
نوشته اصلی توسط
hengamejoon
سلام عزیز،
البته من هم کارشناس نیستم ولی به نظر من هم این مشکل خاصی نیست بزرگش نکنید. نگرانی شما رو به عنوان یک خانم درک میکنم. من خودم همسرم با نامزد قبلیش دوباره تماس گرفت و صحبت کرد من هم خیلی ناراحت شدم (و تو اینجا هم مطرح کردم). کارش خیلی بد بود و برای من قابل درک نبود ولی من وقتی نشستم به عمق مساله فکر کردم دیدم این میتونه به یک مساله بزرگ تبدیل شه و میشه هم آروم آروم فراموش بشه. من سعی کردم بیشتر به همسرم محبت کنم و درکش کنم. اتفاقا صحبت کردن با اون خانوم یه جورایی باعث شد بهتر درک کنه که چرا با اون خانوم ازدواج نکرد و با من ازدواج کرد باعث شد بیشتر قدر من رو بفهمه و باعث شد اون خاطرات خوبی که قبلا با اون خانوم داشت خیلی کمرنگ تر بشه. البته من هنوز هم از این کار همسرم ناراحتم ولی فکر میکنم زندگی و روابط بین آدمها خیلی پیچیده تر از اینه که بخوای این طوری قضاوت کنی و روزای قشنگ زندگیت رو با این فکرها تلخ کنی. عشق هم یه احساس لحظهای نیست که یه لحظه همسرت عاشق تو باشه یه لحظه عاشق یکی دیگه. با همین درکها و قضاوت نکردنها عشق کم کم ساخته میشه. از اتفاقات نامطلوب زندگی نمیشه اجتناب کرد ولی در برابر اونها باید درست رفتار کرد و همه چیز رو به نفع خود تموم کرد.
همیشه یادت باشه که صاحب این زندگی تو هستی پس زمامش رو بگیر دستت و مدیریتش کن. قرار هم نیست که برای ما از صبح تا شب اتفاقای خوب بیفته. به نظر من زن تو زندگی مشترک مثل مدیر میمونه. همون جور که اختیاراتش بیشتره وظایفش هم بیشتره درکش هم باید بالاتر باشه بیشتر هم باید برای زندگی مشترک کار کنه و زحمت بکشه تا اون جوری که خودش میخواد اداره بشه و هم مرد رو راضی و خوشحال نگاه داره و خودش هم آرامش داشته باشه و راضی باشه. مردها هم یکی از چیزایی که خیلی براشون مهم هست اینه که همسرشون بهشون در همه زمینهها اعتماد کنه. الان که اتفاقی نیفتاده ولی مواظب باش که همسرت احساس نکنه که بهش اعتماد نداری. برای بعضیها همین افکار هم بی اعتمادی محسوب میشه.
پیروز باشی
علاقه مندی ها (Bookmarks)