به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 40

Threaded View

  1. #37
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 14:00]
    تاریخ عضویت
    1391-2-28
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    1,518
    سطح
    22
    Points: 1,518, Level: 22
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    925

    تشکرشده 957 در 224 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: این زندگی اونی که من میخواستم نشد ..

    به مشکل خوردم .. بازم به مشکل خوردم ..
    دارم از حرص و عصبانیت میترکم .. یه چند وقتی به زور تلقین و تفکر مثبت حالم بهتر میشه اما دوباره .......
    انقدر زندگیم بی برنامه و بی هدفه که حالم داره بهم میخوره ..

    برای اولین قدم برای تغییر رفتم دنبال کار گشتم !!
    یه کار خوب پیدا کردم تو این خانه های پردیس سلامت که وابسته به شهرداریه .. با حقوق خیلی پایین و محیط خیلی عالی ..
    کارهای عقب افتاده م رو سر و سامون دادم و یه سری کار جدید رو شروع کردم .. یعنی الان هم بیرون کار میکنم هم کارهای کامپیوتریم رو تو خونه انجام میدم و هر لحظه م پره ..
    تازه تو همون پردیس سلامت از امروز صبح به عنوان مربی هم مشغول به کار شدم ..

    اما حس خوبی ندارم .
    چون اون تائیدی که میخوام رو از بیرون نمیگیرم .. همسرم چندین بار تو صحبت هاش گفته که کارت به درد نمیخوره و الکی سر خودتو گرم کردی .. بقیه هم میگن دارن بیگاری میکشن ازت ..
    حالم داره از خودم بهم میخوره .. همسرم از الان داره رو حقوقم برنامه ریزی میکنه و امروز یه دعوای وحشتناک با مامانم کردم چون تو کوچیک ترین روابط من دخالت میکنه . مثلا یه مقدار پول که تو حسابم دارم باید باید باید ریز حسابش رو بهش بدم و مث بچه ها رفتار میکنه باهام . بعدش هم بقیه ی پول رو میخواست که چون گفتم نمیدم دعوامون شد . مشکلم پول نیست . مشکلم اینه که من حق انتخاب ندارم . نمیتونم خودم باشم . و اگه خودم باشم هیشکی منو دوست نداره . متنفرم از اینکه برا دیگران فقط یه وسیله ی در امدم . متنفرم .

    یعنی واقعا حالم بده . تا میخوام خودم باشم بقیه انقدر تحقیرم میکنن که پشیمون میشم . یعنی من به عنوان یه ادم مستقل نمیتونم تصمیم بگیرم ؟ اگر مخالفت کنم با خواسته های دیگران باید این رفتار باهام بشه ؟

    از طرفی هم خرداد عروسیمونه و همسرم دیوونه م کرده . انقدر که میگه خرج نکن و منم میگم چشم . اما بعد متوقع تر میشه و میگه تو چیکار کردی میشه بگی چه فداکاری کردی برا عروسیمون ؟؟ من براش سنگ تموم میذارم گرونترین کت و شلوار رو براش خریدم و اون حاضر نیست حتی پول ارایشگاه منو بده . لباس عروس قرضی از یکی دیگه . میگه برو ارایشگاه به عنوان مهمون خودتو درست کن . وایی دارم دیوونه میشم .

    تو رو خدا بیاین یکم راهنماییم کنین .. من چیکار کنم که دیگران دست از سرم بردارن ؟؟؟؟؟
    چیکار کنم که بتونم یه شخصیت مستقل داشته باشم و خودم تصمیم بگیرم ؟
    چیکار کنم که دارم دیوونه میشم از این کارهای همسرم و جرات اعتراض هم ندارم ؟؟؟؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید الف-ح تشکرکرده است .

    الف-ح (شنبه 07 بهمن 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 06:19 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.