رویای صداقت،
گوش کردن به موسیقی توصیه می شه و از ترانه گوش کردن پرهیز کنند
تشکرشده 5,973 در 1,154 پست
رویای صداقت،
گوش کردن به موسیقی توصیه می شه و از ترانه گوش کردن پرهیز کنند
sci (یکشنبه 24 دی 91)
تشکرشده 39 در 12 پست
نوشته اصلی توسط sci
نوشته اصلی توسط saber-g1
mjr100 (یکشنبه 24 دی 91)
تشکرشده 111 در 59 پست
سلام مستر صابر
صابر تنها صابر خسته و...
آقا من یه پیشنهاد دارم
خیلی با خونه کل کل نکنید گاهی بزنید به در بی خیالی
کارایی که شادتون میکنه انجام بدید.واسه خودتون یه گلدون با گلای خوشگل باشه بخرید بذارید بالای تختتون.صبح ها بهش آب بدید
باش حرف بزنید
سعی کنید دوستایی که میتونین باهاشون بسازید رفت و امد کنید
بابا اگه از رفتار یکی ناراحت میشید.به طرف بگید.واکنش نشون بدید.هرکی باشه همش توی دلش بریزه شکننده میشه
به به چه رشته ی خوبی!مکانیک سیالات خیلی ها رو می شناختم که توی آرزوی این رشته بودندو هستند
از حرفاتون حس کردم که آدم بااراده اید که یکمی حالا خودتونو دست کم گرفتید.از خدا کمک بخواهید.در ضمن موزیک غمگینو کم کنید.
(اثرشو روی خودم دیدم وقتی موقع رانندگی ازین نوع موزیکا میذاشتم خشن میشدم.سرعتم میرفت بالا.بووووق.لایی میکشیدم و... اما وقتی نمی شنوم در کمال آرامش رانندگی میکنم)
سعی کنید حرفاتونو به زبون بیارید یا روی کاغذ بنویسید.پیروووووووووووز باشید
آقای Sci رو نمیشناسم!نظری ازشون نداشتم.حتما خیلی استادن که کلی تعریفه ازشون
سلام .می بخشید آقا صابرنوشته اصلی توسط sci
من اینو میخواستم به جناب sci بگم.من خیلی به این محیط آشنا نیستم.اما مدت هاست که منتظر نظر افرادی امثال شما هستم.
مخصوصا در این پستم "به ته خط رسیدم!!!میشه فراموشش کرد؟!"
سپیده سحر (دوشنبه 25 دی 91)
تشکرشده 2,343 در 504 پست
سلام بر دکتر عزیزنوشته اصلی توسط sci
طبق دستورات شما چند روزی است که بر طبق برنامه می خوابم
و روزی 15 دقیقه پیاده روی سری (دو استقامتی) انجام می دم حدود 1500 گام می شه
و گوش کردن به موسیقی بی کلام البته بیشتر از 20 دقیقه می شه
صبحانه نهار و شام هم سر ساعت مشخص می خورم
دیروز توی دانشگاه با یکی از بچه ها نهار خوردم (قبوله؟)
هر صبح دوش هم می گیرم و چند دقیقه نرمش هم انجام می دم.
فیلم سینمایی هم دو روز قبل دیدم (کلاه قرمزی و بچه ننه)
نماز و دعا هم که انجام می دادم و می دم.
دکتر جان ممنون برام وقت میذارید.
جا داره از دوست خوبم مجیدجان تشکر کنم
و یه مسئله ایی رو توضیح بدم آقا مجید محل سکونتشون توی یه شهر دیگه است برای همین مقدور نیست نهار یا شام با هم باشیم و گرنه آقا مجید یکی از بچه های نیک روزگاره و ارادت خاصی داریم نسبت به ایشون.
و از خانم سپیده سحر تشکر می کنم.
رویای صداقت عزیز ممنون از پیگیری و توجه شما![]()
صاعد (دوشنبه 25 دی 91)
تشکرشده 111 در 59 پست
واااای خدایا.نوشته اصلی توسط saber-g1
اینقدر خوشحالم که حد نداره
آقا صابر احساس میکنم نسبت به قبل پویا و سرزنده تر شدید:
الهی شکرت
خدایا ممنونم![]()
سپیده سحر (دوشنبه 25 دی 91)
تشکرشده 2,343 در 504 پست
سلام
امروز برای یه سری مشکلات رفتم دکتر (دکتری که همیشه می رم پیشش)
فقط می خواستم آرامبخش بهم بده
اما چندتا آزمایش برام نوشت
پیش دکتر مغذ و اعصاب
و یک دکتر روانشناس برام وقت گرفت
هردو نوبت را هم همین امروز گرفت
برای هر دکتر هم نامه ایی جدا نوشت
و گفت جواب نامه ها همراه با آزمایش رو شنبه صبح حتما باید برام بیاری شماره موبایل من رو گرفت.
مادرم می دونست برا سردرد دارم می رم دکتر اما با توجه به ندادن دارو مجبور شدم بگم پیش مغذ و اعصاب برام وقت گرفت.
حالا نمی دونم چیکار کنم
می خوام فقط مغز و اعصاب رو برم و روانشناس رو نرم
یا نمی دونم هیچ کدوم رو نرم
آقای دکتر نظرت چیه؟
غروب وقت گرفته برام.
مادرم گیر داده حسابی عصبیم کرده.
![]()
صاعد (سه شنبه 26 دی 91)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
چرا از زیر کار در میری؟؟
چقدر خوب که اینجوری هم پیش روانشناس هم بوسیله ازمایش و ... چک می شوی و خیالت راحت می شود .
صابر با توجه به موضع گیریت در برابر راه کارهای اس سی آی و حالا هم این دکتر باید بگم . که گویی مشکل اساسی تو اینه که مایلی در این وضعیت باشی و از نالیدن و احساس اینکه مشکل داری لذت می بری ( لذت وارونه و مخرب ) و گاه در مقابل راهکارهای اصلاح شدن و بهبود وضعیت مقاومت نشان می دهی یا گاه می گویی این کارها را کرده ام و ......
برادرم در این روند خیری نیست بلکه بعداًپشیمان هم خواهی شد . اگر خوانواده ات در مقابل این وضعیتت ناز کش شما هستند که دیگه بدتر چون شما را در تثبیت این وضعیت یاری می رسانند برای آنکه تقویت کننده منفی می شوی .
فرشته مهربان (سه شنبه 26 دی 91)
تشکرشده 2,343 در 504 پست
سلام فرشته مهرباننوشته اصلی توسط فرشته مهربان
من که تک تک دستورات دکتر را گوش کردم
کاری نیست انجام نداده باشم
هر کاری بود را انجام دادم مشکل اصلی من خواب و غذا بود که به هر نحوی هست می خوابم و غذا درسته کم می خورم اما حداقل دارم می خورم نمی دونم چه حرفی زدم که این گونه فکر کردین.
یکی از دلایلی که نمی خوام برم دکتر مغز و اعصاب اینه که خودم دلیلش رو می دونم و می دونم فقط برای اعصاب خراب منه و گرنه مشکلی ندارم (احتمال زیاد مشکلی ندارم)
دکتر هم امروز گفت که این تیک های عصبی احتمالا برای اعصابه اما برای اطمینان برو نوار مغز و این حرفا
دکتر روانشناس هم نمی خوام در باره مشکلم با هیچ کسی حرف بزنم و برم چیزی نگم آخه چه فایده ایی داره.
یه سری آزمایش هم نوشت باید فردا صبح برم آزمایشگاه.
اگر احساس می کنید این تاپیک جنبه درمانی ندارد و فقط وقت شما عزیزان را می گیرد لطفا قفلش کنید.
با سپاس فراوان
صاعد (سه شنبه 26 دی 91)
تشکرشده 36,137 در 7,447 پست
نوشته اصلی توسط saber-g1
و این دقیقاً همون کاری هست که باید بکنی و خواهی دید که چقدر بهت کمک میکنه .
منظورم از مقاومت در مقابل راه کارهای جناب اس سی ای ... همون اما و اگر اولیه و بالاخره ناچار به پذیرش شدن هست . منظورم نپذیرفتن نبود نوع برخورد میل به در رفتن داره اما خوبه که بالاخره سعی می کنی که این میل را مهار کنیدر مورد روانشناس هم همی کار را بکن و در نرو .
در مقابل این مسئله ات مبتنی سوپر ایگو وجدان اخلاقی ات افراطی شده و برای همین حتی به روانشناس هم حاضر نیستی چیزی بگی .
.
فرشته مهربان (سه شنبه 26 دی 91)
تشکرشده 7,555 در 2,378 پست
صابر جان کار درستیه که اول چک کنی ببینی که از نظر جسمی مشکلی نباشه. حتی اگه متخصص مغزواعصاب نیاز ببینه می تونه بهت بگه که ام ار ای بدی. ازمایش خون هم که می دی. بعدش خیالت راحته که مشکل جسمی نداری. حالا می مونه اعصاب خوردیمون. جز مهمترین کارایی که باید بکنی و منم نمی کنم اینه که روی نظم و ساعت معین از خواب بیدار شی و بری بخوابی. به نظرم 8 ساعت خوابو بذار واسه خودت. اگه ورزش هم بکنی صبح ها که خوبه. البته اگه وقت می کنی. این نظم که فعالیت هامون بدیم به فکر به هم ریخته امونم می تونه تا حدی نظم بده.
بعدش بشین ببین واقعا چیه که خیلی خیلی رو اعصابته. مثلا یکی دوست داره پول داشته باشه و مستقل باشه از نظر مالی. یکی یه برنامه هایی واسه ادامه تحصیلش داره. یکی دوست داره یه کار هنری بکنه و یادبگیره که خیلی ساله می خواسته و وقت نمی کرده. یکی دلش می خواد تحصیلات تکمیلی داشته باشه. یکی می خواد بره سفر. اصلا یکی دلش می خواد کلی کتاب بخونه وقت نکرده. یکی یه تعداد کار ناتموم داره که تموم نکرده و ... منظورم اینه که به غیر از خود خونواده هامون قطعا چیزای دیگه ای و از جای دیگه ای هم ناراحتیم. اگه بتونیم این اصل ناراحتیمونو پیدا کنیم بعدش باید استین بالا بزنیمو اروم اروم رفعش کنیم.
راستی می تونی بری از عطاری از این چایی های گیاهی هم بخری که واسه ارام بودن یا شاد بودن مفیده. معمولا یکی دوتا دونه تیبگشو بیشتر نمی شه در روز خورد چون بیشترش ضرر می شه. یعنی کلا دو تا دونه یا نهایتا سه تا دونه تی بگ از چای گیاهی هارو نباید بیشتر بخوری.
گل گاوزبون هم خوبه.
موفق باشی.
meinoush (سه شنبه 26 دی 91)
در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)
علاقه مندی ها (Bookmarks)