ممنونم، امروز خبرای بد بهم زیاد میرسه،
یکی از دوستانم که با هم صمیمی بودیم و بعد باهم مشکل پیدا کردیم، خبر داد بهم که تومور مغزی گرفته و زیاد زنده نمیمونه و داره بیماریش پیشرفت میکنه، با اینکه توو این دوستی خیلی اذیت شدم ولی خیلی براش ناراحتم، حالا ازم خواسته باهاش آشتی کنم تا این چند وقت رو خوب سپری کنه نمیدونم چی کار کنم؟!! از طرفی میترسم کلک باشه و باز اذیت کنه ولی از طرفی بنظر نمیاد دروغ باشه و شاید واقعا راست باشه ولی نگرانم باز مشکلات قبلی پیش بیاد

... واقعا از این زندگی خستم، خسته ی خسته. بدترین سال زندگیمو دارم میگذرونم و هنوز روزای خوش رو ندیدم... نمیدونم چه جور صبح و شب میشه...

علاقه مندی ها (Bookmarks)