یادم میاد بچه بودم.......
داداشم هیچ وقت نشده بود وقتی از خواب پا میشه جاهاشو جمع کنه!!!
یه روز دیدم که به چه سختی این کارو انجام داده ، به خاطرهمینم مامانم گفت:برو داداشتو تشویق کن.....
منم دوییدم رفتم جلوی داداشم شروع کردم به دست زدن،دیگه داشت دستام سرخ میشد که مامانم سررسیدو گفت:چی کار میکنی؟؟!!!
منم گفتم:خوب خودت گفتی که داداشو تشویق کنم.....:D







،دیگه داشت دستام سرخ میشد که مامانم سررسیدو گفت:چی کار میکنی؟؟!!!
پاسخ با نقل قول
علاقه مندی ها (Bookmarks)