به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 2 از 2 نخستنخست 12
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 13 , از مجموع 13
  1. #11
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 27 دی 91 [ 19:09]
    تاریخ عضویت
    1391-10-10
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    116
    سطح
    2
    Points: 116, Level: 2
    Level completed: 32%, Points required for next Level: 34
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered100 Experience Points
    تشکرها
    0

    تشکرشده 5 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باید چکار می کردم؟

    درسته که جداشدین ولی کارخوبی کردین چون یه سری چیزاباگذشت زمان حل که نمیشه هیچ بدترهم میشه.

  2. کاربر روبرو از پست مفید ziba12 تشکرکرده است .

    maryamjoon (دوشنبه 25 دی 91)

  3. #12
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    دوشنبه 12 آبان 93 [ 17:29]
    تاریخ عضویت
    1391-10-22
    نوشته ها
    4
    امتیاز
    1,350
    سطح
    20
    Points: 1,350, Level: 20
    Level completed: 50%, Points required for next Level: 50
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    1 year registered1000 Experience Points
    تشکرها
    20

    تشکرشده 3 در 3 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باید چکار می کردم؟

    از همه ممنونم بخاطر راهنمایی های خوبتون، در کل در بعضی موارد بهش حق می دادم که دلگیر بشه از من یا خانوادم اما من خودم خیلی بیشتر از اون دلگیر می شدم و گذشت می کردم اما به قول دوستان هر چقدر من گذشت می کردم اونا بیشتر خودشونو برحق میدونستن و اینارو نشانه ضعف من میدونستن در حالیکه صرفا بخاطر دوست داشتنش بود، وگرنه منی که یه عمر کسی بهم بد نگفته بود و به هیچ کس هم کوچکترین توهینی نکرده بودم اینجوری بهم توهین نمیشد و تحقیر نمیشدم. بخاطر عشق و علاقه خیلی گذشتم اما به جایی رسید که ارزشش رو نداشت هرچند گاهی احساس میکنم شاید بیشتر صبر میکردم بهتر بود.

  4. #13
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    دوشنبه 28 مرداد 92 [ 23:09]
    تاریخ عضویت
    1391-10-18
    نوشته ها
    33
    امتیاز
    358
    سطح
    7
    Points: 358, Level: 7
    Level completed: 16%, Points required for next Level: 42
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    15

    تشکرشده 38 در 20 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: باید چکار می کردم؟

    نقل قول نوشته اصلی توسط mehdymo
    آبجی راحله عزیز حرفتون واقعا درسته و دقیقا همین چیزارو بهم گفتن، میگفتن بی ادبه، آداب اجتماعی بلد نیست و ... جالب اینه که من از همشهریهاشون پرسیدم گفتن که تو فرهنگ ما هم همچین چیزی نیست و تنها اینها هستن که خودشون رو تافته جدا بافته میدونن و احساس میکنن مردم باید دستشون رو ببوسن و از تو هم انتظار داشتن جلو مردم خودتو برا اونها کوچک کنی و ... در مورد کادو هم هرچقدر بهشون گفتم که ارزش مادیش ملاک نیست و من خودم گرونترین چیزها رو برات خریدم و کم نگذاشتم و ... میگفت چرا ارزش پولیش نشون دهنده مقدار ارزشی است که برام میگذارین و میگفت کادوهای تو مشکلی نداشتن و من با خانوادت مشکل دارم در حالیکه همش 1-2 بار خانواده ام رو دیده بود اونم فقط دو تا خواهرمو و خیلیم بهش احترام میگذاشتن، انتظار داشت خواهرام بجای صدا کردن با اسمش بهش بگن خانم دکتر!!!!
    مریم خانم عزیز ممنون برا جواب قشنگتون، خواهش میکنم سوالهایی رو که داشتین بپرسین چون برام خیلی مهمن چه در مورد کسی که در آینده میخوام انتخاب کنم چه بازگشتن همین خانم، میخوام اگه اشتباهی کردم بهم بگین تا تکرار نکنم و در اینده دوباره به مشکل برنخورم. اینم بگم که اونا از هیچ لحاظی از ما سرتر نیودن فقط انتظارات بالا داشتن و همش بخاطر این بود که تو شهر کوچک اونا شاید همش چندتا خانم پزشک بودو احساس میکردن خیلی سر هستن در حالیکه اینجا تنها تو همسایه هامون 10 تا خانم دکتر داریم. البته یه مشکل دیگه هم داشنیم و اون اینکه خانواده اش خیلی مذهبی بودن و خودش خیلی ادعای مدرن بودن، ازم میخواست پیش خانواده اش کاملا مذهبی باشم و سر ساعت نماز بخونم و روزه و ... و با خودشم اصلا حرفی ازین چیزها نزنم.
    دقیقا درست میگید منم وقتی بهم فشار اومد تحقیق کردم دیدم که این آداب رسوم البته بعضیاش مال خیلی زمان های گذشته ست ولی اونا هنوز رعایت میکردن و منو بی ادب و این که حالیم نیست وانمود میکردن.............
    ولی جالب اینه که خیلی جاها خودشون رعایت نمی کردن ولی به زور میخواستن به ما عروسا اینو تحمیل کنن آخه ما عروسا هر کدوم از یه فرهنگ متفاوت هستیم همین اجبار رعایت فرهنگی خانوده شوهر باعث شده که ما جاری ها اینقدر به هم نزدیک بشیم که هیچ مشکلی با هم نداشته باشیم
    موفق باشی برادر

  5. کاربر روبرو از پست مفید abjirahele تشکرکرده است .



 
صفحه 2 از 2 نخستنخست 12

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 17:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.