سلام
دوست من زندگی مشترک به تمام معنای خود مشترک باید باشد!
باید به این باور برسید که درد و رنج آن مشترک است، بی حوصلگی ها و خستگی ها را باید مشترک تحمل کرد و...
هر انسانی در زندگی خود بازه هایی دارد که حوصله خود را هم ندارد، چه برسد ارتباط جنسی!
اگر قرار باشد با هر اتفاقی ما دنبال خیاننت باشیم که روح ما به هیچ مرحله ای از تعالی نمی رسد و زندگی مشترک به این ارزشمندی به مرحله واپاشی می رسد. ارزش انسانها به صبر اونهاست.
زنی تا این حد خوب نه تنها نیازمند صبر است بلکه بیشتر از آن بایستی حمایت شود. بیشتر در مورد فیزیولوژی زن تحقیق کن با خانومت بیرون برو، اونو تفریح ببر و حتی اگر شده یکی دو ماهی تقاضای خودت رو به طور کامل نادیده بگیر و از نیازهای دیگرت برای اون صحبت کن. مثل نیاز به اینکه دوست داری در کنار همدیگه راه بری، اونو در آغوش بگیری(غیرجنسی)، کلمات محبت آمیز به اون بگو و... بعد از این مرحله افسردگی ایشون همون فرشته ای می شه که توانایی جنسی خودش رو از لحاظ روحی هم بازیافته. در این مرحله حتما مشاور هم برو.
به خانومهایی که عصبی می شن و توصیه به مطالعه فیزیولوژی بدن خانومها دارند، یک نکته خواستم بگم. حرفتون درسته ولی خب نمی شه نادیده گرفت شدت این میل رو. سعی کنید تفاوت اهمیت میل جنسی برای آقایان و خانومها رو بدونید و درک کنید، یعنی شما هم یک مقدار فیزیولوژی بدن یک مرد رو مطالعه کنید. نمی تونم درصد بدم ولی به هر دلیلی سهم بسیار بزرگی از نیازهای یک مرد را میل جنسی او به خود اختصاص داده است. همان سهمی که در مورد نیازهای یک زن به یک گروهی از نیازها "حمایت شدن، درک شدن، محبت کلامی، بوسه، آغوش، نیاز جنسی و...." اختصاص یافته است. اگر شکایتی دارید به خالق شکایت خویش برید نه به مخلوق! اینطوری عصبی نمی شید.![]()







علاقه مندی ها (Bookmarks)