سلام عزیزم
منم شوهرم همینظوری بود خیلی یه خوانوادش وابسته بود طوری که بدون مشورت با خواهراش و مادرش اب هم نمیخورد. اولش ما هم همش لج و لجبازی داشتیم و همین اوضارو همش بدتر میکرد هرچقدر من بهش اخم و تخم میکردم و غر میزدم اوضاع بدتر و بدتر میشد. باور کن مردا از غر زدن متنفرن . باور کن بعد از اینکه قبل عروسیم رفتم مشاوره با محبت خودم جوری تغییر کرد که الان کسی باورش نمیشه.سعی کردم بیشتر از اینکه غز بزنم بهش محبت کنم
سعی کردم هر کار مادر شوهرم میکنه منم همونکارو براش انجام بدم .اونم شبا دیر میخوابه اولا ما هم سر این مسائل دعوا داشتیم و من قهر میکردو میرفتم تنها میخوابیدم. ولی بعدا ساعت خواب خودمو تغییر دادم و با اون میخوابیدم حتی اگه ساعت 4 صبح بود. باورت نمیشه ولی الان خودش جوری عادت کرده بهم که اونم بدون من اصلا خوابش نمیره...البته نباید خودتو همش بهش وابسته نشون بدی (مردا از وابستگی بیش از اندازه زنا متنفرن)واه همینه که بهت میگه مگه من مامانتم...مردا یه زن مستقل میخوان که همیشه بتونه رو پای خودش بایسته...مثلا شبا خودتو به یه کاری سرگرم کن که فکر نکنه فقط به خاطر اون بیدار موندی تا با هم یخوابید ولی باور کن 3 4 ماه که تو بغل تو خوابش بره خودشم حسابی یهت عادت مینکه عزیزم...الانم به نظر من اگه خودت برگردی اوضارو یکم بدتر میکنی...فکر میکنه همیشه حق با خودشه و دیگه قهر کردنات براش عادی میشه....سعی کن کسیو بدون اینکه اون بفهمه واسطه کنی...
اصلا این چه کاری بود که پاشدی رفتی خونه مامانت اخه؟؟؟من تا حالا تو بدترین شرایطم خونمو ترک نکردم








علاقه مندی ها (Bookmarks)