جناب BABY عزیز از متن آموزنده تون ممنون!ولی من خودم اکثر خصوصیاتی رو که برای زنان شمردید ندارم. آیا من غیر عادی هستم؟!
1- اصلا اینکه زن هستم و ضعیف هستم و چیزی از مردها کم دارم توی کتم نمیره خلاصه اینکه جنسیتم باعث نمیشه فکر کنم از مردها چیزی کم دارم یا چون زن هستم باید امتیاز خاصی به من داده بشه!!
2- بسیار کم حرفم! خلاصه اینکه زیاد با شوهرم، خانواده ام و حتی با دخترم حرفم نمیاد!! حتی شوهرم بعضی موقعها از سکوت من گلایه میکنه و دوست داره من براش از همه چیز تعریف کنم و کارهای روزمره رو براش بگم که این کار برام سخته! ولی سعیم رو میکنم!
3- از خرید کردن متنفرم!!! هر چی هم که لازم دارم جمع میکنم تا با هم بخرم و میرم توی یک فروشگاه و سر و ته اش رو هم میارم!! همسرم همیشه گلایه میکنه که مخصوصا چرا برای خودم کم خرید میکنم!! البته ناگفته نمونه که سعی میکنم همیشه مرتب و شیک بپوشم و از لحاظ سلیقه در لباس همیشه در خانواده و محل کار زبانزدم!!
4- آدم خیلی احساساتی نیستم!! خیلی کم گریه میکنم و جلوی شوهرم که به ندرت! در مورد شادی هم همینطور! بیشتر در خودم نگه میدارم و احساساتم رو زیاد بروز نمیدم.
5- صبر و تحملم هم خیلی خوبه! بسیار آدم مستحکمی هستم و سعی میکنم در برابر مشکلات قوی باشم و خم به ابرو نیارم. مخصوصا در مقابل دیگران این رو خیلی نشون میدم!!
6- اصلا دوست ندارم که به کسی تکیه کنم و ازش کمک بخواهم حتی از شوهرم!! دوست دارم وظایفم رو کامل و تمام خودم انجام بدم. البته دارم روی این کار میکنم که بعضی وظایف رو به شوهرم واگذار کنم. قبلا از اینکه از شوهرم کمک بخوام عارم میومد و اون رو یک نقطه ضعف برای خودم میدونستم!!
7- کلا بیشتر به خودم و توانایی هام تکیه میکنم تا شوهرم!! ولی دارم روی این خصیصه ام هم کار میکنم! به نظرم خودم کارها رو خیلی بهتر انجام میدم! به نظرم تواناتر و باهوشتر از شوهرم هستم و یک جاهایی اون خودش هم اعتراف میکنه ولی من توی مدت زندگیمون هیچوقت به روش نیاوردم یا تحقیرش نکردم!! چون از این کار تنفر دارم!!
8- تا قبل از اینکه از شوهرم بهم بی وفایی کنه حتی یکبار هم کنترلش نکردم و بهش شک نکردم. حتی بیرون میرفت نمیپرسیدم کجا میری؟ حتی مسافرت هم میرفت از جزییاتش نمیپرسیدم.نسبت بهش حسود و حساس نبودم . اگر در مورد زنی صجبت میکرد مثلا از همکاراش! هیچوقت حساس نمیشدم و شوهرم این رو به حساب بی تفاوتی من نسبت به خودش گذاشته بود!!
شما خصوصیاتی رو که از زنان ذکر کردید به عنوان نقطه ضعف اعلام کردید ولی من مقابل اونها هستم و فکر میکنم به خاطر بسیاری از خصوصیات بالا شوهرم بهم بی وفایی کرد و دنبال کس دیگه ای گشت!!! به نظر من آقایان به جای انتقاد از این خصوصیات که حتما به خاطر فلسفه وجودی در ذات زنان قرار داده شه، بهتر نیست که آنان را بپذیرند و باهاش کنار بیایند؟! و فقط در صدد کنترل وتعدیل آنها باشند و آنهم به شیوه های منطقی و به بعضی از آنها به شکل نعمت هم میشه نگاه کرد!!! همانطور که زنان بسیاری از ویژگیهای مردانه را میپذیرند و باهاش کنار میایند .
ممنون و ببخشید که طولانی شد!!







ولی من خودم اکثر خصوصیاتی رو که برای زنان شمردید ندارم. آیا من غیر عادی هستم؟!
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)