروردین 92), فرهنگ 27 (جمعه 02 فروردین 92), کامران (جمعه 02 فروردین 92)

  3. #2
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 19 فروردین 92 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1391-12-29
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    30
    سطح
    1
    Points: 30, Level: 1
    Level completed: 60%, Points required for next Level: 20
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger Second Class
    تشکرها
    10

    تشکرشده 6 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط mohsen66 نمایش پست ها
    خدا و امامان؟
    این خدا و امامان، خدا و امامان اون پسره که قراره باش ازدواج کنه هم هست، چه دلیلی داره که ورق رو برا تو که چند سال تمام نگاش کردی هیچی نگفتی و آخرشم اونجوری گفتی برگردونن؟
    شرمنده ولی خیالاتی شدی، فقط یه حس بهش پیدا کردی که هیچ دلیلی پشتش نیست، با افکارو عقایدش آشنایی نداشتی و نمیشناختیش که!
    من هر چی کشیدم از دست همین خدا و امامان بود.کی بود میگفت شب قدر هر چی بگید مستجاب میشه کی بود میگفت یخوانید مرا تا اجابت کنم شما را من 8 سال تموم از خدا خواستم کمکم کنه خودش هم خوب می دونست که واقعا دوستش دارم رو چه حسابی جوان مردم رو امیدوار میکنند و بعد پشتش رو خالی میکنند.چرا این قدر شعار میدن چرا تو عمل چیزی از خودشون نشون نمیدن.من تو شبهای قدر از همه مقدسات خواستم و به همشون التماس کردم. اما چی شد.چرا پیامبر ما تو حدیث شریف کسا گفته که هر کس این حدیث رو زمانی بخونه خدا به خاطر ما هرچی غم و اندوه هست بر طرف میکنه چرا پس اینطوری نمیشه.چرا همه دروغ میگن.چرا احساسات ادما براشون مهم نیست.چرا خدا تو حوادث زندگی کمکمون نمیکنه من مشکل بیان احساسات دارم نه تنها برای دختر موذد علاقه ام بلکه برای همه. این رو روانشناسم هم تایید کرده و گفته نمیشه برات کاری کرد چون این طوری بزرگ
    شدی.نمیشد خدا با اون همه قدرتش یه کار کوچکی واسه من بکنه یه قوت قلبی به خاطر این همه دعا به خاطر این همه توسل بهم بده.نفرین به همه احساسات نفرین به همه حرفهایی که گفته میشه اما بهشون عمل نمیشه نفرین به همه امیدهای الکی و پوچ نفرین به این زندگی سر تا سر دروغ.نفرین به همه اونایی که صدای کمک کسی رو میشنوند اما کاری نمی کنند

    - - - Updated - - -

    نقل قول نوشته اصلی توسط (محرک) نمایش پست ها
    فکر کنم این دوست داشتن نیست نوعی حسادت هست
    اگه واقعا دوستش داشتی باید قدمی هم بر میداشتی.شما دودل بودید اینکه باهاش ازدواج کنم یا نه
    مطمئن باش اگه دختر تا 20 سال دیگه هم خواستگاری براش نمیومد باز شما هیچ کاری نمیکردی.حالا که ازدواج میکنه به خدا متوصل شدی.

    نه دوست دارین مال شما باشه و نه دوست دارین مال دیگران بشه
    میشه بگید در طول 8 سال کجای کار بودی که حالا اینطوری متوسل به امامان شدی؟
    من تو این 8 سال کنار در اجابت بودم و منتظر خدا منتظر اونایی که حرف زده بودند و من به امید اون حرفا انتظار میکشیدم.من نماز شب میخوندم و دعا میکردم شبهای قدر تا صبح بک یا الله میگفتم و از خدا طلب حاجت میکردم.ازش میخواستم مسیر ازدواج من رو هموار کنه 8 سال دعا و التماس 8 سال امید 8 سال انتظار 8 سال خدا خدا.من 8 سال مترسک مزرعه ای بودم که هیچ محصولی نداشت من 8 سال در کسی را کوبیدم که خالق من بود.من 8 سال انتظار یاری و کمک امام زمان بودم و یقین داشتم که صذای من رو میشنوه.بعید میدونستم که امام زمان من کمکم نکنه بعید میدونستم که حرف پیامبر من که ندیده قبولش کردم درست از اب در نیاد.من عاشق دختر مورد علاقه ام بودم ولی نمی تونستم احساسم رو بیان کنم من ضعیف بودم و درگیر

  4. 2 کاربر از پست مفید Maximilianos تشکرکرده اند .

    کامران (جمعه 02 فروردین 92), میشل (پنجشنبه 01 فروردین 92)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:38 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.