به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345
نمایش نتایج: از شماره 41 تا 43 , از مجموع 43
  1. #41
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 دی 91 [ 13:14]
    تاریخ عضویت
    1391-7-29
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    357
    سطح
    7
    Points: 357, Level: 7
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 30 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    RE: اگه فرصت به عقب برگشتن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.

    سلام به همگي ممنون از راهنمايي تون ولي من كه گفتم ديگه دخترم رو نميزنم من خيلي از اوايل بهتر شدم به سر و وضع خودم ميرسم به دكور خونه به بچه ها لباساي شوهرم حتي چند بار هم شوهرم رو بوسيدم خلاصه سعي كردم خونسرديم رو حفظ كنم و راهكارهاي دوستان رو به كار ببندم خودم راضييم حداقل حس خوبي دارم شوهرم هم خيلي رفتارش عوض شده مهربون شده البته تو يه سايتي خوندم مهربون شدن يك دفعه اي خودش نشونه اينه كه يه چيزي رو پنهان ميكنه هر وقت ميره اون شهر برام لباس ميخره بعد هم خودش نظر ميده كه كدومش تو تنم قشنگتره كاري كه قبلا اصلا نميكرد يا اينكه ازش ميپرسيدم شب ميياد يا نه ميگفت اگر ميخاي تا بييام ولي كلي كار دارم در صورتي كه قبلا اگه ميپرسيدم داد و بيداد ميكرد خلاصه خيلي داره نرمش به خرج ميده من خوشحالم از اين بابت ولي باز هم شكم رو دارم و نميتونم مثل قبل اعتماد كنم شوهرم هم به هر بهانه اي ميگه تو به من شك كردي گفتي ميرم دنبال زن يا ميگه كي به من نگاه ميكنه من و تحويل ميگيره وگر نه من از خدامه همين كه تو من رو خاستي من بايد خدا رو شكر كنم و پات و بذارم رو سرم ولي خب با اين وجود نه راضي شد پيش مشاور بيياد نه كارتاي بانكي رو بده به من !!!راستي اين آخر هفته اي خونه موند و خودش پيشنهاد داد برا آخر هفته بعد بريم يه جايي بگرديم البته خب يه روز وسط هفته رفت . اوضاع بهتر شده ولي من باز نميتونم اعتماد كنم

  2. #42
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 دی 91 [ 13:14]
    تاریخ عضویت
    1391-7-29
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    357
    سطح
    7
    Points: 357, Level: 7
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 30 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    ين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.

    نميدونم من اشتباه ميكنم يا واقعا چيزي هست خسته شدم از بس هي گفتم هست هي گفتم نه چيزي نيست به نظرم خانمايي كه خيانت شوهرشون رو فهميدن نميگم راحته ولي تونستن رك و راست عكس العمل نشون بدن و قضيه رو حل كنند ولي من نميدونم بيمار شدم وسواس گرفتم أفسرده شدم نميدونم شوهرم بهم دروغ ميگه شوهرم خيلي سعي ميكنه كمكم كنه رفتارش خيلي عوض شده يعني بهتر شده ما رو با خودش برد شهر قبليمون تو همون خونه ولي من باز تا از خونه ميرفت بيرون كلي فكر برام مييومد عصبي ميشدم گريه ميكردم ولي وقتي ميومد كاراش رو برام ميگفت حتي برا من يا بچه ها هم يه چيزي ميخريد. من حتي بعضي وقتا ميرم پارگينگ ماشينش رو ميگردم يا حتي أنبار رو ميگردم شايد چيزي برا طرف خريده قايمش كرده باشه حتي كيفش رو ولي چيزي نيست شوهرم تو رژيمه و هر شب برا پياده روي ميره بيرون من هم همش فكر ميكنم شايد ميره با كسي حرف بزنه به نظرتون من مريض شدم وسواس فكري گرفتم يا افسردگي زايمان؟ علايمشون چي يه ؟

  3. #43
    عضو عادی آغازکننده

    آخرین بازدید
    چهارشنبه 13 دی 91 [ 13:14]
    تاریخ عضویت
    1391-7-29
    نوشته ها
    18
    امتیاز
    357
    سطح
    7
    Points: 357, Level: 7
    Level completed: 14%, Points required for next Level: 43
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered250 Experience Points
    تشکرها
    30

    تشکرشده 30 در 8 پست

    Rep Power
    0
    Array

    تن رو داشتم اين زندگي رو انتخاب نميكردم يا اصلا ازدواج نميكردم.

    شوهرم باز هم با رديف كردن يه سري كار رفت ومن موندم و هزار تا ترديد اولش گفت مگه شما ميياين منم گفتم اگه مزاحم كارات نيستيم آره ولي واقعا دلم نميخاست برم اخه چند روز پيش اومده بوديم ولي نميخاستم هم تنها بره ميخاستم برم كه چكش كنم خيالم راحت بشه كه به خاطر كسي نميره ولي اونم بعدش هزار بهانه اورد كه نميشه شما بيياين حتي يه بار كه از دخترم عصباني شد گفت من دارم ميرم از دست شما راحت باشم باز ميخاين دنبالم بيياين تازه شايد شرايط قسطي خريدن اون خونه براش پيش بيياد خيلي مشتاقه و پيگير .حرفاش خيلي ضد و نقيضه.


 
صفحه 5 از 5 نخستنخست 12345

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. با بددهني همسرم جيكار كنم؟
    توسط sasal در انجمن اختلاف و دعوا با خانواده همسر
    پاسخ ها: 19
    آخرين نوشته: یکشنبه 01 بهمن 91, 22:23
  2. از همسرم خجالت ميكشم
    توسط مريم صوفي در انجمن عقد و نامزدی
    پاسخ ها: 36
    آخرين نوشته: پنجشنبه 07 مهر 90, 23:19
  3. مشكلم با كارم نميدونم چيكار كنم؟
    توسط مريم صوفي در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: شنبه 12 شهریور 90, 11:02
  4. بيكاري و دردسرهاي آن
    توسط amir50 در انجمن روانشناسی عمومی و طرح مشکلات فردی
    پاسخ ها: 8
    آخرين نوشته: جمعه 25 بهمن 87, 14:01
  5. چگونه يكديگر را بهتر بفهيم ؟
    توسط lord.hamed در انجمن حقوق ما...
    پاسخ ها: 2
    آخرين نوشته: سه شنبه 19 آذر 87, 15:38

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 19:40 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.