نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab
نقل قول نوشته اصلی توسط محمد هم درد
نقل قول نوشته اصلی توسط sanjab

ازشون خواهش کن در صورت وخیم تر شدن شرایط میتونند در خوابگاه دانشگاه یک اسکان موقتی بهت بدند که وضعیت سخت تر نشه و خانواده مجبورت


مگه آدم از سنگه که خانوادشو رها کنه یا مگه خانواده جلادن که دخترشونو فدا کنن
گیرم رفت خوابگاه دوسال دیگه می خواد چه کار کنه

parvaz 72 جان حتما یه مشاورو بنداز جلو و خانوادتو راضی کن که باهاش هیچ رابطه ای نداشتی و حتی موی سرتم ندیده ضمنا با خانوادت با مهربانی و منطق صحبت کن و حتی اگر داد سرت کشیدن ارامشتو حفظ کن و به صحبتای (منطقی و درستی که از پیش روشون کار کردی) ادامه بده
به این ترتیب اونا میفهمن که شما همه ی جوانبو در نظر گرفتی.
دوست عزیز

خانواده ایشون رو مجبور کردند که در عقد موقت و جشن عقد شرکت کنه و برخلاف میل باطنی اش و جواب آزمایش به ایشون جواب مثبت بده؟!

اگر شرایط به همین صورت پیش بره با توجه به سن کم ایشون و فشار خانواده و اون آقا و

خانواده اش ممکنه عقد دائم یا مرحله محضری شدن کار هم پیش بره؟!

که دیگه اون موقع جدایی مثل الان ساده نیست و باید ماهها و یا شاید سالها پله های

دادگاه رو بالا و پاییی بروند و یا یک عمر برای مردی همسری کنند و یا مادر بچه هایی

باشند که اشک و آه همراه این همسری و مادری باشد
خونوادم سنگ تر از اونی هستن که میتونین فکرشو بکنین همین الانم بهم میگن نمیزاریم طلاق بگیری تا فکر ازدواج با یکی دیگه رو نکنی حاضرم تا آخر عمرم تو خوابگاه باشم ولی این زندگیو قبول نکنم
به هر کی بگین من رو انداختم که باهاشون صحبت کنه ولی به هیچ وجه قبول نمیکنن حتی حاضر نیستن عیبو ایراداشو قبول کنن میگن همه ایرادا از خودته