به نظر من بیشتر باید سعی کرد خانواده طرف رو شناخت. چون کمتر پیش میاد که خونواده ها بتونن نقش بازی کنن، نه اینکه بازی نکننا، کمتر اتفاق میافته که موفق بشن. هیچ وقت نمیشه گفت که این فرد تافته جدا بافته است و با همه اعضای خونواده اش فرق داره، نه اصلا اینطور نیست، به هر حال آموزگاران اولیه اون پدر و مادرش بودن.
لااقل میشه یه شناخت سطحی در مورد اعتقاداتش و طرزفکر و عملکردشون به دست اورد. اینکه توی خونواده اون شخص چه کسی تصمیم گیرنده اس و اصلا تصمیمات به چه صورتی گرفته میشه خیلی مهمه، چون بیشتر مشکلات از همین نقطه شروع میشه. باید در این زمینه دو نفر با هم هماهنگ باشن.
در مورد اون 40 درصد هم بستگی داره که روی چی باشه؟ اگه مسائل مهم رو در بر می گیره خیلی خوبه، مثل فرهنگ و مذهب و روابط اجتماعی و .. اما اگه در برگیرنده موارد جزئی باشه که اصلا به درد نمی خورده.
به هر حال کسی که ازدواج می کنه باید سیاست داشته باشه و بدونه که با هر کس چطور و چگونه برخورد کنه.








علاقه مندی ها (Bookmarks)