سلام مریم جان
من فقط خواننده تاپیکهات بودم و نظری نمیدادم
چون یه چیز رو خوب فهمیدم که وقتی تمام راهها رو نری و از خودت مطمین نشی که دیگه راهی وجود نداره تا پایان با شک و تردید و پشیمونی همراهی
امروز حداقل وقتی مروری رو گذشته میکنی جای افسوس برات نمیمونه
یه چیز رو هم بگم چون این دوران رو گذروندم که وقتی به یقین میرسی که تمام تلاشت رو کردی بقیه مراحل برات آسونتره.
و به جایی میرسی که هرگز حتی به عقب هم نگاه نمیکنی
یه وقتایی ما آدمها بدون این که بخوایم پخته و محکم میشیم
درسیه که زندگی بهمون میده و امیدورم تجربه خوبی برامون بشه هرچند سنگین
راستی این هم تجربه من:
مهریه چیزی رو به تو برنمیگردونه نه زخمهاتو التیام میده نه چیز دیگری اما گرفتنش بهتر از نگرفتنشه به هزار و یک دلیل که کوچکترینش میتونه از بین بردن احساس ضعف و مظلومیت در تو باشه
و اینکه اون آدم هم بدونه تاوانی رو باید بده هر چند کم
خواهشا بدون مشورت با وکیل کاری انجام نده و خودتو درگیر جنگ روانی بعدش نکن
مهمتر از اون حتما مشاوره حضوری برو و سعی کن غم ها و ضعف ها و زخم هات رو بهبود بدی
این خیلی کمکت میکنه تصمیم درستی بگیری و آسیب کمتری ببینی.من خیلی راهها رو رفتم و این راه رو مطمین ترین راه میدونم
امیدوارم موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)