دوست عزیز منم مث شمام و زیاد نتونستم با خانواده شوهرم رابطه صمیمانه برقرار کنم البته من خ ش ندارم و چند تا برادر شوهر دارم که همه مجردن و منم تمایل جندانی به برقراری روابط صمیمی با پسر ها رو ندارم ولی در کل جایی هم اگه برم دخترای فامیل شوهرم باشن معمولا جز با یکی دوتاشون با بقیه دمخور نمیشم حتی تو جمع خاله دایی ها و عمو عمه هاشون به شدت احساس غریبی میکنم البته الان بهتر شدم ولی خانواده شوهرم همیشه غیر مستقیم به من گله میکنن که من متکبرم و اونا رو دوست ندارم.البته زیاد واسم مهم نیست که چی فکر میکنن اگه آدم حد خودش رو رعایت نکنه بعدا به ضررش تموم میشه .به تو هم توصیه میکنم وقتی جمعشون جمعه و حتی روی صحبتاشون هم تو نیستی ولی خودت برو تو جمعشون و بدون اونکه حرفی بزنی فقط گوش بده و حتی شده الکی بخند البته اگه تو اون بین تونستی کسی رو پیدا کنی که باهاش مشغول به صحبت بشی که چه بهتر در غیر این صورت نذار زیاد گوشه گیر به نظر برسی .تو جمعشون باش و لبخند بزن که یعنی حواست هست اما مجیور نیستی حرفی بزنی تا زمانی که محیور نشدی.موفق باشی








علاقه مندی ها (Bookmarks)