به انجمن خوش آمدید

لینک پیشنهادی مدیران تالار همدردی:

 

"گلچین لینکهای خانواده، ازدواج و مهارتها(به روز شد)"

دانلود موسیقی و آرامش
دسترسی سریع به مطالب و مشاوران همـدردی در کانال ایتا

 

کانال مشاوره همدردی در ایتا

نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 , از مجموع 44

Threaded View

  1. #36
    عضو کوشا آغازکننده

    آخرین بازدید
    پنجشنبه 19 بهمن 91 [ 14:00]
    تاریخ عضویت
    1391-2-28
    نوشته ها
    312
    امتیاز
    1,518
    سطح
    22
    Points: 1,518, Level: 22
    Level completed: 18%, Points required for next Level: 82
    Overall activity: 0%
    دستاوردها:
    3 months registered1000 Experience Points
    تشکرها
    925

    تشکرشده 957 در 224 پست

    Rep Power
    46
    Array

    RE: اعتماد شوهرمو خراب کردم

    دوباره سلام ..
    من جمعه رفتم پیش همسرم ..
    فرشته جان تمام نکاتی که گفته بودی رو رعایت کردم .. اون وبلاگ رو کلا تعطیل کردم و به دوستامم گفتم که نمیتونم دیگه باهاشون در ارتباط باشم .. پیش همسرمم گرم و صمیمی بودم و شوخی میکردم باهاش ولی حرفی در اون رابطه نزدم ..

    خودشم اولش سرد بود باهام .. گوش به زنگ بود و واکنش نشون میداد به بعضی حرکتهای من..
    مثلا گوشیم که زنگ میخورد سریع برش میداشت و نگاهش میکرد یا چند بار میرفت و اس ام اسامو برای بار هزارم میخوند .. یا وقتی میرفتم تو اتاقش سریع پرده رو میکشید که از بیرون کسی منو نیبنه .. هنوز همون حساسیت ها رو داشت و منم رعایت میکردم ..
    تا اینکه خودش سر صحبت رو باز کرد .. گفت به اون دوستت زنگ نزدی بگی چرا اون اس ام اس ها رو اشتباه فرستاده ؟ گفتم نه اخه من باهاش رو در واسی دارم اما اگه تو میخوای برای اینکه خیالت راحت شه همین الان زنگ میزنم .. یکم دیگه سوال کرد و من همه رو خیلی منطقی جواب دادم و زیاده روی هم نکردم که باور نکنه ..

    خیلی دلم میخواست باهاش حرف بزنم و بگم بهم اعتماد کن من هیچ وقت بهت خیانت نمیکنم .. اما چیزی نگفتم ( پیش خودم فکر کردم عادی باشم بهتره ممکنه اون جوری همه چیز به هم بریزه ! )
    که دیگه بعدش خیلی خوب شد .. انگار خیالش راحت شد و دوباره مث قبل باهام گرم گرفت .. حتی منو برد گفت بیا آینه شمعدون بخریم برا عروسیمون و لباس عروس انتخاب میکرد برام ..
    اما حساسیت هاش در مورد حجابم صد برابر شده .. که من خودمم بیشتر از قبل رعایت میکنم که حساس تر نشه ..

    فرشته جان اون لینک ها رو خوندم و ازت ممنونم ..
    فکر میکنم خیلی چیزها هنوز باید یاد بگیرم .. خیلی چیزها هست که بلد نیستم و همین بلد نبودن گاهی زندگیمو خراب میکنه ..
    بازم ممنون میشم اگه کمکم کنید بتونم رفتارمو درست کنم
    و یه نکته ی دیگه .. ما دوساله نامزدیم و جفتمون هم خسته شدیم .. دیگه میخوایم حداکثر تا پنج ماه دیگه بریم خونه ی خودمون .. به نظرتون مشکلی نداره ؟؟ این که گفتین همسرم بیمار نیست و بدبینه .. ممکنه بعدا مشکل ایجاد کنه یا وقتی بریم خونه ی خودمون درمان این بدبینی راحت تره ؟؟

  2. کاربر روبرو از پست مفید الف-ح تشکرکرده است .

    الف-ح (دوشنبه 04 دی 91)


 

اطلاعات موضوع

کاربرانی که در حال مشاهده این موضوع هستند

در حال حاضر 1 کاربر در حال مشاهده این موضوع است. (0 کاربران و 1 مهمان ها)

موضوعات مشابه

  1. بی اعتمادی به شوهر
    توسط sayeh_m در انجمن درگیری و اختلاف زن و شوهر
    پاسخ ها: 11
    آخرين نوشته: سه شنبه 30 آبان 91, 11:47
  2. چه طور دوباره اعتماد کنم؟
    توسط a.a در انجمن تعدد زوجات، چند همسری، صیغه موقت
    پاسخ ها: 9
    آخرين نوشته: یکشنبه 07 آبان 91, 14:43
  3. چگونه به همسرتان اعتماد کنید
    توسط eghlima در انجمن شوهران و زنان از یکدیگر چه انتظاراتی دارند
    پاسخ ها: 0
    آخرين نوشته: شنبه 31 تیر 91, 13:58
  4. بي اعتمادي و بدبيني نسبت به ديگران (شناخت، اعتماد)
    توسط parse در انجمن سایر سئوالات مربوط به ازدواج
    پاسخ ها: 14
    آخرين نوشته: پنجشنبه 29 مهر 89, 19:16

علاقه مندی ها (Bookmarks)

علاقه مندی ها (Bookmarks)
Powered by vBulletin® Version 4.2.5
Copyright © 1405 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.
طراحی ، تبدبل ، پشتیبانی شده توسط انجمنهای تخصصی و آموزشی ویبولتین فارسی
تاریخ این انجمن توسط مصطفی نکویی شمسی شده است.
Forum Modifications By Marco Mamdouh
اکنون ساعت 11:03 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +4 می باشد.