
نوشته اصلی توسط
baran.68
اینهایی که گفتی همسرت خبر داره ؟
بله باران جان .. ما قبل از اینکه به هم علاقه مند بشیم با هم دوست معمولی و همکار بودیم .. از طریق یه اشنا بخشی از جریان رو فهمید و بعد به وجود اومدن علاقه من همه چیز رو بهش گفتم .. چون میخواستم صادق باشم ..
خودش در گذشته ارتباطاتی از این دست داشته ؟ تا چه حد و چندتا؟ الان چطور فکر می کنی پایبندیش چقدرهست ؟ (مثلاً اون ارتباط اینترنتی که داشت اگر زمینه اش فراهم بشه باز ادامه میده )
خیلی .. خیلی زیاد .. با چهار یا پنج نفرشون رابطه ش جدی بوده و میخواسته ازدواج کنه ( سنش کم بوده و از 18 سالگی میخواسته سریع ازدواج کنه و بره خونه ی خودش ) .. با بیشتر دوست دخترهاش رابطه ی جنسی داشته ..
الان فکر میکنم بهم وفاداره .. چون جز همون یه رابطه ی اینترنتی که مدام میگفت دوست خانوادگیه و نمیتونم جوابشو ندم هیچ مورد دیگه ای خدایی ندیدم ازش .. با اون خانومی هم که حرف میزده دختر دوست خانوادگیشون بوده و دختره بهش ابراز علاقه میکرد و همسرم بحثو عوض میکرد .. چند بار حرفهاشون رو خوندم .. مدام هم میگفت من نیتی ندارم و بهش به چشم یه دوست نگاه میکنم فقط ..
آیا در رفتارهاش بی ثباتی می بینی ؟ حرفش یا تصمیمش رو راحت عوض کنه ؟
یکی از مشکلات من باهاش همین بی ثباتیشه .. اصلا نمیتونه سر یه حرفش بمونه و تا حد مرگ منو حرص میده .. هر روز یه تصمیم میگیره و روز بعد پشیمون میشه ..
دوگانگی رفتاری چی ؟مثلا یه بار قربون صدقه ات بره ، یه بار فحش و بدو بیراه بگه یا پرخاشگری کنه .
بله این مورد هم به وفور پیش اومده .. تازگی ها کمتر شده ولی قبلا خیلی زیاد بود ..
آیا همسرت تا به حال جلوی شما گریه کرده؟
بله دو یا سه بار .. یک بار به خاطر اینکه مواد کشیده بود و ما دعوامون شده بود .. یک بار چون در حق من ظلم کرده بود و ابروم رو جلوی مادرش برده بود . یک بار هم چون میخواست ماشین بخره و من مخالفت میکردم .
بعد از یک سالی و نیمی که گذشته اعتمادش به شما با قبل تفاوتی کرده یا خیر ؟
بله .. نسبت به قبل واقعا بهتر شده .. قبلا به همه چیز و همه کس شک داشت .. به تمام خانواده ی من .. به دوستهام .. به خودم خیلی زیاد !! اما الان بهتر شده ولی هنوز اون رگه های شک رو داره ..
علاقه مندی ها (Bookmarks)