خوب تو خودت شروع کن و از اشتباهات خودت بگو از اشتباهات و سرکوفت زدن و انتقاد کردن از همسرت دوری کن فقط ایرادات و اشتباهات خودت رو ببین از اینکه یه جاهائی واسش کم گذاشتی بگو از اینکه بهش فحش و بدو بیراه میگفتی از اینکه کتکش میزدی بابت اینها ازش عذرخواهی کن از اینکه هیچ وقت از ته دلت تو هم دوست نداشتی همچین مردی باشی ولی یه اشتباه در اول راه و اینکه عدم مدیریت درست زنگی و ... همه اینها رو بهش بگو نه به اون بگو تو من رو میکوبی نه بگو تو فقط از من ایراد گرفتی نه بگو تو بهمن تهمت زدی که خیانت کردم فقط الان خودت رو ببین اشتباهات خودت رو ببین و براش بگو ...
بهش بگو اگه میگم بیا بریم پیش روانشناس یا راوانکاو منظورم این نیست که بیمار هستیم میخوایم راه درست زندگی کردن رو یاد بگیرم (باز به خودت ربطش بده) بگو میخوام از یکی کمک بگیرم که اشتباهاتم رو جبران کنم (نگو اشتباهاتمون رو) فعلا فقط داری در مورد خودت صحبت میکنی به نظر من باید خودت رو بشکنی باید غرورت رو بشکنی چون با فحش ها و کتک هائی که زدی (نمیگم همسرت بی گناهه و اصلا اشتباه نکرده) ولی با این کارهات باعث شدی غرورش شکسته باعث شدی که بهت اعتماد نکنه باعث شده که الان برچسب بیمار بودن رو بزنه بهت ... پس غرورت رو بشکن واسه همسرت و فقط از اشتباهات خودت بگو .... بگو که قبول داری (از تو نوشته هات برداشت کردم) که اشتباه کردی در مقابلش بگو قبول کردن اون شرایطی که توش افتاده بودم واسم شکست بود از یه جای خوب افتاده بودم تو یه شرایط بد از خانواده ترد شدی از خانواده اون هم ترد شدی بی پولی سختی هائی که تا اون موقع نکشیده بودی شما رو چه به کپسول گاز اینور و انور کردن ... تو رفاه بودی ولی یه هو افتادی ته چاه بگو اینها واست یه شکست بود تو حساس ترین دوره زندگیت یه هو با یه عالمه مسئولیت مواجهه شدی بهش بگو ازش قدردانی کن به خاطر حمایتی که اول زندگیتون بهت کرد با تمام نامهربانی های شما ... میدونی مقابل شکستن غرور خودت به جاش اون رو ببر بالا بهش عزت بده بهش بگو که تو نمیدونستی اون روزها باید چکار کنی ... خودت رو بریز بیرون مطمئن باش اون هم خودش رو میریزه بیرون ولی ممکنه زمان ببره هرچی گفت که تو مقصری تو این کار و کردی و ... جبهه نگیر بزار حرفش رو بزنه نپر وسط حرفاش فقط بذار خودش رو تخلیه کنه از خودت فعلا دفاع نکن حتی اگه حرفش بی ربط و الکی باشه فقط بذار حرف بزنه فقط شنونده باش . در پی اسباط حق خودت نباش اگه همسرت این کار رو کرد بذار بکنه ولی شما این کار رو نکن چون اون احساساتش بیشتر از شما شاید شاید جریحه دار شده .
چون یه زن هستم از دید یه زن براتون نوشتم ... من نمیگم که کی اشتباه کرده تو این زندگی که درست من میگم شما الان این کار رو بکن بعد یواش یواش شاید راضی شد همراه شما پیش یه روانشناس بیا و مشکل زندگیتون رو حل کنید، ازش بخواه با شما بیاد اگه میگه من که مریض نیستم تو برو بگو پس میخوام همراه من بیای و من را به دکتر ببری .... یه مدت شاید واسه این 4 روز تو باهاش راه بیا شاید بتونی یه شروع تازه باشی شاید بتونی با این روش یه روح دیگه به زندگیت بدی به نظر من الان هم هی بهش نگو که من تو رو دوست دارم عاشقتم و ... حرفهای عاشقانه تو این چند روز نزن که فکر کنم با روحیات زنانه تو شرایط اینجوری خیلی جواب نگیری ... اون لیست هم یادت نره حتی اگه اون راضی نشد بنویسه تو بنویس ... و باز ازش بخواه که بهت بگه چه انتظاراتی از شوهرش از مرد زندگیش داره با کلام بازی کن هرسری از یه در دیگه وارد شو ... اعتمادش رو جلب کن تنهاکاری که فکر کنم تو این 4 روز باید انجام بدی اینه
این رو بگم برادر عزیزم صحبتهای من اصلا کارشناسانه نیست امیدوارم زودتر کارشناسها بیان و راهنمائی های بهتری بهت بکنن...
در مورد مسائل مالی هم از همسرت یه فرصت 2 ساله دیگه بخواه و بگو از این به بعد براتون جبران میکنم چون دیدم که تو این 11 سال تونستی از صفر به جائی برسی ... و این کار رو بکن فقط قول و قرار نباشه ...









علاقه مندی ها (Bookmarks)