سلام
ببین Tina جان، این موضوعی که گفتی تا حدی نگران کننده است اما باید تست بشه :
1-کسی که نظر خاصی از خودش نداره تا حدی میتونه نگران کننده باشه، یعنی بار سنگین تصمیم گیری ه و کارای مهم توی زندگی به دوش شما می افته، چون همیشه نظر ایشون موافق با نظر شماست، اینو تجربی میگم که بعدا مشکل ساز میشه و شما نمی تونید بهش تکیه کنید.
2- این آدم میتونه به شدت تحت تاثیر خانوادش باشه و ...
بهترین پیشنهادی که میتونم بهت بدم اینه که از حس زنانگیت که بسیار هم قویه استفاده کنی و طرفت رو توی شرایط مختلف تست کنی! برا مثال توی 2 جای مختلف 2 حرف کاملا متفاوت با هم بزن و ببین طرف چه عکس العملی نشون میده! یه جا بگو به نظر من آدم باید بره خارج ، یه جای دیگه بگو اصلا خارج رفتن خوب نیست ببین حرف تورو پی میگیره یا روی نظر خودش می ایسته! میگم که شما دخترها خیلی باهوشید، کامل طرف رو و رفتارش رو زیر نظر بگیر، توی یه موقعیت بحرانی قرارش بده و ببین میتونه از پسش بر بیاد یا نه بازهم نگاهش به دهان توست که تو بگی چه کنیم!
از این بترس که اون آدم چشمش به دهن اینو اون باشه برای زندگیش! حتی به دهن شریک زندگیش!!! این اصلا خوب نیست!
موفق باشی
راستی شما به این اشاره کردی که توی خونشون بحث شده و گفتن نیان برای عرض تسلیت بهتره!!!
به نظر من این نشونه ی بزرگیه از اینکه این آدم به شدت تحت تاثیر اطرافیانش و بخصوص مادرشه!
چون این تصمیم رو یک مرد باید بگیره که به خودش متکیه نه اینکه فلانی چی گفت و خانواده گفتن خوب نیست! آخه مرد حسابی پس تو چی؟ تو کجای این فکر بودی؟ تو نظرت چی بود؟ یعنی هر جای دیگه خانواده مخالف انجام کاری از سمت تو باشن تو باید بگی خانواده مخالف بودن؟(که توی زندگی بارها و بارها پیش میاد) یا میخوای خودت برای زندگی خودت تصمیم بگیری؟ اگه نمیدونی چی خوبه چی بده تو زندگیت و باید از خانواده بپرسی همه چیزو، پس چرا ازدواج می کنی!
ببین : توی خونه بحث شده! این اولیش! و به این نتیجه رسیدن که .... پس تو که قراره مرد یه خونه بشی چیکار کردی؟!؟ نظر تو چی شد؟
و به نظر من هم باید میومدن!!!
خواهرم توی حرف آدما خیلی دقت کن، بخدا خیلی راحت میتونی بفهمیشون!
خواهشا مجددا فکر کن روی این قضیه!









علاقه مندی ها (Bookmarks)