Mahsa1
مهسا جون چيكار كنيم؟
همش زندگيمون شدا غصه و دعوا
مامانم ميگه بايد بسازى با خانواده شوهرت و گرم باهاشون باشى ميگه ظاهرى
اگه نميتونى بايد جدا شى ميگه مگه شوهرت و دوست ندارى
آدم چقدر از خودش بگذره
چقدر منت كشى كنه
چقدر ناز شوهر و بكشه
تا كى؟
پس كى به ما ميرسه
هيچ اميدى به زندگي ندارم
كاش هممون ميرفتيم تو يه خونه زندگى ميكرديم بيخيال اين نامرداى بى وجدان ميشديم
همون بايد پيش مامان و خواهراشون باشن
لياقت ندارن عشق پاك به پاشون بريزيم
ما دختریم خدا این حس حسادت رو تو وجودمون قرار داده حتی همون مادرتون که به محرم پسرش زن پسرش حسادت می کنه . واقعا باید به این جور مادرا شک کرد که حاضرن زندگی بچشون بهم بخوره . به نظر من اینا حوو هستند نه مادر عروس رو مثل عقاب میبینن و میگن پسرمونو از چنگمون در اوورد . نمی دونم پس مشکل دارن می رن خواستگاری ؟
خوب پسررو نگه دارن ور دل خودشون .
والا مامان من این جوری نیست . ما رو مستقل بار اوورده .
دقيقأ اينم شانس ماست به خدا يه مشت عتيقه گيرمون اومده
مرض دارن پسر زن ميدن يه دخترم بدبخت ميكنن خدا ازشون به حق ٥ تن نگذره كه نه دين و ايمون دارن نه وجدان








دقيقأ اينم شانس ماست به خدا يه مشت عتيقه گيرمون اومده

علاقه مندی ها (Bookmarks)