ممنون از شما آقای baby
من ترسم از اینه که ما دخالت نکنیم و خواهرم هم با ابن هیچ انگاری هاش زندگیش رو به جایی برسونه که راه برگشت نباشه!
اینو هم بگم که خواهرم خیلی آدم ساده ای هست و رو راست هستش و برعکس شوهرش بسیار دروغگو هست ولی خوش سر و زبون!! از اون آدمایی هست که یک روده راست توی شکمش نیست!! یک جورایی با حرفاش خواهرم رو خام کرده و داره نهایت سواستفاده رو ازش میکنه!
خودتون میدونید که اگر شراکتشون مالی بشه به این راحتی هیچکدوم نمیتونن پاپس بکشن و روابطشون وارد فاز جدیدی میشه! اینرو هم بگم کار شوهر خواهرم بیشتر شهرستان هست و در همون محلی که این دختره ساکن هست و خیلی وقتا اونجاست و خواهرم تهران هست!!
فکر نکنم خواهرم از این وضع راضی باشه ولی داره لجاجت و یک دندگی میکنه و ساده انگارانه با موضوع برخورد میکنه نمیدونه این کار ممکنه چه عواقبی براش داشته باشه!!
مرتب میگه بذار اینکارو بکنه تا ببینه من چیکار میکنم!!! من میترسم شوهر خواهرم رابطه اش با دختره به جاهای باریک بکشه!! ما باید بشینیم و نگاه کنیم و هیچ کاری نکنیم تا زندگیش نابود بشه!! اینهم بگم که پدرمون فوت کرده و مادرم هم زیاد قوه تصمیم گیری نداره و یک جورایی من بزرگتر خانواده هستم و روی من حساب میکنند! به نظر شما با این وجود دخالتی نکنم!!؟








علاقه مندی ها (Bookmarks)