سلام
دختر خوب وقتی روز رو با بگو بخند تمام کردید دیگه چرا خودت پیش قدم شدی که میدونم از .... ناراحتی و کلا ناراحتی رو دامن زدی و یا اصلا به وجود آوردی . شما حتی اگر مطمئن هم بودی نباید به روی خودت میاوردی تا جایی که بگه نمی خوام حرف بزنم و می خوام بخوابم . حتما کلی هم تماس گرفتی یا پیام دادی که میگی جواب نمیده . نکن این کار رو بگذار زمان بگذره و به روی خودت نیار ، عادی باش . اینجوری یک تقویت مثبت برای رفتاراش به وجود میاری .
به تاپیک قبلیت سر زدم اما همه پست هات رو وقت نکردم بخونم .
چندتا سوال دارم حتما جواب بده .
برای اینکه نذاشت درس بخونی چه دلیلی برات می آورد ؟
نسبت به دیگران هم این بدبینی رو داره ؟ مثلا نسبت به خواهر یا مادر البته نه در سطح شما . نسبت به افراد جامعه چی میگه؟
وقتی تو خیابون کسی به شما نگاه می کنه عکس العملش چیه ؟
نسبت به تمام شوخی های خانوادگی و فامیلی حساس هست یا نسبت به افراد خاصی ؟ اینجور مواقع چه برخوردی داره و چی میگه ؟
آیا این تصورات که دیگران باهاش بد هستن یا براش توطئه می کنند و.... رو داره ؟
از نظر اجتماعی چطور هست ؟ پرحرف یا کم حرف؟ کیفیت تعاملات اجتماعی چگونه است ؟آیا ارتباطات اجتماعی زیادی داره ؟ ارتباطات صمیمی مثل دوستان قدیمی با ارتباطات قوی و صمیمی داره یا نه سرد هست ؟ (دقت کن که تعاملات و ارتباطات اجتماعی زیاد با دوستی های صمیمی فرق داره )
آیا خوب زبون میریزه و به شما خوب ابراز علاقه می کنه یا نه ؟
برون گرا است یا درون گرا؟
آیا علاقه به شرکت در مهمانی ها دارد ؟ چگونه و به چه نحوی ؟ دامنه این مهمانی ها مربوط به خانواده است یا محدودیت ندارد؟
آیا می پذیره بدبینه یا نه مدام میگه که به شما اعتماد داره ؟ (جملاتش مهم نیست مثل اینکه به جامعه اعتماد ندارم و ... بیشتر مد نظرم میزان پذیرش بدبینی اش نسبت به شماست)
وقتی مسئله ای پیش بیاد زیاد دلیل و منطق میاره و انقدر حرف میزنه تا شما قانع بشی یا نه ؟
تهمت هاش به چه صورتی هست ؟ دلیل و اسنادی که براش میاره چی هست ؟
دلیلی که برای این همه محدودیت میاره چیه ؟ (اینکه حتی نمیذاره با دوستانتان ارتباط داشته باشید )
سر چه چیزهایی چندبار تا پای طلاق رفتید اما برگشتید ؟
.
====================
مریم عزیز پست ها هم زمان شد . پست شما رو ندیده بودم . ببخشید اگر جایی حرفامون تکراری شد .
.








علاقه مندی ها (Bookmarks)