اقا مهران من از شما و تمام اقایون خوب این تالار معذرت میخوام.... فقط یک لحظه یاد گستاخیاش اوفتادم ......
حرفاتون کاملا درست و منطقیه....
سحر عزیزم نه این اقا ادم خیر خواهی هستن.. در اصل روانشناسن ولی سالها در مورد این چیزا تحقیق و تحصیل کردن....طوری که با اولین نگاه بهم گفت تو داری ذره ذره اب میشی.... و این کاری که برای همسرت کردن روی تو هم اثر گذاشته... من درمان رو باید از خودت شروع کنم.... بابت این کارش هم ازم هیچ پولی نخواست...... چون هم ادم مومنی هستن هم اینکه عرب زبان هستن...مثل خودم....
جناب سامنیست.... من اینقدر ادم بی عزت نفسی نیستم که با ادمی که اصلا!! بهم ابراز علاقه نکنه و همیشه تحقیرم کنه (تو تاپیک قبلیم در این مورد نوشتم) زندگی کنم.... همونطوری که سحر جان گفت رفتاراش با اینکه اکثرا منفیه ولی هیچ ثباتی نداره.... اقایی که من رفتم پیششون مشاور هستن .... ولی در کنارش روحانی هم هست.... وقتی بهش گفتم بعضی وقتا بعد از اذیتاش گریه میکنه و یا یه جورایی ابراز پشیمونی میکنه ( البته اوایل خیلی بیشتر بود) گفت اینا علایم سحر هست.... چون ادمی که کلا بد باشه در همه احوال بده..... اگه از شما کاملا بدش بیاد هیچ وقت نمیاد بعد از اینکه حرف طلاق رو با شما زده خیلی عادی باهاتون رفتار کنه انگار نه انگار که چیزی شده...... ( این رفتاراش من رو هم بلا تکلیف گذاشته)... یه روز خیلی قاطع میاد میگه بیا از هم جدا شیم....من مهرتو میدم منو تو به درد هم نمیخوریم... باور کنید 5 دقیقه بعدش زنگ میزنه میگه خانوم نهار چی داریم؟ صبر کن بیام با هم بخوریم......
بله.... اذیتم میکنه.... بله عصبانی که میشه هرچی از دهنش دربیاد میگه.....گاهی کتک هم میزنه......منم چون از این زندگی نا امید شده بودم رفتم با خانوادم درمیون گذاشتم..... وگرنه اهل شکایتهای بیخود و بی جهت نیستم.... اونم پیش خانوادم....ولی از وقتی این اقا بهم گفت که اینطوریه و اصلا سحر رو دسته کم نگیرید بازم یکم امیدوار شدم.....بهم گفت برای همینه که زندگیت داره بدتر میشه با وجود اینکه تو داری تلاش بیشتری واسه بقاش میکنی..بهم گفت قران که میخونی بی اراده شروع میکنی به گریه کردن.( دقیقا همینطوره)..... چون چیزی که درون همسرت هست روی تو هم اثر گذاشته ....خلاصه خیلی چیزا گفت که متاسفانه من اینجا نمیتونم بگم... ولی مطمئن شدم که اره... یه سری رفتاراش واقع
نمیدونم احساس میکنم یه حکمتی بوده که من دم اخری و تو اوج ناامیدی وقتی خواستم همه چیو تموم کنم با یه اقایی اشنا شدم و فهمیدم که همچین چیزی توی همسر من وجود داره..... تازه ایشون ساکن این کشور نیستن و تا 3 هفته دیگه مسافرن....ولی بهم قول دادن مشکلمو حل کنن قبل از سفرشون.....
در ضمن جناب سامانیس.... نمیدونم ادم معتقد هستین یا نه.... ولی سوره بقره ایه 102 خیلی واضح به سحر و اثرش روی جدایی بین زن و مرد اشاره کرده.... پس هست!!.....
در ضمن حرفایی که ایشون زدن با چیزایی که همسرم درمورد دختری که قبلا تو زندگیش بوده یک چیزه..... ( این چیزارو اوایل اشناییمون بهم گفت.. و گفت نمیخوام بعدا حرف و حدیثی باشه.... من قبل از شما با به قصد ازدواج با یک خانمی در ارتباط بودم ولی ایشون بیشتر دنبال دوستی بود تا ازدواج.... وقتی من این رابطه رو تموم کردم ظاهزا پشیمون شد ....خیلی اصرار کرد که با هم باشیم ولی من خواسته ایشون رو رد کردم )
به هر حال اخرین کاریه که میتونم بکنم..... به چندتا روحانی ایمیل زدم و باهاشون درمیون گذاشتم.. بهم گفتن که بله سحر وجود داره و بعضی ادمهای از خدا بی خبر هنوز این کارارو انجام میدن.... ولی کاره ما نیست که بگیم این توی زندگی شما هست یا نه..... هستن ادمهایی که علم ابطال سحر رو دارن... فقط باید از کارشون مطمئن باشید که باز هم اون کاره هر کسی نیست....
حالا قراره جمعه به هر بهانه ای شده برم شهری که مادرم اینا هستن و این اقارو ببینم.......توکل به خدا....
راستی جناب سامانیست.... راه حل جالبیو پیش پای ساکنین خارج از ایران پیشنهاد نکردین.... من خودم شاهد خرابی چندتا زندگی شدم که مسببش همین تماس با پولیس بوده... اونم تو اوج عصبانیت... و ندونم کاری...... که بعدش هیچ چیزی جز پشیمونی برای خانومها نداشته.......









علاقه مندی ها (Bookmarks)