به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 31 تا 40 , از مجموع 51
  1. #31
    کارشناس افتخاری

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1390-1-25
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    1,231
    امتیاز
    15,345
    سطح
    79
    Points: 15,345, Level: 79
    Level completed: 99%, Points required for next Level: 5
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialVeteran10000 Experience Points
    تشکرها
    4,934

    تشکرشده 5,973 در 1,154 پست

    Rep Power
    148
    Array

    RE: خشم 12 ساله ی من!

    رویای صداقت،
    گوش کردن به موسیقی توصیه می شه و از ترانه گوش کردن پرهیز کنند

  2. 5 کاربر از پست مفید sci تشکرکرده اند .

    sci (یکشنبه 24 دی 91)

  3. #32
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    یکشنبه 12 آبان 92 [ 15:06]
    تاریخ عضویت
    1391-9-11
    نوشته ها
    12
    امتیاز
    697
    سطح
    13
    Points: 697, Level: 13
    Level completed: 94%, Points required for next Level: 3
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered500 Experience Points
    تشکرها
    39

    تشکرشده 39 در 12 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خشم 12 ساله ی من!

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    سلام صابر عزیزم،
    ممنونم که صبر کردید! ممنونم که فکر کردید و تلاش کردید... من سکوت کردم و البته این سکوت به تعبیر کم اهمیتی شما نبوده و نیست بلکه به معنی به موقع آمدن است... دوستانی که مشاوره می کنیم در جریان هستند که صبوری تا زمان مشخص یکی از عواملی است که به شما کمک خواهد کرد تا وضعیت پایدار و مستقلی رو تجربه کنید و اینطور نباشه که تا شخصی مثل من هست همه چی خوبه و وقتی نیست همه اوضاع به هم می خوره! پس یک واقعیت در مورد صابر وجود داره و اون اینه که صابر باید شیوه زندگیش رو تغییر بده! اما چرا؟! مگر نمی شه با چند راهکار ساده، صابر به ارامش برسه؟ متاسفانه جواب خیر است.. صابر باید شیوه زندگیش رو تغییر بده و وارد مرحله جدیدی از زندگی بشه که به ان جوانی می گوییم! صابر تنها نیست و بسیاری از هم سن و سالان او این وضعیت رو که من بهش می گم بحران بیست سالگی تجربه می کنند... و البته بد نیست تا زمانیکه بشناسیش و بتونی از عهده این تغییرات بر بیای! بسیاری از اثرات فیزیولوژیک اضطراب رو تجربه خواهی کرد، غصه خواهی خورد، در خلوت خود خیال پردازی می کنی، از افراد اطراف اسطوره سازی می کنی، و دوست داری همه چیز در بهترین حالت و استاندارد ترین وضعیت باشه، نظرات پدر و مادرت رو قبول نداری اما از نظر عاطفی حاضر به رنجوندن انها نیستی، یک حالت بی اعتمادی همراه با بی اهمیتی تو رو همراهی می کنه، لرزش دست، احساس غم، خستگی، بی حوصلگی، احساس کوتاه بودن زندگی، نا امیدی شدید، همه و همه از اثرات این بحران هستند
    خب، پس باید این بحران رو شناسایی کنی و از خودت در مقابلش محافظت کنی
    حالا چند سوال:
    ۱. چه انتظاراتی از خودت داری؟
    ۲. چگونه بودی وضعیت بهتر بود؟
    ۳. چه تغییراتی می توانی در گذشته ایجاد کنی تا ارامش بهتری را تجربه کنی؟
    ۴. ایا تا کنون کسی را بخشیده ای؟ اگر بخشیده ای چه کسی را؟ اگر به خاطرت می اید پس هنوز او را رها نکرده ای؟
    ۵. اگر می توانستی وضعیتهای زندگی را خودت رقم بزنی، چه می کردی؟
    ۶. اگر امروز شما یکباره دچار فراموشی شوی و همه چیز رو فراموش کنی، چه چیزهایی تغییر می کنند؟
    ۷. سیگار می کشی؟ یا سابقه یا حتی تجربه مصرف مخدری از هر نوع داشته ای؟
    ۸. نوشته بودی صابر عاشق است، اگر می شه یه تعریف از عشق برای ما می نویسی؟
    ۹. تو عصبانی هستی، می شه تیتروار بنویسی از چه چیزهایی، بر حسب اولویت شماره بهش بده

    سوالی بود بپرس

    پ ن: بی دل عزیز! خواهر عزیزم... دوست داشتم تعبیرت رو از تشکر گذاشتن من پای پستها! در این ایام خندیدن رو خیلی دوست دارم هر چند واقعا خسته ام... اما باز هم خدا رو شکر!
    نقل قول نوشته اصلی توسط saber-g1
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    صابر عزیزم،"سلام آقای دکتر"
    ممنونم که جواب سوالام رو دادی،"من از شما ممنونم که برام وقت میذارید" بیا یه نگاهی به جوابهات بندازیم شاید یه نتیجه خوب گرفتیم "ممنون"
    اما قبلش باید بگم که در حال حاضر مراقب خودت نیستی! چه خبره؟! بغض چرا؟ این همه ناراحتی برای چی؟ برای همین مشکلاتی که گفتی فقط؟!؟؟؟ "نمی دونم چرا این همه حس بد این همه ناامیدی در من موج می زنه ای کاش بودین و حال همین لحظه ی منو می دیدی" پس شما اینطوری هستی بقیه چه کنند؟ "خدا بهشون صبر بده و قدرتی برای تحمل این همه رنج را" خدا رو شکر کن پسر! برای همین دو تا دستی که می لرزند! برای همون گلویی که می تونه بغض کنه و بگیره! برای چشمات که خیس می شوند و گریه می کنی... برای همین سفره ای که سرش می شینی و پدر و مادری که چه خوب و چه بد، می بینیشون!!"دقیقا دیشب که آف بودم تا صبح داشتم به همین مسائل فکر می کردم سلامتی که دارم پدر مادری که دارم خدایی نمی تونم نامردی کنم هیچی تو زندگی برام کم نذاشتن اما نمی دونم با این همه تنفر چکنم خسته شدم بهشون مدیونم پدر مادر هستن زحمت کشیدن برام بزرگم کردن بچه ایی رو بزرگ کردن که در پیری یارو همراهشون بشه اما احساس می کنم اون مار تو آستین منم منتظر فرصتی که کیلومترها ازشون دور بشم دیگه دارم حداقل احترام رو بهشون می ذارم دست خودمم نیست و حالم از خودم بهم می خوره!"عزیز برادر، خیلی ها این فرصتهای ساده رو ندارند... برای همه اینها خدا رو شکر کن و امیدوار باش که مشکلاتی که داری ساده حل می شوند!می دونی داداشم، زندگی یه جور تجربه کردنه واقعیته.. ادم تجربه می کنه، یاد می گیره! اشتباه می کنه... یاد می گیره! و یه روزی می رسه که وقتی بر می گردی و به امروز خودت نگاه می کنی، یه لبخند کوچک روی لبات نقش می بنده و می گی کاش اون روزا بود....زندگی همینه دیگه! "میدونم اما حال رو چه کنم هنوز آینده نیومده و من در حال خودم موندم گذشته دیگه گذشته آما حال و آینده در دستان منه با اراده من رقم می خوره اما چه کنم که از حال از همین لحظه نفرت دارم و اصلا منتظر آینده نیستم"حالا هم به جای غصه خوردن و حرص خوردن، نیمرو بزن و وقت کردی یه تعارفی هم بکن! شااید ما هم یه ناخنکی به صبحونه و نهار و شام شما، یکجا، زدیم!"ما مخلصیم شما امر کن نیمرو چیه با بهترین غذاهای مازندران پذیرای شما هستم"
    بریم سراغ جوابهای اقا صابر ۲۲ ساله که عمرا همت کنه یه طلوع خورشید باحال دریاشون رو به ما نشون بده! می دونستی نگاه کردن طلوع خورشید دریای مازندران، به نظر من بزرگترین معجزه زیبای زندگیه!تقدیم به شما "میدونستین قریب به چهار ساله دریا نمی رم! حوصله هیچ کاری رو ندارم و آقای دکتر یه همت کن کار و تعطیل کن بیا مازندران یه کلبه درویشی داریم در خدمت شما باشیم و حسابی از هوای پاک دریا و کوهستان مازندران لذت ببرید ما در خدمتیم"
    نوشتی من هیچ انتظاری از خودم ندارم! خب من می خوام تجدید نظر کنی و یه لیست از انتظاراتی که از خودت داری بنویسی "یه حالی دارم دوست دارم تو همین حال خودم بمونم اصلا دوستندارم تغییر کنم آخه این چه وضعیه که من دارم حالت لختی پیدا کردم!"
    مثلا صابر دوست نداره منفعل باشه/ صابر دوست داره حرفاش رو واضح بگه/ صابر باید بخشنده باشه/ و و و
    اما یه نکته تو جواب سوم بود! تو نوشتی نمی تونی در گذشته تغییراتی ایجاد کنی... خب این طبیعیه! هیچ کس نمی تونه! حالا پس من و تو به این نتیجه رسیدیم که مشکلاتی در گذشته وجود داره که موجب ناراحتی شما شده، این رو می پذیریم به عنوان یک واقعیت و کاری به ایکاش ها و حسرتها و ... نداریم! سوال اینجاست که حالا به نظرت چه کنیم که گذشته تاثیری در زمان حال و اینده نداشته باشه؟ چون چیزی که در دست ماست همین زمان حاله "واقعا دیگه نمی شه کاری کرد در خانه ما طلاق عاطفی رخ داده و دیگر مسائل غیر قابل کنترل شده بله گاهی می خندیم گاهی شادیم اما تمام این گاهی ها فقط به ظاهر هست و ناامیدی در خانه ما مانند هوا در همه جا پخش است"
    اما در مورد بخشش، من اصراری ندارم که ببخشی یا نبخشی... اما می خوام بگم که بخشش یک نفر موجب رهایی فرد بخشنده می شه و هیچ تاثیری در روحیه فردی که بخشیده می شه نداره ، به این موضوع توجه کرده بودی؟ "گاهی می گم اصلا صابر تو چه حقی داری که می گی نمی بخشم؟ اصلا کی گفته ببخش که می گی نمی بخشم؟ نمی دونم اصلا حقی دارم که ناراحت باشم حقی دارکه دلخور باشم که این حق داده شود که ببخشم؟ بنظر شما صابر در این اتفاقات باید آزرده می شد که حق بخشش داشته باشد؟"
    چند تا کار هم باید انجام بدی:
    ۱. تنظیم دقیق ساعت خواب از همین امشب ( مدت خواب شما هشت ساعت تمام)"باید معجزه بشه این حالت پیش بیاد و بشم صابر خابالوی گذشته"
    ۲. دویدن به مدت ۱۵ دقیقه هر روز با شمردن گامها"هر روز عادت به پیاده روی یک ساعته دارم اما دو نگرفتم آیا اون پیاده روی کافی نیست؟"
    ۳. گوش دادن به موسیقی بدون کلام هر روز به مدت ۲۰ دقیقه ( دو نوبت ۱۰ دقیقه ای)"حتما"
    ۴. نوشتن تمام غصه های صابر در یک ورق کاغذ سفید با خط خوب "یک بار برا خودم تایپ کردم همون قبوله؟ "
    ۵. میل کردن صبحانه، نهار و شام سر ساعت به تنهایی ( ۳ روز اول رو حتما نوبت شام و نهار تنها باش با عذر خواهی از خانواده در اتاقت میل کن)
    ۶. صرف کردن یک نوبت نهار یا شام با دوستان دو نوبت طی هفته اینده[color=#800000]"دوست؟ کدوم دوست؟ ای آقای دکتر..."[/color]آقا صابر داشتیم؟درسته الان واسه امتحانات یه کم سرمون شلوغ شده ولی روی من حساب کن گرچه دوست لایقی نیستم
    ۷. دوش گرفتن با اب ولرم، هر روز صبح بعد از بیدار شدن قبل از صبحانه "جزء عادت هام هست"
    ۸. ورزش کردن صبحگاهی قبل از صبحانه "انجام می دم"
    ۹. سعی کن هر دو شب یک بار، یک فیلم سینمایی رو ببینی و نقد مربوط به اون رو بخونی "می خوام بگم لطفا حذف کنید این تمرین رو اگه می شه"
    ۱۰. خوندن نماز و نیایش در محل مناسبی از اتاق خودت "اینم جز برنامه های روزانه ی من هست"

    فعلا همین! منتظرم تا نتیجه رو طی دو روز اینده موقتا بگی. بعدا تمرینات شما کمی بیشتر می شه
    آقای دکتر قصد بی ادبی ندارم
    اما این تمرینات خیلی سنگینه
    واقعا باید 8 ساعت بخوابم؟همین الان غصم گرفت
    یا حتما باید نهار شام بخورم؟ یکیشون بس نیست؟ من یکی رو می خورم احساس انفجار می کنم وای به حال خوردن سه نوبت غذا در روز
    من همین جوری در طی 4 ماه 10 کیلو وزنم رفته بالا (آخه چرا با خوردن یه نوبت غذا در حد غذای یه بچه ی 4 ساله اینقدر وزنم رفته بالاااا)
    آقای دکتر تمام تلاشمو می کنم طبق دستورات شما تمرینات رو انجام بدم شما هم ببینید چیزایی که می تونید بخصوص خوردن غذا و خواب رو تخفیف بدین ممنون

  4. 4 کاربر از پست مفید mjr100 تشکرکرده اند .

    mjr100 (یکشنبه 24 دی 91)

  5. #33
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 بهمن 91 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-14
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    406
    سطح
    8
    Points: 406, Level: 8
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    111

    تشکرشده 111 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خشم 12 ساله ی من!

    سلام مستر صابر
    صابر تنها صابر خسته و...
    آقا من یه پیشنهاد دارم
    خیلی با خونه کل کل نکنید گاهی بزنید به در بی خیالی
    کارایی که شادتون میکنه انجام بدید.واسه خودتون یه گلدون با گلای خوشگل باشه بخرید بذارید بالای تختتون.صبح ها بهش آب بدید
    باش حرف بزنید
    سعی کنید دوستایی که میتونین باهاشون بسازید رفت و امد کنید
    بابا اگه از رفتار یکی ناراحت میشید.به طرف بگید.واکنش نشون بدید.هرکی باشه همش توی دلش بریزه شکننده میشه
    به به چه رشته ی خوبی!مکانیک سیالات خیلی ها رو می شناختم که توی آرزوی این رشته بودندو هستند
    از حرفاتون حس کردم که آدم بااراده اید که یکمی حالا خودتونو دست کم گرفتید.از خدا کمک بخواهید.در ضمن موزیک غمگینو کم کنید.
    (اثرشو روی خودم دیدم وقتی موقع رانندگی ازین نوع موزیکا میذاشتم خشن میشدم.سرعتم میرفت بالا.بووووق.لایی میکشیدم و... اما وقتی نمی شنوم در کمال آرامش رانندگی میکنم)
    سعی کنید حرفاتونو به زبون بیارید یا روی کاغذ بنویسید.پیروووووووووووز باشید
    آقای Sci رو نمیشناسم!نظری ازشون نداشتم.حتما خیلی استادن که کلی تعریفه ازشون

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    رویای صداقت،
    گوش کردن به موسیقی توصیه می شه و از ترانه گوش کردن پرهیز کنند
    سلام .می بخشید آقا صابر
    من اینو میخواستم به جناب sci بگم.من خیلی به این محیط آشنا نیستم.اما مدت هاست که منتظر نظر افرادی امثال شما هستم.
    مخصوصا در این پستم "به ته خط رسیدم!!!میشه فراموشش کرد؟!"

  6. 2 کاربر از پست مفید سپیده سحر تشکرکرده اند .

    سپیده سحر (دوشنبه 25 دی 91)

  7. #34
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 93 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-26
    نوشته ها
    365
    امتیاز
    2,710
    سطح
    31
    Points: 2,710, Level: 31
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,715

    تشکرشده 2,343 در 504 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خشم 12 ساله ی من!

    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    چند تا کار هم باید انجام بدی:
    ۱. تنظیم دقیق ساعت خواب از همین امشب ( مدت خواب شما هشت ساعت تمام)
    ۲. دویدن به مدت ۱۵ دقیقه هر روز با شمردن گامها
    ۳. گوش دادن به موسیقی بدون کلام هر روز به مدت ۲۰ دقیقه ( دو نوبت ۱۰ دقیقه ای)
    ۴. نوشتن تمام غصه های صابر در یک ورق کاغذ سفید با خط خوب
    ۵. میل کردن صبحانه، نهار و شام سر ساعت به تنهایی ( ۳ روز اول رو حتما نوبت شام و نهار تنها باش با عذر خواهی از خانواده در اتاقت میل کن)
    ۶. صرف کردن یک نوبت نهار یا شام با دوستان دو نوبت طی هفته اینده
    ۷. دوش گرفتن با اب ولرم، هر روز صبح بعد از بیدار شدن قبل از صبحانه
    ۸. ورزش کردن صبحگاهی قبل از صبحانه
    ۹. سعی کن هر دو شب یک بار، یک فیلم سینمایی رو ببینی و نقد مربوط به اون رو بخونی
    ۱۰. خوندن نماز و نیایش در محل مناسبی از اتاق خودت

    فعلا همین! منتظرم تا نتیجه رو طی دو روز اینده موقتا بگی. بعدا تمرینات شما کمی بیشتر می شه
    سلام بر دکتر عزیز
    طبق دستورات شما چند روزی است که بر طبق برنامه می خوابم
    و روزی 15 دقیقه پیاده روی سری (دو استقامتی) انجام می دم حدود 1500 گام می شه
    و گوش کردن به موسیقی بی کلام البته بیشتر از 20 دقیقه می شه
    صبحانه نهار و شام هم سر ساعت مشخص می خورم
    دیروز توی دانشگاه با یکی از بچه ها نهار خوردم (قبوله؟)
    هر صبح دوش هم می گیرم و چند دقیقه نرمش هم انجام می دم.
    فیلم سینمایی هم دو روز قبل دیدم (کلاه قرمزی و بچه ننه)
    نماز و دعا هم که انجام می دادم و می دم.
    دکتر جان ممنون برام وقت میذارید.

    جا داره از دوست خوبم مجیدجان تشکر کنم
    و یه مسئله ایی رو توضیح بدم آقا مجید محل سکونتشون توی یه شهر دیگه است برای همین مقدور نیست نهار یا شام با هم باشیم و گرنه آقا مجید یکی از بچه های نیک روزگاره و ارادت خاصی داریم نسبت به ایشون.
    و از خانم سپیده سحر تشکر می کنم.
    رویای صداقت عزیز ممنون از پیگیری و توجه شما

  8. 5 کاربر از پست مفید صاعد تشکرکرده اند .

    صاعد (دوشنبه 25 دی 91)

  9. #35
    عضو عادی

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 05 بهمن 91 [ 01:19]
    تاریخ عضویت
    1391-9-14
    نوشته ها
    78
    امتیاز
    406
    سطح
    8
    Points: 406, Level: 8
    Level completed: 12%, Points required for next Level: 44
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    31 days registered250 Experience Points
    تشکرها
    111

    تشکرشده 111 در 59 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خشم 12 ساله ی من!

    نقل قول نوشته اصلی توسط saber-g1
    نقل قول نوشته اصلی توسط sci
    چند تا کار هم باید انجام بدی:
    ۱. تنظیم دقیق ساعت خواب از همین امشب ( مدت خواب شما هشت ساعت تمام)
    ۲. دویدن به مدت ۱۵ دقیقه هر روز با شمردن گامها
    ۳. گوش دادن به موسیقی بدون کلام هر روز به مدت ۲۰ دقیقه ( دو نوبت ۱۰ دقیقه ای)
    ۴. نوشتن تمام غصه های صابر در یک ورق کاغذ سفید با خط خوب
    ۵. میل کردن صبحانه، نهار و شام سر ساعت به تنهایی ( ۳ روز اول رو حتما نوبت شام و نهار تنها باش با عذر خواهی از خانواده در اتاقت میل کن)
    ۶. صرف کردن یک نوبت نهار یا شام با دوستان دو نوبت طی هفته اینده
    ۷. دوش گرفتن با اب ولرم، هر روز صبح بعد از بیدار شدن قبل از صبحانه
    ۸. ورزش کردن صبحگاهی قبل از صبحانه
    ۹. سعی کن هر دو شب یک بار، یک فیلم سینمایی رو ببینی و نقد مربوط به اون رو بخونی
    ۱۰. خوندن نماز و نیایش در محل مناسبی از اتاق خودت

    فعلا همین! منتظرم تا نتیجه رو طی دو روز اینده موقتا بگی. بعدا تمرینات شما کمی بیشتر می شه
    سلام بر دکتر عزیز
    طبق دستورات شما چند روزی است که بر طبق برنامه می خوابم
    و روزی 15 دقیقه پیاده روی سری (دو استقامتی) انجام می دم حدود 1500 گام می شه
    و گوش کردن به موسیقی بی کلام البته بیشتر از 20 دقیقه می شه
    صبحانه نهار و شام هم سر ساعت مشخص می خورم
    دیروز توی دانشگاه با یکی از بچه ها نهار خوردم (قبوله؟)
    هر صبح دوش هم می گیرم و چند دقیقه نرمش هم انجام می دم.
    فیلم سینمایی هم دو روز قبل دیدم (کلاه قرمزی و بچه ننه)
    نماز و دعا هم که انجام می دادم و می دم.
    دکتر جان ممنون برام وقت میذارید.

    جا داره از دوست خوبم مجیدجان تشکر کنم
    و یه مسئله ایی رو توضیح بدم آقا مجید محل سکونتشون توی یه شهر دیگه است برای همین مقدور نیست نهار یا شام با هم باشیم و گرنه آقا مجید یکی از بچه های نیک روزگاره و ارادت خاصی داریم نسبت به ایشون.
    و از خانم سپیده سحر تشکر می کنم.من که هیچ کاری نکردم.همش خودتون و دوستان و Sci کمک کردن
    رویای صداقت عزیز ممنون از پیگیری و توجه شما
    واااای خدایا.اینقدر خوشحالم که حد نداره
    آقا صابر احساس میکنم نسبت به قبل پویا و سرزنده تر شدید:
    الهی شکرت
    خدایا ممنونم

  10. 3 کاربر از پست مفید سپیده سحر تشکرکرده اند .

    سپیده سحر (دوشنبه 25 دی 91)

  11. #36
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 93 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-26
    نوشته ها
    365
    امتیاز
    2,710
    سطح
    31
    Points: 2,710, Level: 31
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,715

    تشکرشده 2,343 در 504 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خشم 12 ساله ی من!

    سلام
    امروز برای یه سری مشکلات رفتم دکتر (دکتری که همیشه می رم پیشش)
    فقط می خواستم آرامبخش بهم بده
    اما چندتا آزمایش برام نوشت
    پیش دکتر مغذ و اعصاب
    و یک دکتر روانشناس برام وقت گرفت
    هردو نوبت را هم همین امروز گرفت
    برای هر دکتر هم نامه ایی جدا نوشت
    و گفت جواب نامه ها همراه با آزمایش رو شنبه صبح حتما باید برام بیاری شماره موبایل من رو گرفت.

    مادرم می دونست برا سردرد دارم می رم دکتر اما با توجه به ندادن دارو مجبور شدم بگم پیش مغذ و اعصاب برام وقت گرفت.

    حالا نمی دونم چیکار کنم
    می خوام فقط مغز و اعصاب رو برم و روانشناس رو نرم

    یا نمی دونم هیچ کدوم رو نرم

    آقای دکتر نظرت چیه؟
    غروب وقت گرفته برام.
    مادرم گیر داده حسابی عصبیم کرده.


  12. کاربر روبرو از پست مفید صاعد تشکرکرده است .

    صاعد (سه شنبه 26 دی 91)

  13. #37
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: خشم 12 ساله ی من!

    چرا از زیر کار در میری ؟؟

    چقدر خوب که اینجوری هم پیش روانشناس هم بوسیله ازمایش و ... چک می شوی و خیالت راحت می شود .

    صابر با توجه به موضع گیریت در برابر راه کارهای اس سی آی و حالا هم این دکتر باید بگم . که گویی مشکل اساسی تو اینه که مایلی در این وضعیت باشی و از نالیدن و احساس اینکه مشکل داری لذت می بری ( لذت وارونه و مخرب ) و گاه در مقابل راهکارهای اصلاح شدن و بهبود وضعیت مقاومت نشان می دهی یا گاه می گویی این کارها را کرده ام و ......

    برادرم در این روند خیری نیست بلکه بعداًپشیمان هم خواهی شد . اگر خوانواده ات در مقابل این وضعیتت ناز کش شما هستند که دیگه بدتر چون شما را در تثبیت این وضعیت یاری می رسانند برای آنکه تقویت کننده منفی می شوی .




  14. 4 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (سه شنبه 26 دی 91)

  15. #38
    در انتظار تایید ایمیل ثبت نام آغازکننده
    آخرین بازدید
    پنجشنبه 14 فروردین 93 [ 21:26]
    تاریخ عضویت
    1391-7-26
    نوشته ها
    365
    امتیاز
    2,710
    سطح
    31
    Points: 2,710, Level: 31
    Level completed: 74%, Points required for next Level: 40
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialTagger Second Class1000 Experience Points1 year registered
    تشکرها
    2,715

    تشکرشده 2,343 در 504 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: خشم 12 ساله ی من!

    نقل قول نوشته اصلی توسط فرشته مهربان
    چرا از زیر کار در میری ؟؟

    چقدر خوب که اینجوری هم پیش روانشناس هم بوسیله ازمایش و ... چک می شوی و خیالت راحت می شود .

    صابر با توجه به موضع گیریت در برابر راه کارهای اس سی آی و حالا هم این دکتر باید بگم . که گویی مشکل اساسی تو اینه که مایلی در این وضعیت باشی و از نالیدن و احساس اینکه مشکل داری لذت می بری ( لذت وارونه و مخرب ) و گاه در مقابل راهکارهای اصلاح شدن و بهبود وضعیت مقاومت نشان می دهی یا گاه می گویی این کارها را کرده ام و ......

    برادرم در این روند خیری نیست بلکه بعداًپشیمان هم خواهی شد . اگر خوانواده ات در مقابل این وضعیتت ناز کش شما هستند که دیگه بدتر چون شما را در تثبیت این وضعیت یاری می رسانند برای آنکه تقویت کننده منفی می شوی .



    سلام فرشته مهربان
    من که تک تک دستورات دکتر را گوش کردم
    کاری نیست انجام نداده باشم
    هر کاری بود را انجام دادم مشکل اصلی من خواب و غذا بود که به هر نحوی هست می خوابم و غذا درسته کم می خورم اما حداقل دارم می خورم نمی دونم چه حرفی زدم که این گونه فکر کردین.
    یکی از دلایلی که نمی خوام برم دکتر مغز و اعصاب اینه که خودم دلیلش رو می دونم و می دونم فقط برای اعصاب خراب منه و گرنه مشکلی ندارم (احتمال زیاد مشکلی ندارم)
    دکتر هم امروز گفت که این تیک های عصبی احتمالا برای اعصابه اما برای اطمینان برو نوار مغز و این حرفا
    دکتر روانشناس هم نمی خوام در باره مشکلم با هیچ کسی حرف بزنم و برم چیزی نگم آخه چه فایده ایی داره.
    یه سری آزمایش هم نوشت باید فردا صبح برم آزمایشگاه.


    اگر احساس می کنید این تاپیک جنبه درمانی ندارد و فقط وقت شما عزیزان را می گیرد لطفا قفلش کنید.

    با سپاس فراوان

  16. 2 کاربر از پست مفید صاعد تشکرکرده اند .

    صاعد (سه شنبه 26 دی 91)

  17. #39
    سرپرست سایت

    آخرین بازدید
    [ ]
    تاریخ عضویت
    1388-1-03
    محل سکونت
    تهران
    نوشته ها
    8,092
    امتیاز
    169,059
    سطح
    100
    Points: 169,059, Level: 100
    Level completed: 0%, Points required for next Level: 0
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    SocialRecommendation Second ClassCreated Blog entryVeteranOverdrive
    نوشته های وبلاگ
    4
    تشکرها
    27,744

    تشکرشده 36,137 در 7,447 پست

    Rep Power
    1105
    Array

    RE: خشم 12 ساله ی من!

    نقل قول نوشته اصلی توسط saber-g1

    دکتر روانشناس هم نمی خوام در باره مشکلم با هیچ کسی حرف بزنم و برم چیزی نگم آخه چه فایده ایی داره.

    و این دقیقاً همون کاری هست که باید بکنی و خواهی دید که چقدر بهت کمک میکنه .

    منظورم از مقاومت در مقابل راه کارهای جناب اس سی ای ... همون اما و اگر اولیه و بالاخره ناچار به پذیرش شدن هست . منظورم نپذیرفتن نبود نوع برخورد میل به در رفتن داره اما خوبه که بالاخره سعی می کنی که این میل را مهار کنی در مورد روانشناس هم همی کار را بکن و در نرو .

    در مقابل این مسئله ات مبتنی سوپر ایگو وجدان اخلاقی ات افراطی شده و برای همین حتی به روانشناس هم حاضر نیستی چیزی بگی .


    .

  18. 3 کاربر از پست مفید فرشته مهربان تشکرکرده اند .

    فرشته مهربان (سه شنبه 26 دی 91)

  19. #40
    عضو فعال

    آخرین بازدید
    دوشنبه 17 آبان 95 [ 15:15]
    تاریخ عضویت
    1391-2-26
    نوشته ها
    2,672
    امتیاز
    25,995
    سطح
    96
    Points: 25,995, Level: 96
    Level completed: 65%, Points required for next Level: 355
    Overall activity: 3.0%
    دستاوردها:
    Tagger First ClassOverdriveSocialVeteran25000 Experience Points
    تشکرها
    6,844

    تشکرشده 7,555 در 2,378 پست

    Rep Power
    354
    Array

    RE: خشم 12 ساله ی من!

    صابر جان کار درستیه که اول چک کنی ببینی که از نظر جسمی مشکلی نباشه. حتی اگه متخصص مغزواعصاب نیاز ببینه می تونه بهت بگه که ام ار ای بدی. ازمایش خون هم که می دی. بعدش خیالت راحته که مشکل جسمی نداری. حالا می مونه اعصاب خوردیمون. جز مهمترین کارایی که باید بکنی و منم نمی کنم اینه که روی نظم و ساعت معین از خواب بیدار شی و بری بخوابی. به نظرم 8 ساعت خوابو بذار واسه خودت. اگه ورزش هم بکنی صبح ها که خوبه. البته اگه وقت می کنی. این نظم که فعالیت هامون بدیم به فکر به هم ریخته امونم می تونه تا حدی نظم بده.
    بعدش بشین ببین واقعا چیه که خیلی خیلی رو اعصابته. مثلا یکی دوست داره پول داشته باشه و مستقل باشه از نظر مالی. یکی یه برنامه هایی واسه ادامه تحصیلش داره. یکی دوست داره یه کار هنری بکنه و یادبگیره که خیلی ساله می خواسته و وقت نمی کرده. یکی دلش می خواد تحصیلات تکمیلی داشته باشه. یکی می خواد بره سفر. اصلا یکی دلش می خواد کلی کتاب بخونه وقت نکرده. یکی یه تعداد کار ناتموم داره که تموم نکرده و ... منظورم اینه که به غیر از خود خونواده هامون قطعا چیزای دیگه ای و از جای دیگه ای هم ناراحتیم. اگه بتونیم این اصل ناراحتیمونو پیدا کنیم بعدش باید استین بالا بزنیمو اروم اروم رفعش کنیم.
    راستی می تونی بری از عطاری از این چایی های گیاهی هم بخری که واسه ارام بودن یا شاد بودن مفیده. معمولا یکی دوتا دونه تیبگشو بیشتر نمی شه در روز خورد چون بیشترش ضرر می شه. یعنی کلا دو تا دونه یا نهایتا سه تا دونه تی بگ از چای گیاهی هارو نباید بیشتر بخوری.
    گل گاوزبون هم خوبه.
    موفق باشی.

  20. کاربر روبرو از پست مفید meinoush تشکرکرده است .

    meinoush (سه شنبه 26 دی 91)


 
صفحه 4 از 6 نخستنخست 123456 آخرینآخرین

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 03:14 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.