به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 33

Threaded View

  1. #13
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 بهمن 91 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-14
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    406
    سطح
    8
    Points: 406, Level: 8
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    111

    تشکرشده 111 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: به ته خط رسیدم!!!میشه فراموشش کرد؟!

    نقل قول نوشته اصلی توسط prince
    سلام عزيزم من كودكي و نوجووني بدتر از تو رو تجربه كردم ميتوني داستان زندگيمو بخوني.الان كه دارم برات مينويسم اشك ميريزم نه به خاطر گذشتم بلكه به خاطر اينكه از وقتي ازخدا كمك خواستم بيشتر از لياقتم كمكم كرده.خدا ما رو خيلي دوست داره ويكي از نشونه هاش اينه كه ما الان اينجاييم تا كمك بشيم.
    سلام دوست عزیزم.ممنونم از محبتت.بله پست هاتونو خوندم.آفرینکه تونستی اون غولو شکست بدی
    دقیقا با حرفت موافقم این لطف پروردگاره که ما توی این وبسایت در کنار همیم.بهم دلگرمی میدیم
    پیروز باشی

    سلام
    من و ... 4ماه نامزد بودیم.من اوایل از چهره و تیپ شون خوشم نمیومد.اما هر چی که گذشت واسم کمرنگ تر شد
    کلا دیگه اخلاق همدیگه دستمون اومده بود همه چی عالی پیش میرفت
    یه شب باباشون جلوی بابای من سر یه صحبت هایی کم میاره.(که من فهمیدم) میره خونه و با خانومش راجع به من حرف میزنه
    که نه اینا به درد ما نمیخورن و... کلی بهونه.آخر دست میگه فکش خوب نیس!!!
    در صورتی که من فکم سر ارتودنسیم (که در حال انجامه) جابجا شده بود.دندانپزشکم قبل شروع درمان قرار فک گذاشته بود
    خلاصه گذشت و گذشت.روز به روز که میگذشت نامزدم یه جور دیگه میشد.بی حوصله و افسرده و... سر کارش نمیرفت
    فهمیده بودم که بهم علاقه داره اما خانواده ش ترمز ازدواجمون شدن.اونم نمیتونست توی روی اونا وایسه
    خیلی خیلی بهم سخت گذشت که یه شب بهش گفتم حلالت نمیکنم!
    خلاصه اینکه یه هفته ایه که قضیه تموم شد.یعنی خود ایشون خیلی پافشاری کرد زودتر تموم شه میگفت اینجوری کمتر آسیب میبینی.اول ملاقاتو کم کرد و بعد تماس کمتر.بعد اس ام اس کمتر...
    یه بار این اواخر جریان تجاوزو گفتم یکمی هم روش گذاشتم(که راحتتر بتونه منو فراموش کنه)
    بعد اون گفت که مدت 2 ساله استمنا داره
    منم گفتم از بعد تجاوز استمنا داشتم.مرتب کمتر و کمترش کردم.اما نتونستم کامل ترک ترکش کنم
    بعد یهو گفت این بیماریه که تو داری.لذت بیش از حد!!

    میگفت برو کل ماجرا رو به مادرت بگو و خودتو درمان کن
    توی این مدت نامزدی من حالم خیلی خیلی بهتر شده بود.گریه هام کمتر شده بود.به زندگی امیدوار شده بودم.مرتب برای آینده مون نقشه میکشیدیم
    اما خب تموم شد
    دلم میخواد خوب شم.دلم نمیخواد حالا حالا ها ازدواج کنم
    دلم میخواد میل جنسیم به صفر برسه.
    میخوام پیشرفت کنم.اما تمرکز روی درس ندارم.مدام فکرم میپره...دارم واسه کنکور راشد میخونم.مرتب کم میارم
    دلم مخواد از لحاظ ظاهری 20 شم.از لحاظ معنوی و اخلاقی عالی شم
    دلم میخواد یکی باشه که امیدوارم کنه.بهم مشاوره بده.چیکار کن چیکار نکن
    مرسی

    واقعا این بیماریه؟
    نامزدم میگفت بیماریه .شاید عملت کنن خوب شی!!!
    پناه بر خدا!آخه ده ساله دارم هی خودمو کنترل میکنم.گفتم ازدواج کنم که دیگه کارای خلاف ملاف نکنم پاک شم.که اینجورکی شد


    داشتیم قرار عروسی میذاشتیم شاد بودم مرتب نمازامو اول وقت!میخوندم از خد شکر میکردم که یهوووو بله پدر پسره زرتی مخالفت کرد!!!!!
    و همه چی تموووووم.اولش خیلی کلافه بودم میگفتم خدایا بس نیس!حالا که میخوام آدم خوب شم چرا نمیذاری
    بعد این همه گناهایی که کردم میخوام خوب شم.چرا نمیشه

  2. کاربر روبرو از پست مفید سپیده سحر تشکرکرده است .

    سپیده سحر (چهارشنبه 27 دی 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. منفی بافی های مادرم به اوج رسیده و من به شدت ضعیف و آسیب پذیر شدم
    توسط tanhaeii در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 15
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 تیر 95, 11:28
  2. پاسخ ها: 1
    آخرين نوشته: سه شنبه 18 خرداد 95, 23:02
  3. پاسخ ها: 53
    آخرين نوشته: سه شنبه 01 اردیبهشت 94, 23:28

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 05:41 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.