به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 54

Threaded View

  1. #27
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 بهمن 91 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-14
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    406
    سطح
    8
    Points: 406, Level: 8
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    111

    تشکرشده 111 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: جداشم یا بسوزم و بسازم؟

    سلام.ماجرای زندگیت یکم شبیه منه
    زندگی من 4ماه دوام داشت
    خانواده من خیلی بالا بودن از لحاظ فرهنگی.اجتماعی.مالی.اعتقاد .همه پزشک و دندانپزشکو ... بودیم.اونا سیکل و دیپلمه!(که خیلی واسم مهم نبود اما همینایی که در نظرم ریز بود دردسر ساز شد*
    یعنی از این لحاظ هم کفو نبودیم.نامزدم دید نمیتونه با این اختلاف کنار بیاد.حتی پدر حاضر شد برامون شرکت بزنه و واسش کار جور کنه.که خودم همون اول مخالفت کردم.یه جورایی میشد بنده و نوکر من.
    مرد ها غرور دارند الان رفتار نامزدت واسه اینه که نمیخواد به ظاهر زیر بار تو بره.میخواد منیت کنه.نمیشه گفت عیبه اونه.به قول دکتر فرهنگ این توی ذات مرده.همچنین نمیشه گفت تو مغروری
    نامزد قبلیم نمیتونست از خانوادش دل بکنه.حق داره.توی خونه شون فقط اون رشد کرده بود.همه بهش چشم داشت داشتن.برادرش که هیچی نداشت وسایلو ماشینشو برمیداشت.شهریه دانشگاه خواهرشو میداد به مادرش خرجی میداد وباباش واسه خونشون خرج نمیکردو...آخر سر هیچی واسه من نمیموند.تازه پدر.مادرش به خانواده م زخم زبون میزدن!
    رفتم پیش مشاور گفت این ازدواج از پایه مشکل داره شما هم کفو نیستیدپازل زندگیمون فقط سر علاقه بهم چفت شده بود هر لحظه ممکن بود پاره شه.منی که توی خونه بابام بهترین ماشینو داشتم حالا سوار پراید اون میشدم.اما برام مهم نبود.(اطرافیان مسخره میکردن)فقط میدیدم اون داره زجر میکشه نمیتونه خودشو تطبیق بده
    که آخر سر خود اون آقا و من تصمیم گرفتیم تمومش کنیم.با وجود دلبستگی شدیدمون
    فعلا عروسی نکن.بیشتر فکر کن
    ////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
    راستی همه چادری ها بدن؟!اره مادر شوهرت قبول.اما توی تالار باید به عقاید هم احترام بذاریم

    نقل قول نوشته اصلی توسط الف-ح
    صدف عزیزم .. تو نوشته هات به وفور میبینم که نامزدت رو تحقیر میکنی و خودتو بالاتر ازش میدونی !
    در خطاب کردنش الفاظی رو استفاده میکنی که واقعا بعیده از یه استاد دانشگاه !
    احساس میکنم تو رابطه تون هم هرچقدر که به زبون نیاری بازم خودتو بالاتر ازش میبینی و این باعث میشه ازت دور بشه و بیشتر بره سمت خانواده ش.
    نامزدت هرچیزی که هست تو پذیرفتی ش و بله رو گفتی .. حتی اگه بابات براش کار پیدا کرده باشه و اگه وضعیت زندگیشون پایین تر از شما باشه ..
    باید ببینی خانواده ی همسرت چیکار میکنن که اونو جذب میکنن به خودشون ؟
    شما چه رفتاری داری که باعث میشه نامزدت ازت دور بشه و پناه ببره به خانواده ش ؟
    چرا نباید نامزدت وقتی از ماموریت میاد بهت نگه ؟
    حتما یه کمبودی تو رابطه تون هست که ایشون سعی میکنه با خانواده ش پر کنه ..

    این تکبر و غرور رو از خودت دور کن که افت زندگیته ..
    بعد به خاطر یه همچین مسائلی به طلاق فکر میکنی ؟
    نکن عزیز دلم .. با زندگیت این کارو نکن که بد میبینی ..
    نامزد ادمهای دیگه فکر میکنی مدام در حال عشق و فداکاری و محبت هستن ؟
    هر زندگی سختی ها و تلخی های خودشو داره .. باید انقدر محکم باشی که همسرتو جذب خودت کنی و زندگیتو بسازی ..
    الان نامزدی و اول راهی .. وقتی بری تو زندگی خودت باید بیشتر از اینها درایت داشته باشی و بتونی رابطه تون رو درست مدیریت کنی ..

    5 تا خصوصیت مثبت و منفی خودت و شوهرتو لطفا بنویس ..
    سلام.این اصلا غرور نیست.فاصله طبقاتیه.صدفی که در نازو نعمته خیلی واسش سخته که با کشکمکش فامیل نامزدش در مقابل دارایی نامزدش مواجه شه
    چون به عینه توی زندگی خودم دیدم.و به دو مشاور مراجعه کردم
    گفتن: " این عیب تو نیست. تو و خانواده ت از لحاظ علمی مالی فرهنگی بالاتر از اونایید
    اونا هم انسانن نمیخوان کم بیارن.متلک میندازن.میخوان نامزدتو بچاپن.شما اصلا هم کفو نیستید.توی زندگی باهم کم میارید"

    یکی از مشاور ها گفت:"1.توی ازدواج نباید دختر از لحاظ مالی بالاتر باشه!2.سن دختر کمتر از پسر باشه.3.از لحاظ علمی یا هم تراز پسر یا پایین تر باشهکه من با مورد 1 مواجه بودم

  2. 2 کاربر از پست مفید سپیده سحر تشکرکرده اند .

    سپیده سحر (سه شنبه 10 بهمن 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. از خودم متنفرم از اینکه فداکارم ، دلسوزم و مهربونم متنفرممم
    توسط بانوى مهر در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 5
    آخرين نوشته: شنبه 20 تیر 94, 02:38
  2. بسوزم و صبر کنم یا نه؟
    توسط tanhai در انجمن طـــــــــــرح مشکلات ازدواج: ارتباط مراجعان-مشاوران
    پاسخ ها: 33
    آخرين نوشته: چهارشنبه 04 اردیبهشت 92, 16:23
  3. اختلاف فرهنگی داریم. تاکی باید بسوزم؟
    توسط پریچهر-پ در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 3
    آخرين نوشته: یکشنبه 02 بهمن 90, 12:47

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 04:02 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.