
نوشته اصلی توسط
الف-ح
صدف عزیزم .. تو نوشته هات به وفور میبینم که نامزدت رو تحقیر میکنی و خودتو بالاتر ازش میدونی !
در خطاب کردنش الفاظی رو استفاده میکنی که واقعا بعیده از یه استاد دانشگاه !
احساس میکنم تو رابطه تون هم هرچقدر که به زبون نیاری بازم خودتو بالاتر ازش میبینی و این باعث میشه ازت دور بشه و بیشتر بره سمت خانواده ش.
نامزدت هرچیزی که هست تو پذیرفتی ش و بله رو گفتی .. حتی اگه بابات براش کار پیدا کرده باشه و اگه وضعیت زندگیشون پایین تر از شما باشه ..
باید ببینی خانواده ی همسرت چیکار میکنن که اونو جذب میکنن به خودشون ؟
شما چه رفتاری داری که باعث میشه نامزدت ازت دور بشه و پناه ببره به خانواده ش ؟
چرا نباید نامزدت وقتی از ماموریت میاد بهت نگه ؟
حتما یه کمبودی تو رابطه تون هست که ایشون سعی میکنه با خانواده ش پر کنه ..
این تکبر و غرور رو از خودت دور کن که افت زندگیته ..
بعد به خاطر یه همچین مسائلی به طلاق فکر میکنی ؟
نکن عزیز دلم .. با زندگیت این کارو نکن که بد میبینی ..
نامزد ادمهای دیگه فکر میکنی مدام در حال عشق و فداکاری و محبت هستن ؟
هر زندگی سختی ها و تلخی های خودشو داره .. باید انقدر محکم باشی که همسرتو جذب خودت کنی و زندگیتو بسازی ..
الان نامزدی و اول راهی .. وقتی بری تو زندگی خودت باید بیشتر از اینها درایت داشته باشی و بتونی رابطه تون رو درست مدیریت کنی ..
5 تا خصوصیت مثبت و منفی خودت و شوهرتو لطفا بنویس ..
علاقه مندی ها (Bookmarks)