به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 10

Threaded View

  1. #4
    عضو کوشا

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 14:00]
    تاریخ عضویت
    1391-2-28
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    1,518
    سطح
    22
    Points: 1,518, Level: 22
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    925

    تشکرشده 957 در 224 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: فکر کنم مریض روحی ام . کمکم کنین. خواهشا بخونین.

    نقل قول نوشته اصلی توسط صنوبر
    توی این شرایط اصلا نمیشه به ازدواج فکر کرد چون فکر میکنم که با ازدواج فقط یه نفر دیگه رو هم افسرده میکنم. ازم فراری میشه. فکر کنم مشکلم حادتر از این حرفاست. هر شب تا کلی گریه نکنم خوابم نمیبره. حوصله هیچ کاری رو ندارم. کارم تو اداره هر روز بدتر از دیروز پیش میره. البته مشکل اصلیم هم کارمه. چون احساس خنگی و بی سوادی میکنم گوشه گیر شدم. با کسی حرف نمیزنم سر کار. خیلی افسردم. یه راست از اداره میام خونه. خیلی بی حوصلم. روزهای جمعه از اتاق بیرون نمیام. فقط تو نت میچرخم. وقت تلف میکنم. درس هم نمیخونم. وای خدایااااا. اگر واقعیت رو بفهمه چیکار کنم؟ آبروم میره نه؟ خیلی خانواده با آبرویی دارم. واسه همین جرات ارتباط با کسی رو ندارم. من حتی با این سن 27 سال هنوز یه کافی شاپ با دوستام یا دوست پسرم نرفتم. باورتون میشه؟؟ لطفا کمکم کنین. پیش روانشناس یا روانپزشک نرم؟؟؟ وقتی برام یه خواستگار معرفی میشه باورتون نمیشه شاید اصلا نپسندمش اما برای رفع تنهایی میگم بذار باهاش بیشتر آشنا بشم. بعدن خودم پشیمون میشم که وقتی خوب نبود چرا از اول نگفتی الان هی دنبال بهونه ای؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!! اینم بگم که اصلا روابط اجتماعی خوبی ندارم که بخوام خودم کسی رو پیدا کنم. انگیزه ندارم. همیشه اضطراب دارم.
    تازه عضو سایت شدم. امیدوارم درست کار کردن رو با این سایت حداقل یاد بگیرم. منتظر راهنمایی شماهام.
    صنوبر جان سلام ..
    عزیزم قبل از اینکه سرکار بری هم احساس خنگی و بی سوادی میکردی ؟ تو دوران دانشگاه و مدرسه روابطت با بقیه چطور بود ؟
    کلا قبل از اینکه مشغول به کار شی زندگیت چطور میگذشت ؟

    من احساس میکنم تمام مشکلاتت به خاطر کمبود اعتماد به نفسته .. نه مریض هستی و نه روانی .. فقط اعتماد به نفست خیلی خیلی پایینه .. که احساس میکنم از وقتی مشغول به کار شدی کمتر هم شده .. چون تو هر دو تا پستت اشاره کردی به مشکلت تو محل کار ..
    اگر میتونی کارت رو عوض کن و کاری که انجام میدی مرتبط با رشته ت باشه و توش تخصص داشته باشی و بهش علاقه داشته باشی ..

    در رابطه با اون اقا .. یه رابطه ی دو سه ماهه ی اینترنتی بوده ! که کلا اصل این جور روابط اینترنتی غلطه .. حالا چه دروغ گفته باشی چه نگفته باشی .. فکر کن که راستش رو میگفتی و اون اقا ادم بدی از اب در میومد و میخواست اذیتت کنه !!
    رابطه رو تموم کن .. عذاب وجدان نداشته باش ..
    روی خودت و اعتماد به نفست کار کن .. الان خودت از همه چیز مهم تری ..

  2. 2 کاربر از پست مفید الف-ح تشکرکرده اند .

    الف-ح (دوشنبه 02 بهمن 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 08:55 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.