نازنین جان به نظرم تا حدیشو حق داری. همکارات کارا و وظایف عادیشونو هم نمی کنن انگاری مثل تلفن جواب دادن. واسه همینم یه ادم با وجدان و با اخلاق مثله تو بینشون باشه خواه ناخواه برای اینکه بتونه کمی تعادل ایجاد کنه ناچار میشه که بیش از حد وظایفش کار کنه. واسه همینم یه مقداریش طبیعیه. به خاطر اینه که خوبی گلم. هر چند اینروزا نایاب شده.
در یه مواردی نیازه که حدود رو به دیگران یاداوری کرد. مثلا اگه واقعا می خوای که لیوانتو و ظرفتو بشوره مسوولش خوب اینکارو بکن. مثلا می تونی وقتی داره جمع می کنه ظرفارو بهش کاملا جدی و مشخص بگی لطف کنین اینارو هم ببرین و بعدم مشغول کارت بشی. شاید اون فکر کرده تو دوست نداری به ظرف و لیوان شخصیت کسی دست بزنه. البته اگه لیوانت مال خودته و شخصیه.
ببین وقتی ادمای اطراف زیادی دل گنده می شن و راحت از گرفتاری های دیگران می گذرن خود به خود تعادل به هم می خوره. خیلی خوبه که تو اونجایی و سعی می کنی این تعادل برقرار شه اما گلم اینو یادت باشه که اولویتو برای خودت بذاری. مثلا می تونی بگی پشت تلفن که سعی کنن با همون مسولش تماس بگیرن اما اگه نتونستن دوباره با همین شماره ی شما تماس بگیرن.
در مورد اینکه دلت می خواسته با کسی ازدواج کنی که بهش ترحم کنی کارشناسا باید بیان نظر بدن. اما بقیه اش اصلا بد نیست خوبه خیلی هم خوبه اما اینروزا متاسفانه نایاب شده گلم. واسه همینم بهت سخت می گذره.








علاقه مندی ها (Bookmarks)