به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 , از مجموع 23
  1. #11
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 فروردین 92 [ 18:14]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    118
    سطح
    2
    Points: 118, Level: 2
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط دختر مهربون نمایش پست ها
    متوجهیم که اون فقط یه مثال بود.
    در همون حد کم هم ممکنه مسائل زیادی بوجود بیاد.

    مثلاً در مورد همون تربیت فرزند.
    احیاناً شما که به نماز اعتقاد داری دلت میخواد بچه ت هم نماز بخونه دیگه. نه؟
    خب اونوقت میتونید با همسرت به یه نظر یکسان برسید؟

    باز هم ممکنه با حرفای ما قانع نشید یا فکر کنید داریم یک طرفه و غیر منصفانه راهنماییت میکنیم. یا شایدم اصلاً نظرات ما با اعتقاداتت جور نباشه یا شاید....
    در هر صورت، بهتره پیش یه مشاور امین بری تا مطمئن بشی و بعدش هر گونه تصمیمی بگیری.
    چون اگه قانع نشده باشی و تصمیم بگیری(حالا چه تصمیم به جواب مثبت چه منفی) بعداً از تصمیمت پشیمون میشی.

    موفق باشی.
    دوست ندارم از دید مذهبی به این مسئله نگاه کنید. بیشتر می خوام مطمئن شم که در آینده آیا بهش گیر نمیدم؟ باهاش سر این موضوع لج و لج بازی نمی کنم!؟ حتی در مورد تربیت فرزند هم این دیدگاه رو درست نمی بینم. چون اصولاً امروزه بچه ها زیاد به کیش و اعتقاد والدینشون نیستند. اکثر خانواده های مذهبی دور و بر من بچه هاشون نماز نمی خونند. و برعکسش هم زیاد مشاهده کردم. تربیت اگر درست باشه فرزند تاثیر درست رو می گیره نه آنچه دقیقاً پدر یا مادر انجام میدن.
    مشکل من اینه که از خودم می ترسم؛ که در آینده زندگی رو به کام هردومون تلخ نکنم.

  2. کاربر روبرو از پست مفید hesperus تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (دوشنبه 21 اسفند 91)

  3. #12
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 دی 94 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    محل سکونت
    زیر آسمان
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    2,829
    سطح
    32
    Points: 2,829, Level: 32
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    43

    تشکرشده 433 در 151 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hesperus نمایش پست ها
    دوست ندارم از دید مذهبی به این مسئله نگاه کنید. بیشتر می خوام مطمئن شم که در آینده آیا بهش گیر نمیدم؟ باهاش سر این موضوع لج و لج بازی نمی کنم!؟ حتی در مورد تربیت فرزند هم این دیدگاه رو درست نمی بینم. چون اصولاً امروزه بچه ها زیاد به کیش و اعتقاد والدینشون نیستند. اکثر خانواده های مذهبی دور و بر من بچه هاشون نماز نمی خونند. و برعکسش هم زیاد مشاهده کردم. تربیت اگر درست باشه فرزند تاثیر درست رو می گیره نه آنچه دقیقاً پدر یا مادر انجام میدن.
    مشکل من اینه که از خودم می ترسم؛ که در آینده زندگی رو به کام هردومون تلخ نکنم.
    صحبت شما درباره تربیت کم و بیش صحیحه ولی شما نتیجه رو می بینید که شاید فرزندان زیاد به اعتقادات والدین نرن، ولی چیزی که باعث اختلاف بین شما و همسرتون میشه نتیجه اعتقادات فرزندانتون نیست، نحوه آموزشی است که شما دو نفر در خانه بهش می دید.

    مشکل اونجا پدید میاد که شما به فرزندتون میگید مثلا نماز بخونه، اون میگه چرا بابا نمی خونه؟ شما چی می خواید پاسخ بدید بهش؟ میخواید به همسرتون بگید برو نماز بخون تا بچه هم یاد بگیره؟ ایشون مثل شما نیست و شما نمی تونید این رو ازش بخواید، به بچه می خواید بگید بابات قبول نداره نماز بخونه ولی تو باید بخونی؟ کار مناسبی نیست و برای بچه دوگانگی بوجود میاره.

    شما باید با خودتون فکر کنید درباره این قضیه، ایشون ممکنه هیچ وقت به اعتقادات شما نیان، و اگه قصد دارید جواب مثبت بدید باید این احتمال رو در نظر بگیرید از همین ابتدا تا اگه اینطور شد زندگیتون مشکل ایجاد نکنه. به این چیزها باید فکر کنید وقتی تصمیم نهایتون رو می گیرید.

  4. 2 کاربر از پست مفید Sinéad تشکرکرده اند .

    hesperus (دوشنبه 21 اسفند 91), دختر مهربون (دوشنبه 21 اسفند 91)

  5. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 فروردین 92 [ 18:14]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    118
    سطح
    2
    Points: 118, Level: 2
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sinéad نمایش پست ها
    صحبت شما درباره تربیت کم و بیش صحیحه ولی شما نتیجه رو می بینید که شاید فرزندان زیاد به اعتقادات والدین نرن، ولی چیزی که باعث اختلاف بین شما و همسرتون میشه نتیجه اعتقادات فرزندانتون نیست، نحوه آموزشی است که شما دو نفر در خانه بهش می دید.

    مشکل اونجا پدید میاد که شما به فرزندتون میگید مثلا نماز بخونه، اون میگه چرا بابا نمی خونه؟ شما چی می خواید پاسخ بدید بهش؟ میخواید به همسرتون بگید برو نماز بخون تا بچه هم یاد بگیره؟ ایشون مثل شما نیست و شما نمی تونید این رو ازش بخواید، به بچه می خواید بگید بابات قبول نداره نماز بخونه ولی تو باید بخونی؟ کار مناسبی نیست و برای بچه دوگانگی بوجود میاره.

    شما باید با خودتون فکر کنید درباره این قضیه، ایشون ممکنه هیچ وقت به اعتقادات شما نیان، و اگه قصد دارید جواب مثبت بدید باید این احتمال رو در نظر بگیرید از همین ابتدا تا اگه اینطور شد زندگیتون مشکل ایجاد نکنه. به این چیزها باید فکر کنید وقتی تصمیم نهایتون رو می گیرید.
    می دونید چرا این موضوع رو زیاد جدی نمی گیرم؟ چون خودم در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم که هیچ وقت والدینم ازم نخواستن نماز بخونم یا در یک مجلس مذهبی شرکت کنم. تمام اعمال مذهبی من ارادی و یادگیریشون صرفاً از آموزشهای مدرسه بوده. تا جایی که به یاد دارم پدرم تنها راجع به خصوصیات دین صحبت می کرده و هیچ گاه برای انجامش توصیه مستقیم نکرده. اینها در ذهنم تناقضاتی به وجود میاره. به خصوص که به جرات می تونم بگم اولین بار در عمرمه که از پسری خوشم اومده و به نظر میرسه درگیری عاطفی مانع تفکر درست شده.

  6. #14
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 دی 94 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    محل سکونت
    زیر آسمان
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    2,829
    سطح
    32
    Points: 2,829, Level: 32
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    43

    تشکرشده 433 در 151 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hesperus نمایش پست ها
    می دونید چرا این موضوع رو زیاد جدی نمی گیرم؟ چون خودم در یک خانواده مذهبی بزرگ شدم که هیچ وقت والدینم ازم نخواستن نماز بخونم یا در یک مجلس مذهبی شرکت کنم. تمام اعمال مذهبی من ارادی و یادگیریشون صرفاً از آموزشهای مدرسه بوده. تا جایی که به یاد دارم پدرم تنها راجع به خصوصیات دین صحبت می کرده و هیچ گاه برای انجامش توصیه مستقیم نکرده. اینها در ذهنم تناقضاتی به وجود میاره. به خصوص که به جرات می تونم بگم اولین بار در عمرمه که از پسری خوشم اومده و به نظر میرسه درگیری عاطفی مانع تفکر درست شده.
    خب اگه شما قرار نیست به همسر یا فرزندتون بگید این باورهای مذهبی که شما دارید (و ایشون ندارند) رو داشته باشند، مشکلی پیش نمیاد ولی خودتون هم شک داشتید بهش طوری که قبلا گفتید:

    نقل قول نوشته اصلی توسط hesperus نمایش پست ها
    مشکل من اینه که از خودم می ترسم؛ که در آینده زندگی رو به کام هردومون تلخ نکنم.
    کسی نمی تونه به شما بگه شما در آینده چکار خواهید کرد. این چیزی است که شما با شناخت خودتون باید بهش برسید (ممکنه یک روانشناس بعد از چند جلسه بتونه بهتون کمک کنه در شناخت بهتر خودتون). نکته اصلی اینه که اگه شما تصمیمی الان بگیرید لازمه در آینده هر چقدر هم که براتون دشوار باشه روی این تصمیم بایستید وگرنه قطعا به مشکلات سختی بر خواهید خورد و مقصر هم فقط خودتان خواهید بود.

    از روی خصوصیات اخلاقی و شخصیتی شما تا حدی میشه حدس زد بعدها در زندگی چطور رفتار خواهید کرد و ایشون چطور برخورد خواهند کرد. به این سوال ها لطفا پاسخ بدید:

    سن شما و ایشون
    تعداد و سن بقیه فرزندان در خانواده شما و ایشون
    آیا شما فرزند اول هستید؟
    رابطه ایشون و مادرشون چطوره، چقدر حرف شنوی دارند، چقدر در ارتباط هستند و چقدر به مادرشون وابسته هستند؟
    اگه شما خواهر و برادرهای کوچکتر دارید، آیا نقش مراقب و شاید مادری بر اونها داشتید؟
    چقدر فکر می کنید خودتون کنترل گر هستید؟

  7. #15
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 فروردین 92 [ 18:14]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    118
    سطح
    2
    Points: 118, Level: 2
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sinéad نمایش پست ها
    خب اگه شما قرار نیست به همسر یا فرزندتون بگید این باورهای مذهبی که شما دارید (و ایشون ندارند) رو داشته باشند، مشکلی پیش نمیاد ولی خودتون هم شک داشتید بهش طوری که قبلا گفتید:



    کسی نمی تونه به شما بگه شما در آینده چکار خواهید کرد. این چیزی است که شما با شناخت خودتون باید بهش برسید (ممکنه یک روانشناس بعد از چند جلسه بتونه بهتون کمک کنه در شناخت بهتر خودتون). نکته اصلی اینه که اگه شما تصمیمی الان بگیرید لازمه در آینده هر چقدر هم که براتون دشوار باشه روی این تصمیم بایستید وگرنه قطعا به مشکلات سختی بر خواهید خورد و مقصر هم فقط خودتان خواهید بود.

    از روی خصوصیات اخلاقی و شخصیتی شما تا حدی میشه حدس زد بعدها در زندگی چطور رفتار خواهید کرد و ایشون چطور برخورد خواهند کرد. به این سوال ها لطفا پاسخ بدید:

    سن شما و ایشون
    تعداد و سن بقیه فرزندان در خانواده شما و ایشون
    آیا شما فرزند اول هستید؟
    رابطه ایشون و مادرشون چطوره، چقدر حرف شنوی دارند، چقدر در ارتباط هستند و چقدر به مادرشون وابسته هستند؟
    اگه شما خواهر و برادرهای کوچکتر دارید، آیا نقش مراقب و شاید مادری بر اونها داشتید؟
    چقدر فکر می کنید خودتون کنترل گر هستید؟
    من 22 ساله هستم و ایشون 30 ساله.
    من 2 برادر و 2 خواهر دارم که به ترتیب 33 ساله،30،31 و 27 ساله هستند. ایشون هم یک خواهر و دو برادر دارند که به ترتیب 29 ساله، 27 و 25 ساله هستند.
    همینطور که مشخص شد من فررزند آخر هستم و ایشون فرزند اول.
    تا جایی که اطلاع دارم رابطه بسیار صمیمانه ای دارند و اظهار کردند که مادرشون به شدت بهشون احترام میزاره و البته این رو در زمانی خاطر نشان کرده که من پرسیدم آیا فکر می کنه خانوادش هم منو بپسندند(چون خودشون منو انتخاب کردند) و ایشون بهش اشاره کردند.
    میشه گفت یک آدم خود ساختم که انتظار میره تمام مسائل زندگیم رو خودم بچرخونم. پس میشه گفت به دلایل جو حاکم در منزل خودم کنترل گر اعمال و رفتار هستم و حتی در تصمیمات منزل بسیار شرکت داده میشم اما مسلماً نمی دونم این کنترل گری در زندگی چقدر حاکم باشه.

  8. #16
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    سه شنبه 22 دی 94 [ 14:29]
    تاریخ عضویت
    1391-12-18
    محل سکونت
    زیر آسمان
    نوشته ها
    171
    امتیاز
    2,829
    سطح
    32
    Points: 2,829, Level: 32
    Level completed: 53%, Points required for next Level: 71
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    43

    تشکرشده 433 در 151 پست

    Rep Power
    31
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط hesperus نمایش پست ها
    من 22 ساله هستم و ایشون 30 ساله.
    من 2 برادر و 2 خواهر دارم که به ترتیب 33 ساله،30،31 و 27 ساله هستند. ایشون هم یک خواهر و دو برادر دارند که به ترتیب 29 ساله، 27 و 25 ساله هستند.
    همینطور که مشخص شد من فررزند آخر هستم و ایشون فرزند اول.
    تا جایی که اطلاع دارم رابطه بسیار صمیمانه ای دارند و اظهار کردند که مادرشون به شدت بهشون احترام میزاره و البته این رو در زمانی خاطر نشان کرده که من پرسیدم آیا فکر می کنه خانوادش هم منو بپسندند(چون خودشون منو انتخاب کردند) و ایشون بهش اشاره کردند.
    میشه گفت یک آدم خود ساختم که انتظار میره تمام مسائل زندگیم رو خودم بچرخونم. پس میشه گفت به دلایل جو حاکم در منزل خودم کنترل گر اعمال و رفتار هستم و حتی در تصمیمات منزل بسیار شرکت داده میشم اما مسلماً نمی دونم این کنترل گری در زندگی چقدر حاکم باشه.
    خب الان نگرانی کمتر شد چون شما قاعدتا نباید به اون معنا کنترگر باشید (که دوست داشته باشید همه رو تحت کنترل خودتون بگیرید). فرزند آخر بودن شما و اول بودن ایشون هر دو در خانواده های پرجمعیت هم گرچه ممکنه جای نگرانی کلی داشته باشه ولی درباره این اختلاف نظر خاص خیلی جای نگرانی نداره.

    در کل من با این توصیف ها من جای بروز مشکل های اساسی رو در آینده نمی بینم مشروط به اینکه شما سعی یا اصرار در تغییر ایشون در آینده نکنید (که چون شخصیت کنترل گری ندارید نباید براتون سخت باشه) و همینطور یه آزادی اعتقادی به فرزندانتون بدید همونطور که خانواده شما به شما دادند. برای اینکه قبل از ازدواج شما یک حد و مرزی از این تفاوت های اعتقادی خودتون و یک سری تعهد در عدم دخالت در کار همدیگه و همینطور یک حد مشترکی برای تربیت فرزندان یا رسیدگی به مسائل مهم بوجود بیاد توصیه می کنم هر دو نفر با همدیگه به یک مشاور مراجعه کنید و وضعیت رو توضیح بدید، مشاور معمولا سعی می کنه شرایطی که احتمالا می تونه باعث بروز اختلاف بشه رو همین الان براتون بازگو کنه تا همین الان هر دو بدونید و یک دید کلی داشته باشید تا در آینده یکدفعه شگفت زده نشید. این بیشتر از دو سه جلسه زمان نمی بره و می تونه خیلی خیلی براتون مفید باشه.

  9. کاربر روبرو از پست مفید Sinéad تشکرکرده است .

    hesperus (دوشنبه 21 اسفند 91)

  10. #17
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 فروردین 92 [ 18:14]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    118
    سطح
    2
    Points: 118, Level: 2
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط Sinéad نمایش پست ها
    خب الان نگرانی کمتر شد چون شما قاعدتا نباید به اون معنا کنترگر باشید (که دوست داشته باشید همه رو تحت کنترل خودتون بگیرید). فرزند آخر بودن شما و اول بودن ایشون هر دو در خانواده های پرجمعیت هم گرچه ممکنه جای نگرانی کلی داشته باشه ولی درباره این اختلاف نظر خاص خیلی جای نگرانی نداره.

    در کل من با این توصیف ها من جای بروز مشکل های اساسی رو در آینده نمی بینم مشروط به اینکه شما سعی یا اصرار در تغییر ایشون در آینده نکنید (که چون شخصیت کنترل گری ندارید نباید براتون سخت باشه) و همینطور یه آزادی اعتقادی به فرزندانتون بدید همونطور که خانواده شما به شما دادند. برای اینکه قبل از ازدواج شما یک حد و مرزی از این تفاوت های اعتقادی خودتون و یک سری تعهد در عدم دخالت در کار همدیگه و همینطور یک حد مشترکی برای تربیت فرزندان یا رسیدگی به مسائل مهم بوجود بیاد توصیه می کنم هر دو نفر با همدیگه به یک مشاور مراجعه کنید و وضعیت رو توضیح بدید، مشاور معمولا سعی می کنه شرایطی که احتمالا می تونه باعث بروز اختلاف بشه رو همین الان براتون بازگو کنه تا همین الان هر دو بدونید و یک دید کلی داشته باشید تا در آینده یکدفعه شگفت زده نشید. این بیشتر از دو سه جلسه زمان نمی بره و می تونه خیلی خیلی براتون مفید باشه.
    من به تغییر آدمها معتقد نیستم و فکر می کنم اونها رو باید همینطور که هستند پذیرفت. به دلیل علاقه ای که بین ما حاکم هست بیشترین اضطراب من از این بابت بود که الان احساساتی تصمیم بگیرم و بعدها وقتی در زندگی جا افتادم تازه متوجه شم نمی تونم تحمل کنم و شروع کنم به درگیری و لجبازی. اما اگر تقریباً مطمئن شم این تصمیم بر اساس عقل گرفته شده قطعاً هیچگاه بهشون گیر نمیدم و با خودم میگم این انتخاب من بوده و باهاش کنار میام. راجع به تربیت فرزند و مراجعه به مشاور هم که فرمودید حتماً با ایشون در میان میزارم .
    سپاس فراوان از همراهی شما.

  11. #18
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    جمعه 03 مهر 94 [ 16:31]
    تاریخ عضویت
    1391-10-27
    نوشته ها
    991
    امتیاز
    7,073
    سطح
    55
    Points: 7,073, Level: 55
    Level completed: 62%, Points required for next Level: 77
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    Tagger First Class1 year registered5000 Experience Points
    تشکرها
    2,771

    تشکرشده 1,881 در 749 پست

    Rep Power
    114
    Array
    به نظر منم مشکلی پیش نمیاد. بابا اون بنده خدا هم که با نماز و خدا دشمنی نداره که بعدا به بچه ش مثلا بگه نماز نخون و این خانم بگه بخون. بچه خودش باید نماز بخونه یا نخونه. مسطله اختلاف دین و مذهب که نیست. فقط اگر برای خودت فوق العاده مهمه که نماز بخونه روش بیشتر فکر کن. اگه هم نه که ایشالا بعد ازدواج کم کم اونم نماز خون بشه . من آدمایی رو دیدم که از چهل سالگی شروع به نماز خوندن کردن.

  12. کاربر روبرو از پست مفید asemani تشکرکرده است .

    فرهنگ 27 (دوشنبه 21 اسفند 91)

  13. #19
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    سه شنبه 20 فروردین 92 [ 18:14]
    تاریخ عضویت
    1391-12-20
    نوشته ها
    17
    امتیاز
    118
    سطح
    2
    Points: 118, Level: 2
    Level completed: 36%, Points required for next Level: 32
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registeredTagger Second Class100 Experience Points
    تشکرها
    5

    تشکرشده 7 در 5 پست

    Rep Power
    0
    Array
    نقل قول نوشته اصلی توسط asemani نمایش پست ها
    به نظر منم مشکلی پیش نمیاد. بابا اون بنده خدا هم که با نماز و خدا دشمنی نداره که بعدا به بچه ش مثلا بگه نماز نخون و این خانم بگه بخون. بچه خودش باید نماز بخونه یا نخونه. مسطله اختلاف دین و مذهب که نیست. فقط اگر برای خودت فوق العاده مهمه که نماز بخونه روش بیشتر فکر کن. اگه هم نه که ایشالا بعد ازدواج کم کم اونم نماز خون بشه . من آدمایی رو دیدم که از چهل سالگی شروع به نماز خوندن کردن.
    بله" آسمانی "عزیز...دشمنی نداره. همینطور که قبلاً گفتم از واکنش بعد خودم می ترسم. که مثلاٌ پس از عادی شدن زندگی و به قولی رد شدن از دوران خوش عاشقی در اول ازدواج شروع کنم به بهانه گیری از ایشون. من با نماز نخوندنشون مشکلی ندارم؛ از این می ترسم که در زندگی یهو شروع کنم به بهانه گیری و این بشه سرآغاز جنگ و دعواهای الکی که در آخر به جاهای باریک بکشه.

  14. #20
    عضو همراه

    آخرین بازدید
    سه شنبه 05 تیر 03 [ 04:02]
    تاریخ عضویت
    1388-1-20
    نوشته ها
    1,530
    امتیاز
    37,798
    سطح
    100
    Points: 37,798, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    VeteranTagger Second ClassSocial25000 Experience Points
    تشکرها
    5,746

    تشکرشده 6,060 در 1,481 پست

    حالت من
    Mehrabon
    Rep Power
    276
    Array
    سلام

    اينكه از خودت مي ترسي كه شروع به بهانه گيري كني، يعني پتانسيل اين موضوع در شما بالا هست و اين مساله در گذشته واستون مهم بوده و شرايط خاص اين آقا شما رو به سمت اغماض اين موضوع كشونده

    به نظر من براي اينكه خودتون رو بهتر بشناسين و تحليل كنين از يه مشاور حضوري كمك بگيريد.

  15. 3 کاربر از پست مفید صبا_2009 تشکرکرده اند .

    asemani (سه شنبه 22 اسفند 91), taraneh89 (چهارشنبه 23 اسفند 91), فرهنگ 27 (سه شنبه 22 اسفند 91)


 
صفحه 2 از 3 نخستنخست 123 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

کلمات کلیدی این موضوع

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:07 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.