بچه ها ببخشید که من انقدر تند تند پست میدم ولی وضعیت حساسه و دلم نمیخواد با یه حرکت اشتباه همه چیز رو بهم بریزم ..
امشب که یلدا بود همسرم اومد خونه مون و طفلکی کلی خرج کرده بود و زحمت کشیده بود ( با وجود اینکه اصلا اهل این برنامه ها نیست و تو این دوسال عید ها یکی دو بار بیشتر نیومده بود ) ولی کلی تو زحمت افتاده بود و واقعا شرمنده م کرد ..
تو همین دو روز از نظر مالی خیلی بیشتر بهم میرسه ( یه مشکلی که ما همیشه داشتیم بحث مالی بود که همسرم شرمنده بود و میگفت من هیچ کاری برات نکردم ) اصرار میکرد بهترین چیز رو بخرم و گفتم میخوام برم کلاسای مهارت زندگی گفت برو هر چقدر هزینه ش باشه میدم .. حس کردم سعی میکنه این خلا رو برام پر کنه و کم نذاره ..
خیلی عادی بودیم .. برگشتنی هم تو ماشین کلی شوخی کردیم و خندیدیم .. یه عالمه ازش تشکر کردم و گفتم تو تا حالا چیزی واسه من کم نذاشتی و من ازت ممنونم ..
با این وجود یه سردی خاصی داشت . اصلا دوست نداشت نزدیکم بشه و دستمو بگیره .. همیشه تو خدافظی کردنی منو بغل میکنه و میبوسه اما الان به زور دست میداد باهام ..
حالا فردا قراره من برم خونه شون و چند ساعتی رو با هم باشیم ..
چیکار باید بکنم ؟
مثل خودش عادی رفتار کنم انگار نه انگار چیزی شده ؟
سر حرف رو باز کنم و بگم اگه میخوای اون شماره رو پیگیری کنی برو امور مشترکین ایرانسل که زودتر به نتیجه برسی؟
بهش محبت کنم و بگم که همه ی زندگیمه و من هیچ وقت خیانت نمیکنم بهش ؟؟
این تست های روانشناسی که در مورد پارانوئید هست رو ببرم و به حالت سرگرمی و شوخی بگم بیا این تست ها رو بزنیم ؟
یا جدی صحبت کنم و بگم که بهم اعتماد داشته باش و برای راحتی خیالمون بریم روانپزشک ؟
واقعا چه کاری صحیحه ؟؟
آیا واقعا فراموش کرده قضیه رو و پشیمونه یا منتظره که بهش ثابت بشه ؟؟
از دوستان عزیز و کارشناسان محترم خواهش میکنم راهنماییم کنید .. دلم نمیخواد کارم اشتباه باشه و همه چیز رو خراب کنم ..








علاقه مندی ها (Bookmarks)