منم از خیلی حرفای شما توی پست ۲۱ دهنم باز موند ! شما توقعت بعضی جاها بالاست ! بابای منم بعد از ۳۰ سال زندگی هر وقت که بخواد به مادرش و خانوادش پول می ده و مامانم اصلا به روی خودش نمیاره و سوالی هم نمی کنه! شما نباید توقع داشته باشی که اون برای خانوادش خرج نکنه . (بابای من تازه جزو بهترین مرداییه که دور و برم دیدم ! )
در مورد دعوت کردن و اینها هم شاید براشون مشکله ! شما چرا انتظار داری هر وقت می ری ازت پذیرایی انچنانی بشه (شام و ناهار). تو این دوره زمونه والا سخته !
من اگه بودم سعی می کردم به مادرش محبت کنم تا اونم به من علاقمند بشه . مثلا برای روز مادر براش یه کادو کوچیک یا حتی یه دسته گل بگیرم و ببرم بدم . بعضی آدمها اصلا شاید یه سری اصول رو بلد نباشن وقتی شما شروع کنی اونها هم کم کم یاد می گیرن . بی ریا محبت کن تا محبت ببینی ، توقعتم کم کن !
در مورد بحث خونه و ارث و پول و این حرفها واقعا نمی دونم چی بگم ، تو خانواده ی ما که تا پدر و مادر زنده هستن هیچ کس حرفی از ارث و میراث نمی زنه و توقعی هم نداریم . اگه هم پدر و مادر کمکی می کنن از نظر من لطف می کنن !
شما هنوز خونه نخریده صحبت از اینکه بنام کی باشه کردی چطور انتظار داری مامانش فکر نکنه به ارث پسرشون چشم داری ؟
بنظر من رفتار شما خیلی اشتباهه . یکمی سعی کن توقعتو بیاری پایین ! اول زندگی همه تو فکر پس انداز هستن .
اصلا از خوانواده شوهرت پیش شوهرت بد نگو ! اگرم از رفتار خانواده شوهرت ناراحت هستی با شوهرت اونهم به ملایمت و سیاست بگو !
با این کل کل ها روز به روز بیشتر و بیشتر حرمتها شکسته می شه .
شما میگی مادرش می خواست بره روضه و از شما خواسته که باهاش بری ! چرا انقدر منفی نگاه می کنی به همه چی ؟ چرا اینطوری نگاه نمی کنی که شاید مادرش نمی خواسته با رفتن به روضه وقتی شما مهمونشی بهت بی احترامی کنه ؟ اگه می رفت روضه نمی اومدی بگی مامانش انقدر برام احترام قائل نشد که وقتی رفتم خونشون نره بیرون ؟
خیلی از این کادو ها و دعوت هایی که انتظار داری ازت بشه تو خانواده های مختلف بدلیل متفاوت بودن فرهنگ ها ممکنه اصلا کم و زیاد بشه یا نباشه ! مثلا قربونی و این چیزا رو ما اصلا نداریم ! چرا منتظر دعوت اونها می مونی ؟ چرا مثلا شب یلدا یا یه مناسبت دیگه خودت زنگ نمی زنی و پا نمی شی بری پیششون ؟ شاید اونها هم فکر می کنن که شما از رفت و آمد با اونها خوشت نمیاد و جبهه می گیرن .
وقتی که با خانواده ی شوهرت محبت آمیز رفتار نمی کنی چطور انتظار داری ازشون محبت ببینی ؟
شما حتی توی پست اولت با یه دیده ی خیلی تحقیر آمیز و ... خانواده ی شوهرتو توصیف کردی . یکبار دیگه حرفاتو بخون ! شاید ناراحتی و فشاری که بهت اومده باعث شده که اینطوری بنویسی ولی واقعا سعی کن دیدتو عوض کنی و از صمیم قلب محبت کنی
بابا نداره یه داداش معتاد بزرگتر از خودش داره و یه خواهرم که در شرف طلاقه و مامانش هم یه بیسواد و از اون چادریای عقده ای که فقط ادعاش میشه و با تمام فامیل و خونوادش قط رابطست و فقط خودشو خوب میدونه.
من نمی گم رفتارهای شوهرت و خانوادش درست بوده اما رفتار شما اشتباهه و باعث شده به این مشکل دامن زده بشه .








علاقه مندی ها (Bookmarks)